رمان های ویژه سایت ما همه رمان ها
دانلود رمان ساقه ترد تپش

دانلود رمان ساقه ترد تپش

دانلود رمان ساقه ترد تپش دینا به دنبال یافتن آرامشی که گم کرده به خانه...

دانلود رمان فریاد بی صدا

دانلود رمان فریاد بی صدا

دانلود رمان فریاد بی صدا فریاد بی‌صدا فریاد مردیست که با تمام احساس و روحیه‌ی...

دانلود رمان ماریتا

دانلود رمان ماریتا

دانلود رمان ماریتا دلنواز دختری محکم و مستقل است که در پی آسیب های روانی...

دانلود رمان چیره دل

دانلود رمان چیره دل

دانلود رمان چیره دل به قلم: کلثوم حسینی نوع قلم: ادبی با دیالوگ محاوره. شخصیت‌ها:...

دانلود رمان آوازه

دانلود رمان آوازه

دانلود رمان آواز برهان خسته از کشمکش های موجود در خانواده راهی تهران میشه تا...

دانلود رمان چه خوبه عاشقی

دانلود رمان چه خوبه عاشقی

دانلود رمان چه خوبه عاشقی تاریخ:  به وقت سوم مرداد ماه نود و هشت. توضیح:...

دانلود رمان چتر خیس باران

دانلود رمان چتر خیس باران

دانلود رمان چتر خیس باران رمان: چترخیس باران. ژانر: عاشقانه. خلاصه: باران دختری که درگیر...

دانلود رمان دختر یا دردسر

دانلود رمان دختر یا دردسر

دانلود رمان دختر یا دردسر خلاصه: نفس دختری که دوست داره مستقل باشه و تلاش...

شما در مسیر:

صفحه اصلی

رمان عاشقانه

دانلود رمان غرق در تنهایی

هستید.

دانلود رمان غرق در تنهایی

دانلود رمان غرق در تنهایی

ازماشین پیاده شدم وراهی اتاق کارن دراین بین شایدنزدیک صدنفربهم
احترام گذاشتن (من مریم جودی هستم سرگردآگاهی،خیلی مغرورو
بداخلاق وبی احساس هستم ولی توی خانواده فردمهربونی هستم)
وارداتاق شدم وسرمیز نشستم صدای درزدن آمد،خیلی خشک گفتم:بفرمائید
سربازی واردشدبعداحترام گذاشتن گفت:سرهنگ جودی(بابام)باهاتون کاردارن
من:باشه
رفت بیرون.پووووووف یعنی باباچیکارم داره، پاشدم تااتاق باباهمع احترام
گذاشتن درزدم که بابام گفت:بفرمائید

قسمتی از رمان

واردشدم احترام گذاشتم وبعداون نشستم
من:بامن کاری دارین؟!
بابا:آره چندلحظه تاسرهنگ کاظمی بیاد.
من:باشع
داشتم گوسفندارو میشمردم تااین کسی که بابامیگفت بیاد
صدای درآمدوبعداون پسری چهارشونه وارد شدوبعداحترام گذاشتن روبع روی بابانشست منم که بیخیال
بابا:سرهنگ کاظمی دخترم سرگردجودی، کاظمی فقط سرشو تکون داد(پسربوق)
وجی:این به اون در،،،من:توخفع
بابا:قراریه عملیات برین امیدوارم که خوب کارتون رومثل همیشه انجام بدین البته یک ساعت دیگه کنفرانس داریم که من قبل کنفرانس گفتم

پارت۲

هردوسرمون روتکون دادیم به معنی باشه وبعدهردو ازاتاق خارج شدیم،من به طرف اتاق خودم اون هم همین طور

۱ساعت گذشت وبه طرف اتاق کنفرانس راهی شدم واون جا آتناوآیداوساراوفاطمه رو دیدم
من:سلام باهمه دست دادموکنار آتنا نشستم،
من:آتی
آتنا:بله
من:قضیه کنفرانس چیه میدونی؟! آتنا
آتناباشیطنتگفت:توکه اون بالایی،بایدبدونی نه ما،
من:مسخره
آتنا:ولی جدی منم خبری ندارم
بابام:اهم اهم،خوب،همه آمدن؟!
یه بله مثل دبستانی هاگفتیم وبابا شروع کردوگفت:
خب می خوایم یه باند مواد رو دستگیر کنیم وکسانی که به عنوان پلیس مخفی واردباند می شن سرگرد جودی وسرهنگ کاظمی هستن
که درهمه زمینه ها موفق بودن واز همه ی شما می خوام که باهدوتاشون همکاری کنین . مفهموم بود
همی یک صداگفتیم:بللللهههه
روی دیتاعکس خلاف کاروگذاشت وبرای هرکدومشون توضیح داد
فرید کله:دست راست رئیس وهمه کارا زیرزربین اون

18+
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: مریم کفایی
  • تعداد صفحه: 285
  • توجه:

    این رمان اختصاصی سایت رمانکده میباشد و کپی برداری از این اثر چه با ذکر و چه بدون ذکر منبع حرام می باشد .

  • منبع: www.Romankade.com

نظرتون راجب این رمان چی بود؟

۳ دیدگاه

  1. سارا گفت:

    رمانه کامله؟

    0
  2. مطهره گفت:

    اوله رمان نوشته بود که سرگرد آگاهیه و قراره برن ماموریت ولی تا آخر رمان خبری از ماموریت نشد
    تو ذوقم خرد فک میکردم رمان پلیسیه.

    0
  3. ناشناس گفت:

    چطوری میشه نسخه کامل رمان رو داشت چرا همشون نصفکارن

    0
...بیشتر

رمانکده را در رسانه ها دنبال کنید...

  • telegram
  • google
  • facebook
  • instagram
خبرنامه

جهت دریافت آخرین مطالب منتشر شده ایمیل خود را وارد نمایید.