رمانکده | دانلود رمان و کتاب
دانلود انواع رمان و دانلود انواع کتاب عاشقانه ، پلیسی ، تخیلی
دانلود رمان رعیت زاده

دانلود رمان رعیت زاده

کسی که بعد از ۸ سال دوری،وقتی با کابوسای زندگیش رو به رو میشه،چاره ای جز فرار نداره…
ولی وقتی به خاطر یه دوست،پاشو میذاره تو زندگیه کابوس اصلیش،اون یکی میتونه براش یه رویای شیرین شه….
نه؟

از نسل رعیت های عادی بود
اما با عشق ارباب دل شد

قسمتی از رمان

در با صدای تیکی باز شد. خونه اش وسطای جنگل بود. یعنی از یه قسمتی به بعد ماشین خور نبود. خیلیم بزرگ بود. از شیکم رعیتش زده تا اینو ساخته. خودشون تو رفاه زندگی میکنن،اون مردم بیچاره اون طوری. خدایا به اینام انصاف بده. مریم بانو این طوری نبود. اون انقدر به رعیتاش بها میداد که بیاو ببین.
از باغ ایونیشون که گذشتم رسیدم به یه ساختمون فوق العاده. واقعا این اربابای روستا چها که نمیکنن. خونه اش خونه نبود که قصر بود. بیرونش اینه درونش چیه! حالا من ندید بدید نیستما مال ماهم خونه است. ولی خب،این زیادی خونه است. در بزرگش باز شد و یه خانم با لباسای سفید پیدا شد. سلام کردم و گفتم–کجاست؟
خودشو کشید کنار و گفت–بفرمایید داخل منتظرتونن.
رفتم داخل. با راهنمایی دختره رفتم تو پذیرایی که دیدم یکی پشت به من نشسته رو مبل. خانمه یکم جلو رفت و گفت–ارباب اومدن.
طرف–میتونی بری.
اوهو. ادبم که نداری. نمیدونی وقتی مهمون میاد باید پاشی وایستی سلام کنی؟
مبلی که روش نشسته بودو دور زدم و رفتم رو به روش. صدای گریه یه بچه میومد. اولین چیزی که به ذهنم رسید بی رحم بود. با این که قیافه قشنگی داشت تما بد جور حس میکردم بده.

دانلود رایگان
دانلود رمان حباب اندروید،pdf،ایفون

  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: رانا
  • تعداد صفحات: 130
  • 763 روز پيش
  • علی غلامی
  • 33,981 بازدید
  • 6 نظر
https://www.romankade.com/?p=24942
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب
  • دینا
    سه شنبه 18 خرداد 1400 | 13:26

    چرا دانلود نمیشه لطفا راهنمایی کنین

  • ناشناس
    پنجشنبه 19 فروردین 1400 | 20:52

    عالیه مخصوصا اراده دختره

  • نرگس
    جمعه 10 مرداد 1399 | 00:12

    بابت رمان قشنگتون ممنون

  • کوثر
    جمعه 20 تیر 1399 | 15:35

    زمهریر هور

  • ناشناس
    یکشنبه 8 تیر 1399 | 00:46

    سلام دوستان دنبال یه رمانی میگردم که یه آقایی بود همسرش رو از دست داده بود و خواهر ناتنی زنش که اسمش آهو بود عاشق اون مرده میشه و مرد هم باهاش ازدواج میکنه ولی هم خودش و هم آهو می دونه که همیشه همسر اولش در قلبشه
    لطفا کسی می دونه بگه

  • Farnoosh
    پنجشنبه 8 خرداد 1399 | 18:21

    واقعا قشنگ بود من خیلی دوسش داشتم نه خیلی طولانی بود نه خیلی کم کشش هم نداده بود عالی بود عالی
    ممنون از نویسنده

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

درباره سایت
رمانکده | دانلود رمان و کتاب
بزرگترین سایت دانلود رمان عاشقانه ، رمان پلیسی ، رمان طنز در خدمت شما عزیزان می باشد . امیدواریم بهترین لحظات رو در کنار هم تجربه کنیم
آخرین نظرات
  • جلد دومش کی میاد ؟...
  • ننکخنرگس آبادانی...
  • sسلام . وقت بخیر .من الان خرید اینترنتی انجام دادم ، پیام هم فرستادم ,واسه شماره...
  • مرضیهچرا سیاهی لشکر...
  • zaynabخیلیییی عالی بود. رمانی به این خوبی نخونده بودم هرچقدرم بخونم تکراری نمیشه ممنون...
  • zaynabخیلیییی عالی بود. رمانی به این خوبی نخونده بودم هرچقدرم بخونم تکراری نمیشه ممنون...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمانکده | دانلود رمان و کتاب " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.