رمان های ویژه سایت ما همه رمان ها
دانلود رمان تاسیان

دانلود رمان تاسیان

دانلود رمان تاسیان شخصیت گیسو برداشت آزاد از شخصیت واقعی هست! گیسو که از طرف...

دانلود رمان مردی از جنس پریان

دانلود رمان مردی از جنس…

دانلود رمان مردی از جنس پریان مقدمه: یکی بود، دیگری نابود! زیر این سقف کبود،...

دانلود رمان پشت چراغ قرمز

دانلود رمان پشت چراغ قرمز

دانلود رمان پشت چراغ قرمز نویسنده : حانیا بصیری ژانر طنز /عاشقانه پشت قرمز داستان...

دانلود رمان تومور عشق

دانلود رمان تومور عشق

دانلود رمان تومور عشق شاید دلدادگی هم مانند تمام مرض‌های دنیا، برای هر کسی اول...

دانلود رمان گل شب بو

دانلود رمان گل شب بو

دانلود رمان گل شب بو داستان گل‌شب‌بو قصه‌ی دخترخاله و پسرخاله‌ایست که بی‌نهایت عاشق هم...

دانلود رمان جدال عشق و غیرت

دانلود رمان جدال عشق و…

دانلود رمان جدال عشق و غیرت روایت #واقعی از #استاددانشگاهی به نام #کمیل که #به...

دانلود رمان گناه سفید

دانلود رمان گناه سفید

دانلود رمان گناه سفید «تقدیم به امید و نور چشم شیعیان، آقا صاحب الزمان و...

دانلود رمان زیبادخت مظلوم

دانلود رمان زیبادخت مظلوم

دانلود رمان زیبادخت مظلوم رمان زیبادخت مظلوم... اثری فوق عاشقانه و عاطفی❤️❤️❤️ نویسنده: لیدا صبوری...

شما در مسیر:

صفحه اصلی

رمان عاشقانه

دانلود رمان کاس

هستید.

دانلود رمان کاس

دانلود رمان کاس

[ماییم و نوای بی‌نوایی…
بسم‌الله اگر حریفِ مایی] تاریخِ شروع: ۹۹/۲/۲۹

– خیال من تا حالا عاشق پاشِق نشده بودم… یعنی اصلاً به زندگیِ مشترک و این حرف‌ها فکر نکرده بودم… ولی وقتی تو رو با اون مانتوی گلبهی و روسریِ همرنگِ مانتوت سر به زیر تو خیابونِ امام دیدم بندِ دلم پاره شد… اون لحظه به خودم قول دادم که هر طور شده به دستت بیارم… هر طور شده تو رو تو خونه‌ام، کنارم و توی آغوشم داشته باشمت! می‌دونستی که من هیچوقت زیرِ قولم نمی‌زنم؟

#قسمتی_از_آینده ↑↑↑

قسمتی از رمان

★شیراز_ایران_بهارِ …۱۳★

بهار بود اما شکوفه نای پا گذاشتنِ به این خانه که هر روزَش آمیخته شده بود با جنگ و دعوا را نداشت.
صدای عربده‌ی خروش چهار ستونِ خانه را لرزاند:
-دِ مگه دستِ توئه دختره‌ی خیره سرِ؟
و پشتِ بندش صدای جیغِ خزان:
-آره! دستِ منه چون زندگیِ منه…من نمی‌ذارم زندگی‌ام رو تبدیل به جهنم کنین…طوری که هر روز آرزو کنم کاش می‌مردم! به من چه که خُلود رو می‌کشن؟ بکشن! خربزه رو اون خورده من باید پای لرزش بشینم؟
خُلود داد زد:
-هوی خـ…
با پرتاب دمپایی‌ای که مامان به سویش و برخورد دمپایی به کتفش حرفش قطع شد و ناباور گفت:
-اِ؟ مامان؟
-مامان و دردِ بی‌درمان!…جز جیگر نگیری الهی نمک نشناس! سر خواهرت قمار زدی بی‌غیرت؟ خواهرت؟ وای، وای…من آخر از دست تو سکته می‌کنم. وای خُلود وای!
حاج بابا با آن صدای پر صلابتش گفت:
-بسه! همتون ساکت شین! اینجا حرفِ آخر رو من می‌زنم و حرفِ آخرم اینه که خزان زنِ جسور آذری می‌شه! حالا هم همتون برین سرِ کاراتون…آخر هفته آذری میاد خزان رو نشون می‌کنه.

  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: غزل داداش پور
  • تعداد صفحه: 420
  • توجه:

    این رمان اختصاصی سایت رمانکده میباشد و کپی برداری از این اثر چه با ذکر و چه بدون ذکر منبع حرام می باشد .

  • منبع: www.Romankade.com

نظرتون راجب این رمان چی بود؟

یک دیدگاه

  1. helenaaaa گفت:

    رمان قشنگ و خواندنی بود خداقوت میگم به نویسنده ی عزیز
    لطفا رمان آقای مارک دار رو هم توی سایت قرار بدید

    6+
...بیشتر

رمانکده را در رسانه ها دنبال کنید...

  • telegram
  • google
  • facebook
  • instagram
خبرنامه

جهت دریافت آخرین مطالب منتشر شده ایمیل خود را وارد نمایید.