رمان های ویژه سایت ما همه رمان ها
دانلود رمان تاسیان

دانلود رمان تاسیان

دانلود رمان تاسیان شخصیت گیسو برداشت آزاد از شخصیت واقعی هست! گیسو که از طرف...

دانلود رمان مردی از جنس پریان

دانلود رمان مردی از جنس…

دانلود رمان مردی از جنس پریان مقدمه: یکی بود، دیگری نابود! زیر این سقف کبود،...

دانلود رمان پشت چراغ قرمز

دانلود رمان پشت چراغ قرمز

دانلود رمان پشت چراغ قرمز نویسنده : حانیا بصیری ژانر طنز /عاشقانه پشت قرمز داستان...

دانلود رمان تومور عشق

دانلود رمان تومور عشق

دانلود رمان تومور عشق شاید دلدادگی هم مانند تمام مرض‌های دنیا، برای هر کسی اول...

دانلود رمان گل شب بو

دانلود رمان گل شب بو

دانلود رمان گل شب بو داستان گل‌شب‌بو قصه‌ی دخترخاله و پسرخاله‌ایست که بی‌نهایت عاشق هم...

دانلود رمان جدال عشق و غیرت

دانلود رمان جدال عشق و…

دانلود رمان جدال عشق و غیرت روایت #واقعی از #استاددانشگاهی به نام #کمیل که #به...

دانلود رمان گناه سفید

دانلود رمان گناه سفید

دانلود رمان گناه سفید «تقدیم به امید و نور چشم شیعیان، آقا صاحب الزمان و...

دانلود رمان زیبادخت مظلوم

دانلود رمان زیبادخت مظلوم

دانلود رمان زیبادخت مظلوم رمان زیبادخت مظلوم... اثری فوق عاشقانه و عاطفی❤️❤️❤️ نویسنده: لیدا صبوری...

شما در مسیر:

صفحه اصلی

رمان عاشقانه

دانلود رمان لعبت رمنده

هستید.

دانلود رمان لعبت رمنده

دانلود رمان لعبت رمنده

همیشه یک دلیل هست
برای اینکه کسی را
غیر معمولی دوست بداریم ..!
مثلا لبخندش…
مثلا چشم‌هایش…
مثلا چشماش…
چجوری میگن بهش فکر نکن ،
آدم وقتی جاییش درد میکنه میتونه بهش فک نکنه؟
من بند بندِ وجودم براش درد میکنه …
سوگند…
سوگند به نامش…
سوگند به سوگندم….♡
سوگندی که لعبت است
لعبتی خشن!
و لعبت رمنده….

قسمتی از رمان

دستمو داخل کیفم کردم و از توش یه تراول پنجاهی دراوردم. با اعتماد کاذب پول رو روی پیشخوان گذاشتم و به صاحب پیشخوان نگاهی انداختم‌.
مسئول پیشخوان نگاهی به داروها و نگاهی به پنجاه تومنی انداخت.
نیشخندی زد و گفت
-خانوم خب اگه ندارین عیب نداره میتونید به اندازه ی پولتون دارو ببرید بقیشو بعدا ببرید.
جان؟این الان چی گفت؟اگه ندارییید؟مگه چقدره؟
خب سوگند خودتو اذیت نکن نفس عمیق بکش حتما دوتومن یا نهایت پنج تومن کم دادی.
نیشخندی مثل خودش حوالش کردم و گفتم
-لازم نکرده همشو میبرم
اشاره به پنجاه تومنی کرد و گفت
-هه با این؟
نه مثل اینکه این مردک کرم داشت. حالا درسته حرفش منطقی بود اما حق نداشت نیشخند بزنه مرتیکه ی گوریل.
قیافمو شبیه ادمای پولدار و اونایی کردم که مثلا مبلغ براشون مهم نیست .صدامو صاف کردم و با اعتماد بنفسی که نمیدونستم از کجا اومده گفتم
-هر هر مگه این چشه؟اینی که بهش میگید اییین تراوله هاا.اصلا شما مبلغ اصلی رو بگید ببینم مثلا چقدر فرق داره اصلا هرچی بود پنج تومنم میزارم روش میدم بهتون‌.
مرده با یه نگاهی که توش اره جون عمت خاصی موج میزد منو برانداز کرد، به مانتوی مشکی رنگم که دیگه بهتره بگم سفید رنگم با تردید و تمسخر نگاه کرد .
ابروهاشو بالا انداخت و به چشمام زل زد ،خیلی جدی گفت
-سی صد و هشتاد هزار تومن
دهنم اندازه ی گلابی باز شد. سی صد و هشتاد سر دوتا دونه امپول؟
منو باش فکر میکردم پنجاه میدم بسه تازه برای بقیش هم نقشه کشیده بودم.ولمون کن بابا فکر کنم ایسگام کرده.
آرنجم رو روی میز پیشخوان گذاشتم و سرمو اوردم جلو. صدامو مثل لاتای توی کوچه کردم و گفتم

 

9+
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: نیلوفر دلیریان
  • تعداد صفحه: 430
  • توجه:

    این رمان اختصاصی سایت رمانکده میباشد و کپی برداری از این اثر چه با ذکر و چه بدون ذکر منبع حرام می باشد .

  • منبع: www.Romankade.com

نظرتون راجب این رمان چی بود؟

۳ دیدگاه

  1. سرور گفت:

    چرا نمیشه دانلود کرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    0
  2. Star گفت:

    خوب بود

    4+
  3. ناشناس گفت:

    چرارمان دانلودنمیشه؟

    3+
...بیشتر

رمانکده را در رسانه ها دنبال کنید...

  • telegram
  • google
  • facebook
  • instagram
خبرنامه

جهت دریافت آخرین مطالب منتشر شده ایمیل خود را وارد نمایید.