رمان های ویژه سایت ما همه رمان ها
دانلود رمان تردیدی به رنگ دل

دانلود رمان تردیدی به رنگ…

دانلود رمان تردیدی به رنگ دل رمان تردیدی به رنگ دل دل آشوبم از زندگی...

رمان او خودش باران بود

دانلود رمان او خودش باران…

دانلود رمان او خودش باران بود حامد به اجبار ماه منیر را راضی کرد تا...

دانلود رمان دختران مثبت در همسایگی پسران منفی

دانلود رمان دختران مثبت در…

دانلود رمان دختران مثبت در همسایگی پسران منفی "این رمان اختصاصی انجمن رمان‌های عاشقانه‌ است...

دانلود رمان ساقه ترد تپش

دانلود رمان ساقه ترد تپش

دانلود رمان ساقه ترد تپش دینا به دنبال یافتن آرامشی که گم کرده به خانه...

دانلود رمان فریاد بی صدا

دانلود رمان فریاد بی صدا

دانلود رمان فریاد بی صدا فریاد بی‌صدا فریاد مردیست که با تمام احساس و روحیه‌ی...

دانلود رمان ماریتا

دانلود رمان ماریتا

دانلود رمان ماریتا دلنواز دختری محکم و مستقل است که در پی آسیب های روانی...

دانلود رمان چیره دل

دانلود رمان چیره دل

دانلود رمان چیره دل به قلم: کلثوم حسینی نوع قلم: ادبی با دیالوگ محاوره. شخصیت‌ها:...

دانلود رمان آوازه

دانلود رمان آوازه

دانلود رمان آواز برهان خسته از کشمکش های موجود در خانواده راهی تهران میشه تا...

شما در مسیر:

صفحه اصلی

رمان عاشقانه

دانلود رمان تاریخ برلیان

هستید.

دانلود رمان تاریخ برلیان

دانلود رمان تاریخ برلیان

داستان درمورد دختری به اسم باران هست که توی یه خانواده عادی و توی شمال زندگی میکنه!
این دختر سختی های زیادی میکشه…تا به عشقش برسه.
یه پیرمرد که ایا کمکش میکنه؟ یا شاید هم فریبش میده!!!
ژانر: تخیلی_عاشقانه

قسمتی از رمان

پامو آروم توی آب دریا گذاشتم،بدنم از سردی آب سرد شد. چشمامو بستم و به این فکر کردم که اولین باریه که مامان و بابا اجازه دادند که یکم ازشون دور باشم،هیچ وقت نفهمیدم که چرا من تنها نباید بیرون برم؟!
با احساس معلق شدن توی هوا اومدم چشمامو باز کنم که یه نفر گرفتشون.انقدر ترسیده بودم که فقط جیغ میکشیدم.یه لحظه اومدم ازبین دستای قوی اون مرد بیرون بیام که خودمو توی ماشین پیدا کردم.تندتند شروع کردم به تکون خوردن،اینکه نمی تونستم هیچ جارو ببینم خیلی آزار دهنده بود.همین طور که جیغ و داد میکردم و تکون میدادم خودم رو یه دستمالی جلوی دهنم گرفته شد و بعد کم کم سر گیجه گرفتم و از هوش رفتم…

 

22+
  • ژانر: تخیلی،عاشقانه
  • نویسنده: شادی
  • تعداد صفحه: 360
  • توجه:

    این رمان اختصاصی سایت رمانکده میباشد و کپی برداری از این اثر چه با ذکر و چه بدون ذکر منبع حرام می باشد .

  • منبع: www.Romankade.com

نظرتون راجب این رمان چی بود؟

۳ دیدگاه

  1. Shadi گفت:

    خیلی ممنونم ازتون❤
    راستش از این رمانم خودمم زیاد راضی نبودم.و اینکه اولین رمانم بود.
    ایشالله رمان های بعدی بهتر باشن

    4+
  2. Nooshin گفت:

    موضوع خوبی داشت ولی متاسفانه خیلی سریع تمومش کرد. مثلا با پیدا کردن گردنبند خیلی ایدهای جالب میشد درموردشون نوشت. ترتیب پارت ها در pdf خیلی ببخشید که صریح میگم ولی افتضاح بود. همش باید میگشتم دنبال پارت بعدیی. غلط چه املایی و چه گرامری هم که فراوان. اگه قبل از انتشار ویرایش میشد بهتر بود. کلا تو ذوقم خورد. همش منتظر بودم ببینم بعد از پیداکردن گردنبند چی میشه ولی هیچ اتفاقی نیوفتاد. پختگی نویسنده از شروع تا پایان حس میشد که چطوری از یک نوشته ی بچگانه رشد میکنه و بهتروبهتر میشه اما باز هم ضعف هایی که عرض کردم وجود داشتن. امیدوارم نویسنده ی عزیز در کار های بعدیشون بیشتر دقت کنن. با آرزوی موفقیت

    5+
  3. سانیا گفت:

    خوب بود

    4+
...بیشتر

رمانکده را در رسانه ها دنبال کنید...

  • telegram
  • google
  • facebook
  • instagram
خبرنامه

جهت دریافت آخرین مطالب منتشر شده ایمیل خود را وارد نمایید.