رمانکده | دانلود رمان و کتاب
دانلود انواع رمان و دانلود انواع کتاب عاشقانه ، پلیسی ، تخیلی
دانلود رمان مردی از جنس پریان

دانلود رمان مردی از جنس پریانمقدمه:یکی بود، دیگری نابود!زیر این سقف کبود، میان دو احساس خواستن و انتقام جنگ خونین و سختی به پا شد. وقتی دو احساس به خودشان آمدند و دست از جنگ کشیدند، متوجه شدند که ویرانی های جبران ناپذیری به جای گذاشتند؛ یک مشت قلب ترک خورده و باورهای در هم شکسته شد تمام آن چه که برایشان باقی ماند. در پی جبران گشتند تا او را برای بند زدن این خرده احساسات بیاورند.جبران وقتی در ...

  • 539 روز پيش
  • علی غلامی
  • 8,372 بازدید
  • 6 نظر

دانلود رمان گناهکاران

دانلود رمان گناهکاران

دانلود رمان گناهکارانرمان گناهکاران  من مرد دو چهره ی روزگار هستم؛ همان پسر سر به راه گذشته ها و مرد کینه توز این روزها. بی رحمی شده سر لوحه ی زندگی ام.در من به دنبال ویژگی مثبت نباش!من خالی ام از تمام خوبی ها. آری، من قدر مطلق سیاهی ها و نماینده ی تمام کسانی هستم که در این میان ضربه خورده اند.من آماده ام تا انتقام بگیرم. میز عدالتی تشکیل می دهم و خودم هم قاضیش می شوم. بی ...

  • 810 روز پيش
  • علی غلامی
  • 12,541 بازدید
  • 11 نظر
دکلمه صوتی پاورقی

دکلمه صوتی پاورقیازش پرسیدم: چرا برای خونه رفتن عجله داری؟!در جوابم لبخند زد و گفت: آخه هیچ جا خونه ی خود آدم نمی شه.پوزخندم جون گرفت و زمزمه کردم: ولی من دوست ندارم این جاده تموم بشه.هر چی ازم پرسید منظورت چیه و چرا، جواب درست و درمونی بهش ندادم، اونم انقدر درگیر هیجاناتش بود که بعد از ده پونزده دقیقه بی خیالم شد.پیش خودم فکر کردم چه خوبه آدم امیدش به یه خونه ی گرم و نقلی باشه که ...

داستان کوتاه و زیبای عاشقی شهامت میخواهد

داستان کوتاه عاشقی شهامت میخواهد به قلم عطیه شکریبه نام خدانام اثر: عاشقی شهامت می خواهدبه قلم: عطیه شکری - بعد از انجام کارت یه راست برگرد پاسگاه سر پستت!پرونده را از دستم گرفت اما قدم از قدم برنداشت. موشکافانه نگاهی به چشمان فراریش انداختم و با جدیت پرسیدم:چرا وایستادی؟ برو دیگه!بالاخره دلش را به دریا زد و پر استرس خواسته اش را به زبان آورد:جناب سرگرد اجازه می دید یه امروز رو بعد از کارم مرخص شم؟!نگاه پر غروری به ...

داستان کوتاه تفسیر عشق

داستان کوتاه تفسیر عشق به قلم عطیه شکریبیلچه ی درون دستم را گوشه ای رها کردم و ریشه ی بوته ی کوچک نسترن را از درون گلدان درآوردم وبر روی خاک باغچه گذاشتم.بی آن که بازگردم، حضورش را احساس می کردم. می دانستم عزیز دردانه ی این عمارت با پدرش سرجنگ دارد و این روزها پژمرده ترین گل باغم است. آه عمیقی که کشید را به وضوح شکار کردم. دلم گرفتاز این حجم غصه که در دلش تلنبار شده بود؛ ...

  • 1291 روز پيش
  • علی غلامی
  • 849 بازدید
  • 2 نظر
داستان کوتاه شرمنده ام آقا

داستان کوتاه شرمنده ام آقا به قلم عطیه شکریمریم بینی اش را بالا کشید و همان طور که کیسه ی یخ را بر روی پیشانی ام می گذاشت، شروع به گله و شکایت کرد:آخه داداش من این چه کاریه که با خودت کردی؟!سردی یخ، پوست سرم را سوزاند؛ چهره ام در هم فرو رفت و نالان اعتراض کردم:آخ، چته دختر؟! درد می کنه، یواش تر!از قصد، کیسه را به سرم بیشتر فشرد و با حرص گفت:حقته! آخه مگه تو لاتی ...

داستان کوتاه زنگ تحلیلی | به قلم عطیه شکری

داستان کوتاه زنگ تحلیلی | به قلم عطیه شکریخب چرا مامان با ما نمی آد؟- چون مامان دلش نمی خواد با ما بیاد.دست دخترک را کشید و قدم از قدم برداشت اما بهار مصرانه به عقب چرخید و با آن اخم های معترضش لب زد:مامان بیا اونجا خیلی خوش می گذره!مرد جوان کلافه شد و به قدم هایش سرعت بخشید و دخترک را به دنبال خودش کشید.دختر با پا فشاری هنوز هم مادرش را می خواند اما گویی مادرش ساز ...

دکلمه صوتی مردها هم احساس دارند

دکلمه صوتی مردها هم احساس دارنددکلمه صوتی مردها هم احساس دارند به گویندگی میثم رضایی و به قلم عطیه شکری   [caption id="attachment_13759" align="aligncenter" width="300"]  [/caption] [playlist images="false" ids="13734"] دسترسی به تمامی کارهای میثم رضایی :www.romankade.com/tag/میثم-رضایی

داستان کوتاه مجنون

داستان کوتاه مجنون- وایی هوا چه قدر سرد شده؟چشمانم که به نوک سرخ شده ی بینی اش افتاد، لبخند عمیقی بر روی لبان جا خوش کرد.با دیدن لبخندم، اخم در هم کشید و اعتراض کرد:به چی می خندی مگه دلقک دیدی؟لبخندم را محو می کنم و با سر انگشت ضربه ی کم جانی به بینی اش می زنم.- تا حالا کسی بهت گفته وقتی عصبانی می شی قیافه ات خواستنی تر می شه؟لب گزید و سرش را به زیر انداخت. ...

داستان کوتاه راز آن موهای جوگندمی

داستان کوتاه راز آن موهای جوگندمیسرم را از دنیا مجازی بیرون می کشم و نگاهم را به دستان رنجورش می دوزم.دلم می گیرد از تمام تنهایی هایی که سهم این زن شده است در تمام این سالهای عمر خزانش.تیله ی چشمانم به رقص در می آید و او می پرسد:چی شده مادر؟و من دروغ می گوییم به این مادر نمونه و سرش را شیره می مالم با جواب های کلیشه ایم:هیچی مامان بزرگ، ان قدر به صفحه ی گوشی خیره ...

  • 1591 روز پيش
  • علی غلامی
  • 1,044 بازدید
  • یک نظر
داستان کوتاه عاقبت اعتماد

داستان کوتاه عاقبت اعتمادروزی سگ شکاری جوانی عاشق یک گرگ شد. با آن که می دانستاو از آن گرگ دیگریست و خواستنش بی ثمر اما دست از تلاش نکشید وبه نزد پدر گرگ رغیب رفت تا از او رسم زندگانی بیاموزد بلکه بتواند خود را در دل دخترک جا کند.به گرگ پدر گفت:به من زندگانی بیاموز!گرگ او را به نزدیک پرتگاهی برد و گفت:از این جا بپر!سگ به ارتفاع نچندان زیاد دره نگاهی انداخت اما عقلش رضا نداد به پریدن. ...

  • 1607 روز پيش
  • علی غلامی
  • 2,298 بازدید
  • یک نظر
دکلمه صوتی آخر سال

دکلمه صوتی آخر سالداستان صوتی دفتر دار به نویسندگی  عطیه شکری و به گویندگی الناز  [caption id="attachment_11883" align="aligncenter" width="450"]  [/caption] [playlist images="false" ids="11884"]    درصورت تمایل به همکاری با تیم صوتی سایت رمانکده نمونه کار یا دکلمه خودتون رو به ای دی تلگرامی زیر ارسال کنید : @ROMAN_ADMIN

ورود کاربران

درباره سایت
رمانکده | دانلود رمان و کتاب
بزرگترین سایت دانلود رمان عاشقانه ، رمان پلیسی ، رمان طنز در خدمت شما عزیزان می باشد . امیدواریم بهترین لحظات رو در کنار هم تجربه کنیم
آخرین نظرات
  • ممنون بابت رمان خوبتون پس چرا نصفه بود...
  • haniehیه بار دیگه لینکشو بزارید...
  • ناشناسعالی عالی بود مثه بقیه ی رمانات...
  • yaldaمن عاااااشق نوشته های خانم بهمن زاد هستم، امیدوارم این نویسنده ی خوش ایده رو توی...
  • Faسلام و درود خدمت شما نویسنده ی عزیز ..خسته نباشید بزرگوار تعریف رمان شما رو زیاد...
  • یه بنده خداسلام و درود به شما نویسنده ی عزیز..خسته نباشید.. تعریف رمان شما رو زیاد شنیدم و...
ابر برچسب ها
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمانکده | دانلود رمان و کتاب " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.