شما در مسیر:

صفحه اصلی

داستان

هستید.
  • داستان کوتاه سفید به رنگ خون

    داستان کوتاه سفید به رنگ خون

    داستان کوتاه سفید به رنگ خون "داستان کوتاه سفید به رنگ خون" "مرضیه بختیاری" با استرس نگاهی به اطراف انداختم و با چشمانی که دو دو میزد به دستان خونی‌ام خیر شدم. با سکسکه‌ای که از ترس، گریبان گیرم شده...

    more
  • داستان کوتاه گناه دلدادگی

    داستان کوتاه گناه دلدادگی

    داستان کوتاه گناه دلدادگی ←بِه‍ْ نٰام‍ِ خٰالِق‍ِ عِشقْـ→   °گناه دلدادگی°   °نویسنده: فاطمه معماری ۸۴°   چه میدانستم به این سادگی دل می‌دهم. مگر تقدیر را برایم بازگو کرده‌ بودند؟ چه ساده دل باختم، دنیا برایم هم جهنم شد...

    more
  • داستان کوتاه مغزهای زنگ زده

    داستان کوتاه مغزهای زنگ زده

    داستان کوتاه مغزهای زنگ زده ♡ به نام آنکه اگر حکم کند،همه محکومیم ♡ "مغزهای زنگ زده" نویسنده:مهدیس رحیمی موتور و سر کوچه پارک کردم. نباید کسی می دید وگرنه براش بد میشد . از دور دیدمش که با دو...

    more
  • داستان کوتاه همه‌ رو‌ برق‌ میگیره‌ منو‌ چراغ‌ نفتی

    داستان کوتاه همه‌ رو‌ برق‌ میگیره‌ منو‌ چراغ‌ نفتی

    داستان کوتاه همه‌ رو‌ برق‌ میگیره‌ منو‌ چراغ‌ نفتی به نام یزدان پاک #همه‌رو‌برق‌میگیره‌منو‌چراغ‌نفتی #مریم_افتخاری_فر قسمت یک : گرمم بود، لحاف رو کنار زدم و طاق باز خوابیدم که صدای زمختی تو گوشم پیچید: - بیداری؟... حاجیه خانوم پاشو ناشتایی...

    more
  • داستان کوتاه در انتطار آغوشت

    داستان کوتاه در انتطار آغوشت

    داستان کوتاه در انتطار آغوشت آنالی:برخوردار از محبت مادر،نور چشم مادر این بار هم مثل همیشه از دست نفرین ها و ناسزا هایش به اتاقش پناه برد و بغضی که گریبان گیر گلویش شده بود را بلعید. به سمت آینه...

    more
  • داستان کوتاه فراموش‌شدگان

    داستان کوتاه فراموش‌شدگان

    داستان کوتاه فراموش‌شدگان قلم: شیما حسن پور (شین.ح)   (خورشید) -بیا تو!!!! نفس عمیقی کشیدم و بعد از فرو خوردن هوایی که بوی تند تنباکو در آن پیچیده شده بود، وارد اتاق بزرگ و نیمه تاریک شدم.در را به آرامی...

    more
  • داستان کوتاه معجزه نقاشی

    داستان کوتاه معجزه نقاشی

    داستان کوتاه معجزه نقاشی نام داستان: معجزه‌ی نقاشی نویسنده:دخترزمستانی(مهنازsm) موضوع:کودکانه   یکی بود یکی نبود، غیراز خدای مهربون هیچ‌کس نبود. در روزگاران قدیم دختری بود که با مادربزرگ پیر و مریضش توی جنگل های شمال زندگی می‌کرد. دختر کوچولومون اسمش...

    more
  • داستان کوتاه غوغای عشق

    داستان کوتاه غوغای عشق

    داستان کوتاه غوغای عشق به نام خدایی که از ابتدای خلقت عشق را در سرشت ما نهاد مریم فراهانی (مریسا)   نام اثر : غوغای عشق ۴ بهمن ماه ۱۳۹۹ چشمانم را می‌گشایم ، باز هم درست مانند روزهای قبل...

    more
  • داستان کوتاه طلوع

    داستان کوتاه طلوع

    داستان کوتاه طلوع | طلوع | | مرجان جانی | ۱۱/۳/۱۴۰۰ _الو.. قطع نکن.. یه دقیقه صبر کن. سپی... چیشد  آخه! کی چی گفته؟؟ کاری کردم؟؟ خانوادم رفتار بدی داشتن..؟   سپیده: نه فقط زود تصمیم گرفتم.. من هنوز خیلی...

    more
  • داستان کوتاه پنج دیوانه

    داستان کوتاه پنج دیوانه

    داستان کوتاه پنج دیوانه به نام خدا صدای جیغ میان آن سکوت چند دقیقه قبل طنین می اندازد... یکی لپش را باد کرده و می ترکاند. یکی درحال خندیدن است و یکی دیگر با صورتی که حالتی را نشان نمی...

    more
  • داستان کوتاه این داستان پروانه

    داستان کوتاه این داستان پروانه

    داستان کوتاه این داستان پروانه به‌نام زندگانی، حرام شد جوانی. داستان: پروانه نویسنده: فاطمه معماری_۸۴ - مامان، مامان تو رو خدا گوش کن... مامااان. مامانم بدون توجه به صدای زجه‌هام، در اتاق رو قفل کرد و با صدای خشنی گفت:...

    more
  • داستان کوتاه نابینای دلداده

    داستان کوتاه نابینای دلداده

    داستان کوتاه نابینای دلداده همه ی ما انسان ها در قسمتی از زندگی مان درگیر انسان های بی صفت شدیم و همان انسان ها باعث و بانی نابینا و ناشنوا شدنمان شدند. چقدر دردناک است در شهری که همه نابینا...

    more
  • داستان کوتاه به آرامی نا امیدم کن

    داستان کوتاه به آرامی نا امیدم کن

    داستان کوتاه به آرامی نا امیدم کن   به آرامی نا امیدم کن             به نام خدا صلی الله عیلک یا ولی العصر (عج) ادرکنی **** صدای گریه ی زجر آور مادرم سکوت را می...

    more
  • داستان کوتاه در آغوش دریا

    داستان کوتاه در آغوش دریا

    داستان کوتاه در آغوش دریا نویسنده: زینب انوشا به نام خدا صلی الله علیک یا ولی اعصر (عج) ادرکنی ***** پاهای برهنه ام را به آرامی حرکت میدهم. آب شور دریا نوازشی دلنشین به من هدیه میدهد و من برای...

    more
  • داستان کوتاه چشمای شیشه ای

    داستان کوتاه چشمای شیشه ای

    داستان کوتاه چشمای شیشه ای به نام خداوند دل‌های عاشق•   داستان کوتاه: چشمان شیشه ای   نویسنده: مرضیه قنبری   (انجمن آقای غلامی) داستان کوتاه روی پای خودت باش داستان کوتاه مرد ماهیگیر داستان کوتاه مرگ از زاده ی...

    more
  • داستان کوتاه گناه دل دادگی

    داستان کوتاه گناه دل دادگی

    داستان کوتاه گناه دل دادگی ←بِه‍ْ نٰام‍ِ خٰالِق‍ِ عِشقْـ→   °گناه دلدادگی°   °نویسنده: فاطمه معماری ۸۴°     ↓↑کاربر انجمن رمان‌های عاشقانه، آقای علی غلامی↑↓       چه میدانستم به این سادگی دل می‌دهم. مگر تقدیر را برایم...

    more
  • داستان کوتاه امید به آینده ای بهتر

    داستان کوتاه امید به آینده ای بهتر

    داستان کوتاه امید به آینده ای بهتر کارم که در آشپزخانه تمام می شود به سمت پذیرایی حرکت می کنم. اولین قدم را که در آن می گذارم، ناگهان درد مهیبی کل وجودم را فرا می گیرد. آن قدر شدید...

    more
  • داستان کوتاه این است زندگی من

    داستان کوتاه این است زندگی من

    داستان کوتاه این است زندگی من به نام خودش ..     نگاهی در آیینه ی ماشین به خودم می ندازم. موهای شرابی رنگم رو دو طرفه روی صورتم می ریزم و حالت موج دارشون رو دوست دارم. چشم هامو...

    more
  • داستان کوتاه سیاه

    داستان کوتاه سیاه

    داستان کوتاه سیاه بنام او   ...     آدامس رو داخل دهنش می ندازه و با اعصابی داغون به مرد روبروش چشم می دوزه. صدای مرده به گوش هاش میرسه، با ناله، با التماس. -سیاه خان، جان مادرت، جان...

    more
  • داستان کوتاه گریه ام از توست

    داستان کوتاه گریه ام از توست

    داستان کوتاه گریه ام از توست داستان کوتاه گریه ام از توست نویسنده: فاطمه احمدی   از وقتی مادربزرگ را به خاک سپرده بودیم، با هیچ کس حتی کلمه ای حرف نزده بود. در آن سرمای استخوان سوز زمستان روی...

    more
رمانکده در شبکه های اجتماعی

رمانکده را در رسانه ها دنبال کنید...

  • telegram
  • instagram