شما در مسیر:

صفحه اصلی

داستان عاشقانه

هستید.
  • داستان کوتاه گوهر وجود

    داستان کوتاه گوهر وجود

    داستان کوتاه گوهر وجود #داستانک_گوهر_وجود #نویسنده_نرگس_واثق   لنگان لنگان در حالی که نفس نفس می‌زنم، چند قدم دیگر بر می‌دارم اما سرم گیج می‌رود و دنیا پیش چشمانم سیاه و تار می‌شود. دیگر توان راه رفتن را ندارم و از...

    more
  • داستان کوتاه فرزند خوانده

    داستان کوتاه فرزند خوانده

    داستان کوتاه فرزند خوانده فرزندخونده #مهسا چند ضربه به در زدم وبعد از بفرمایید خانم زمانی وارد اتاق شدم.سرمو بلند کردم ونگاهی به داخل اتاق کردم.یه زن ومردی روبروی خانم زمانی نشسته بودن. _سلام خانم زمانی با لبخند جوابمو داد:سلام...

    more
  • داستانک شب اقرار، روز افتخار

    داستانک شب اقرار، روز افتخار

    داستانک شب اقرار، روز افتخار ۱ به نام او شب اقرار، روز افتخا ر چند تکه لباس به اضافهی یکی دو قطعه جواهر داخل چمدانم جای داد م سپس با اندکی مکث به سمت مدارکم رفتم تا برشان دارم که...

    more
  • داستان کوتاه ارمغان یک پاییز

    داستان کوتاه ارمغان یک پاییز

    داستان کوتاه ارمغان یک پاییز داستان کوتاه ارمغان یک پا یز » آوان « به قلم:آوا موسوی در آسانسور را باز می کنم و مستقیم به سمت چپ آسانسور حرکت می کنم. در انتهای راهروی بلند،استیشن پرستار ی وجود دارد...

    more
  • داستان کوتاه گندمک

    داستان کوتاه گندمک

    داستان کوتاه گندمک شایسته, [۲۴٫۰۴٫۲۰ ۲۲:۵۴] farzaneh💙: «بِسْمِ اللّٰه ِالرَّحمٰنِ الرَّحیم» خدایا به امید تو مقدمه: حلقه‌ی گیسوی تو، حسرت انگشتان من است. آه دخترم! شعرت نبودنت را چه تلخ به رخ پدرانه‌هایم می‌کشد... فرزانه قربانی (گندمک) در یک شب...

    more
  • داستان کوتاه فریاد های خفقان آور

    داستان کوتاه فریاد های خفقان آور

    داستان کوتاه فریاد های خفقان آور پاهایم ذره ای توان برای تحمل وزنم را نداشت تا کمی کمکی به حفظ تعادم کند، هرچند وزنی نداشتم. به این مانند بود که وزنه ای صد کیلویی را با بی رحمی تمام به...

    more
  • داستان کوتاه مجرم بی دفاع

    داستان کوتاه مجرم بی دفاع

    داستان کوتاه مجرم بی دفاع مجرم بی دفاع مرا هزار امید است و هر هزار تویی! - توی دوتا تیله ی خاکی رنگ اش گم شده بودم و هیچکس نبود که من رو از این باتلاق شن زار نجات بده......

    more
  • دانلود داستان ساحره‌ ی پنهانی

    دانلود داستان ساحره‌ ی پنهانی

    دانلود داستان ساحره‌ ی پنهانی شهر فقرا بود؛ یعنی به آن نام می‌شناختنش. کم پیش می‌آمد تا رهگذری مسیرش به آن سو کج شود، شاید سالی، دو سالی، سه سالی یک‌بار. مردمان تنگ‌دستی داشت، به نان شبشان محتاج بودند. از...

    more
  • داستان کوتاه مرگ از زاده ی توسن

    داستان کوتاه مرگ از زاده ی توسن

    داستان کوتاه مرگ از زاده ی توسن نام داستان: 💐مرگی از زاده ی توسن💐 "داستانی دیگر از بیتا طوسی" هر قدمی که به سوی اتاقی که الان برام حکم زندون رو داشت، بر می داشتم، به انگار که ذره ذره...

    more
  • داستان کوتاه تفسیر عشق

    داستان کوتاه تفسیر عشق

    داستان کوتاه تفسیر عشق به قلم عطیه شکری بیلچه ی درون دستم را گوشه ای رها کردم و ریشه ی بوته ی کوچک نسترن را از درون گلدان درآوردم و بر روی خاک باغچه گذاشتم. بی آن که بازگردم، حضورش...

    more
  • دفترچه ی خاطراته پیش پا افتاده

    داستان کوتاه دفترچه ی خاطراته پیش پا افتاده

    ? داستان_کوتاه ✨ دفترچه ی خاطراته پیش پا افتاده ? ژانر عاشقانه ✍ بقلم نجمه کامل به نام خدا دفترچه ی خاطراته پیش پا افتاده به قلم:نجمه کامل (دنیای پشت شیشه): همیشه عینک به چشم هایم می زدم؛ واین باعث...

    more
  • جایزه

    داستان کوتاه جایزه

    ? داستان_کوتاه ✨ جایزه ? ژانر عاشقانه ✍ بقلم نجمه کامل امروز در اتوبوس نگاهم به پسر بچه ای افتاد که مدام از مادرش درخواست می کرد برایش یک دوچرخه بخرد. مادرش دستی به موهای پسرش کشید وگفت: اگر قول...

    more
  • داستان کوتاه برف

    داستان کوتاه برف

    ? دانلود داستان : برف ? نوشته: زهره زارع ? ژانر: #اجتماعی،عاشقانه "بسم الله الرحمن الرحیم" برف؛ نوشته زهره زارع با عصبانیت گوشیمو پرت کردم رو تخت اعصابم خیلی خورد شده بود..دوست نداشتم انقدر مامانم بهم گیر بده میگفت خیلی...

    more
  • خاطرات یک دیوانه

    داستان کوتاه خاطرات یک دیوانه

    ? دانلود داستان : خاطرات یک دیوانه ? نوشته: درسا_ح(مرغ آمین) ? ژانر: #اجتماعی،عاشقانه خندیدم،چیزی نگفت!گریه کردم اما باز ساکت ماند! سرم را کج کردم و گفتمش:«چرا ساکتی؟حرفی بزن.»ولی جوابی نداد. با غم پرسیدم:«تو نیز ترکم می کنی؟چرا؟» اما باز...

    more
  • قهرمان زندگی

    داستان کوتاه قهرمان زندگی

    ? دانلود داستان : کوتاه قهرمان زندگی ? نوشته: ندا بدرود ? ژانر: #اجتماعی،عاشقانه   باکمی تردید زنگ خانه را فشرد،وبعداز کمی انتظارقامت نسبتا خمیده مادرش در چهارچوب در نمایان شد!انتظارش رانداشت ولی مادر سخت در آغوش گرفت فرزند ناخلفش...

    more
  • TOMALEKGHA

    شعر عاشقانه تو ای مالک قلبم

    [playlist ids="6149"] شعر : #تو ای مالک قلبم ? به گویندگی : #امیرحسین شفیع پور ✍ به قلم : #مریم رمضانی برای دسترسی به صد ها رمان ، داستان ، دکلمه و ... صوتی میتونین همین الان نرم افزار رمان...

    more
  • داستان و دکلمه صوتی

    داستان و دکلمه های عاشقانه

      دراین نرم افزار بسیار عالی و جذاب رمانهای بسیار جذاب و زیبایی که مختص برنامه رمانهای عاشقانه میباشد و توسط تیم حرفه ای رمانهای عاشقانه تبدیل به رمانهای صوتی گشته رو در اختیار شما عزیزان قرار میدهیم . هدف...

    more
...بیشتر

رمانکده را در رسانه ها دنبال کنید...

  • telegram
  • google
  • facebook
  • instagram
خبرنامه

جهت دریافت آخرین مطالب منتشر شده ایمیل خود را وارد نمایید.