شما در مسیر:

صفحه اصلی

داستان کوتاه

هستید.

داستان کوتاه

داستان های کوتاه بسیار زیبا و اموزنده و همینطور عاشقانه جدید خدمت شما عزیزان مباشید این داستان ها اختصاصی سایت رمانکده میباشد و تمامی این داستان ها با کاور های اختصاصی هر داستان طراحی و نوشته شده و داخل سایت قرار میگیرند.شما نیز چنانچه که داستان کوتاه دارید و میخواهید داخل سایت قرار دهید حتما با مادر ارتباط باشید . در ضمن این داستان ها از بهترین نویسنده های انجمن میباشند و حتی بعضی از این داستان در کتب و مجلات مطرح کشور به چاپ رسیده اند. سایت رمانکده در خدمت شما عزیزان هست تا لحظات خوشی را در این سایت سپری  فرمائید

  • کوتاه دچار - داستان کوتاه و صوتی دچار

    داستان کوتاه و صوتی دچار

    داستان کوتاه و صوتی دچار به قلم آیدا میر محمدی و با اجرای فاطمه شفیع پور هوا آلوده است.ترافیک شدیدی است. پلیس جوان آشفته و نگران است. چراغ قرمز طولانی تر شده و بچه ای گریه میکند. پیرزنی خمیده و...

    more
  • داستان کوتاه پروانه شدن

    داستان کوتاه پروانه شدن

    داستان کوتاه پروانه شدن به قلم ریحانه مرادقلی به نام خدا صدای کفش های پاشنه بلند قرمز رنگش که گام های تند بر روی زمین خیس خیابان می گذاشت تا زودتر به سر پناهی برسد، نظر هر بیننده ای را...

    more
  • داستان کوتاه و زیبای عاشقی شهامت میخواهد

    داستان کوتاه و زیبای عاشقی شهامت میخواهد

    داستان کوتاه عاشقی شهامت میخواهد به قلم عطیه شکری به نام خدا نام اثر: عاشقی شهامت می خواهد به قلم: عطیه شکری   - بعد از انجام کارت یه راست برگرد پاسگاه سر پستت! پرونده را از دستم گرفت اما...

    more
  • داستان کوتاه سرنوشت بی رحم

    داستان کوتاه سرنوشت بی رحم

    داستان کوتاه سرنوشت بی رحم به قلم ریحانه مرداقلی به نام خدا نویسنده: ریحانه مرداقلی نام اثر: سرنوشت بی رحم سرنوشت از قبل نوشته شده است اما افسارش در دستان ماست.   این روز ها لباس هایش خلاصه شده بود...

    more
  • داستان کوتاه کلبه وارونه

    داستان کوتاه کلبه وارونه

    داستان کوتاه کلبه وارونه به قلم درسا میرزایی   پاهایم جوری درد میکرد که گویی صدها کیلومتر راه رفته بودم. کمرم به قصده تکه تکه شدن مرا می آزرد و هرکه نمی دانست، گمان میکرد کوه ها جا به جا...

    more
  • داستان کوتاه رویای واهی

    داستان کوتاه رویای واهی

    داستان کوتاه رویای واهی به قلم م.طالع (سرنوشت) #رویای_واهی   به نام خالق هستی... امروز هم مثل همیشه  بعد از کلی برنامه ریزی و مشکلات پایان ناپذیر  خواستم با عشقم خلوت کنم و توی کافه‌ی نزدیک خونه قرار گذاشتم. نازنین...

    more
  • داستان کوتاه مشکل گشا 2

    داستان کوتاه مشکل گشا ۲

    داستان کوتاه مشکل گشا ۲ "بر اساس واقعیت" روزی روزگاری در شهر بندرعباس مردی به نام محمد کریمی زندگی می کرد او یک دختر و زن داشت وضع مالی خوبی نداشتند اما خانه ی کوچک دوازده متری شان پر از...

    more
  • داستان کوتاه یک نفر که مینویسد

    داستان کوتاه یک نفر که مینویسد به قلم مریم…

    داستان صوتی یک نفر که مینویسد به قلم  مریم گل محمدی برنده مسابقه نویسندگی انجمن دی ماه ۹۷ از کابین آسانسور خارج شدم و سمت بخش کودکان به راه افتادم. عادت کرده بودم هر روز به آن جا بروم و...

    more
  • داستان کوتاه تفسیر عشق

    داستان کوتاه تفسیر عشق

    داستان کوتاه تفسیر عشق به قلم عطیه شکری بیلچه ی درون دستم را گوشه ای رها کردم و ریشه ی بوته ی کوچک نسترن را از درون گلدان درآوردم و بر روی خاک باغچه گذاشتم. بی آن که بازگردم، حضورش...

    more
  • داستان کوتاه عشق یواشکی

    داستان کوتاه عشق یواشکی

    داستان کوتاه عشق یواشکی به قلم م.طالع(سرنوشت) به نام آفریننده‌ی حس ناب عشق عشق یواشکی ❤ امروز هم مثل تمام روزهایی که از زندگی لعنتی و روزهای تکراری خسته شدم توی کتابخونه نشستم و خودم رو با نوشتن سرگرم کردم....

    more
  • داستان کوتاه دستان خالی

    داستان کوتاه دستان خالی

    داستان کوتاه دستان خالی به قلم ا اصغر زاده   حسین را روی تختش گذاشت و لبخندی به چهره‌ی معصومش زد,این پسرک شش ماهه تمام دنیای خودش و محمدش بود. موهایش را با کش بالا ی سرش جمع کرد و...

    more
  • داستان کوتاه وقتی عقرب نیشم زد

    داستان کوتاه وقتی عقرب نیشم زد

    داستان کوتاه وقتی عقرب نیشم زد نرگس شرهانی زیر اجاق را کم کردم و با ناله‌ی عزیزه ، کرکابم و پایم کردم و به حیاط دویدم. عزیزه خواهرم دراز کشیده بود و مامانم که شله را روی سرش با یه...

    more
  • داستان کوتاه سین مثل نرگس

    داستان کوتاه سین مثل نرگس

    داستان کوتاه سین مثل نرگس به قلم ساجده دال درست یادم نیست اما به گمانم اوایل سال ۸۰ بود که غوغایی در وجودم جان گرفت . یزد هنوز هم خانه های قدیمی زیاد داشت انگار خانه های این دیار جزئی...

    more
  • کشف آمریکا

    داستان کوتاه کشف آمریکا به قلم علی پاینده

    داستان کوتاه کشف آمریکا به قلم علی پاینده می گویند که انسان ها توسط زئوس آفریده شدند. زئوس علاقه ی خاصی به این آفریدگان خود داشت. اما همه ی خدایان مثل او نبودند. مثلاً برادر زئوس پوزئیدون که خدای دریاها...

    more
  • داستان کوتاه غرور شکسته

    داستان کوتاه غرور شکسته

    داستان کوتاه غرور شکسته به قلم  م‌ طالع(سرنوشت) به نام خدایی که عشق را آفرید و شیرین ترین لذتش درد شد. مثل همیشه روی یکی از میزهای کافه نشستم و به افراد دور و برم که با عشق با یک...

    more
  • داستان کوتاه بازی سرنوشت

    داستان کوتاه بازی سرنوشت

    داستان کوتاه بازی سرنوشت به قلم آریانا عاشوری زاده‌ جوون بودم فقط بیست و دو سالم بود خب هر کسی حق عاشق شدن، حق بیان احساسات، حق ازدواج، حق خاستگاری رفتن رو داره. منم اولین باری که دیدمش ازش خوشم...

    more
  • داستان کوتاه کره اسب بالدار

    داستان کوتاه کره اسب بالدار به قلم علی پاینده

    داستان کوتاه کره اسب بالدار به قلم علی پاینده به گابریل گارسیا مارکز کره اسب بالدار آن شب طوفان بدی بود. باران به سختی می بارید و قطره های تگرگ بار آن می خورد به سقف های آهنیِ مزرعه ی...

    more
  • داستان کوتاه یلدای من

    داستان کوتاه یلدای من

    داستان کوتاه یلدای من در مورد شب یلدا به قلم زیبای م.طالع(سرنوشت) به نام یگانه خالق اعجاز عشق.   دوباره توی اتاق کوچک و تاریکم نشسته‌ام و قاب عکس یگانه معشوقم زینت بخش دستان پیر و ناتوانم شده است. به...

    more
  • داستان کوتاه بسیار زیبای ریشه های انتحار

    داستان کوتاه بسیار زیبای ریشه های انتحار برای شب…

    داستان کوتاه بسیار زیبای ریشه های انتحار به قلم مهدیه سعدی بسم تعالی " مقدمه " کوچه ای بی انتها در پس تقدیر شوم من نگاه منتظر دوختم به این بی راهه ها سخت است باور کنم باختن تا انتحار...

    more
  • داستان کوتاه مجازی نباش

    داستان کوتاه مجازی نباش داستانی بسیار اموزنده و زیبا

    داستان کوتاه مجازی نباش به قلم فرزانه زارعی سینی چایی رو برداشتم و به سمتش رفتم.به مبل دو نفره ای که نشسته بود اشاره کرد و گفت: همسری بیا کنارم بشین. کنارش نشستم و سرم رو روی شانه اش گذاشتم...

    more
  • داستان کوتاه راز مترسک

    داستان کوتاه راز مترسک داستانی بسیار زیبا

    داستان کوتاه راز مترسک به قلم ندا سلیمی   انگار از اول خلقتش محکوم به تنها شدن بود! مترسکی با قلب چوبی که دست ساخته ی دخترکی کوچک به نام سی بِل بود. ادم های با احساس قلب چوبی اش...

    more
  • داستان کوتاه و زیبای بازی سرنوشت

    داستان کوتاه و زیبای بازی سرنوشت

    داستان کوتاه و زیبای بازی سرنوشت به قلم آریانا عاشوری زاده نام داستان: بازی سرنوشت جوون بودم فقط بیست و دو سالم بود خب هر کسی حق عاشق شدن، حق بیان احساسات، حق ازدواج، حق خاستگاری رفتن رو داره. منم...

    more
...بیشتر
logo-samandehi

رمانکده را در رسانه ها دنبال کنید...

  • telegram
  • google
  • facebook
  • instagram
خبرنامه

جهت دریافت آخرین مطالب منتشر شده ایمیل خود را وارد نمایید.