رمانکده | دانلود رمان و کتاب
دانلود انواع رمان و دانلود انواع کتاب عاشقانه ، پلیسی ، تخیلی
شعر دختر است دیگر

دختر است دیگر...و من دخترم...باید ناز دختر را کشید.باید قربان صدقه‌اش رفت.باید دست نوازش‌وار و گرمت روی بازوان ظریف او چفت باشد.باید بوسه‌هایت جان او باشد.دختر است دیگر...دختر از جنس لطافت و ابریشم است.همیشه خالص است.آخ نگویم از ابراز احساساتش...اصلاً دختر معجونی ناب است.دختر ماندگار و دلنشین است.دختر...دختر، دختر است دیگر.دختر یعنی هی بغض کند و بگرید...هی تو بوسه‌ای پر از عطوفت...بر موهایش بکاری و او...آرام شود.دختر، یعنی...همان روشنایی و چلچراغ خانه.🌸روز دختر مبارک.💕 #شکیبا_پشتیبان 💕

  • 1048 روز پيش
  • علی غلامی
  • 2,107 بازدید
  • یک نظر
شعر نبض امید

شعر نبض امیدخانهمرنجانم ای اشکبه تکرارِ بی تابدر سکوتِ تنهاییِ چشمانمنبضِ امیدهنوز در میانه یِ قلبم به تکرار نشسته استتا دوباره رسیدنیو خانه دیدنی.خانه ام نه اینجاستمناز بهار آمده امکنارِ انتهای فراموشهنوزسخن از آغوشِ یار بر زبان استو بیدارچشمانِ انتظارشبانه ها زِ یاد نخواهند رفتکه صبح به صبحکشیده تا خاطرِ شببه آسمانندنشانه تا نشانهقرارِ دیروز به دیدارِ فرداستخانه ام نه اینجاستمرنجانم ای اشکمکاین خانه کز بهارش ترانه هاستنخواهد به ویرانه روی سپردنمرنجانم ای اشکبه تکرارِ بی تابدر سکوتِ تنهاییِ چشمانمم.س.صبا

شعر قلبم

شعر قلبم تو چنان در قلبم رسوخ کردی که فکرش را نمی کنی.چنان جذبت شدم که جاذبه ی نگاهت محوم کرد.مگر می شود،ماه باشد و مهتاب نباشد؟عشق باشد و معشوق نباشد؟دل باشد و دلدار نباشد؟روز باشد و خورشید نباشد؟تو لازمی برای ملزومی چو منتو لیلی برای مجنونی چو منتو شیرینی برای فرهادی چو منتو معبودی برای مخلقوقی چو منمی پرستمت با تمام وجود.من برگم برای گلی چون تومن ابرم برای آسمانی چون تومن شکوفه ام برای بهاری چون تومن دیوانه ام ...

  • 1162 روز پيش
  • دلنوشته عاشقانه
  • 1,463 بازدید
  • یک نظر
دل نوشته امشب

دل نوشته امشبامشب میان واژه ها احساس غربت میکنمتنهای تنها با خودم بیهوده صحبت میکنمرویا به هم میبافم از تشبیه و اما و اگر..در جمله بندیها ی خود بسیار دقت میکنمدر آرزوی آنچه را میخواستم اما نشدگاهی خدا را ، گاه هم خود را ملامت میکنمفرصت ندادی زندگی، پس لااقل ای سنگدلاز من نگیر آنجا که خود ایجاد ِ فرصت میکنماو در کنار دیگری، من خسته ای در ساحلمدارم تماشا موج را با چشم حسرت میکنماز ایستادن عاجزم، در پیش ...

  • 1192 روز پيش
  • دلنوشته عاشقانه
  • 1,517 بازدید
  • یک نظر

دلنوشته نبض قلب من

دلنوشته نبض قلب من

دلنوشته نبض قلب منه نام یکتای عشق.شعر:نبض قلب من.دنیا اگر ویران شود، من تو را خواهم داشت.زمان اگر آوار شود، من باز هم تو را خواهم داشت.اگر لبانم تشنه به کامت شود، خسته عبور خواهم کرد.نفسم ده هم نفسم باش، ای همه نفسم.عشق من برایت تا ابد پاک خواهد ماند.تو بگو جانت بده، تا جان دهم به سویت.تو بگو فدایم شو، تا من سر نهم به کویت.تو گر درک کنی، درک نکنی عشق من شهره قلبت خواهد بود.عاشق عشقم هستم ...

  • 1498 روز پيش
  • علی غلامی
  • 760 بازدید
  • 2 نظر
شعر زیبای داهول و کلاغ

? شعر✨ داهول و کلاغ? ژانر عاشقانه✍ بقلم نجمه کاملدلم می سوزد به حال کلاغی که ترسید از مترسک...بی آن که بداند چوب همان درختی است که سال ها آشیانه اش بوده!(نجمه کامل)داهول

  • 1728 روز پيش
  • علی غلامی
  • 738 بازدید
  • یک نظر

شعر زیبای از نو

شعر زیبای از نو

شعر✨  از نو? ژانر عاشقانه✍ بقلم فرزانه شفیع پوردر لایه های زیرین ذهن...جایی که خانه ای از فولاد بنا کردی,رگ می زنم تمام خاطرات تلخ بودنت را...!!!دست و پا زدن های احساسم را می بینم و خنده سر می دهم در تاریکی های نبودنت...هر لحظه سنگسار می کنمجوانه ای از امید که نجوای آمدنت را سر می دهد.تو نیستی و من از میانخونابه های احساس جانداده ام, سر برون می آورم ومی شورم لجن بودن های نبودت را با استقامت ...

شعر زیبای بغض هایم

شعر زیبای بغض هایم

شعر✨  بغض هایم? ژانر عاشقانه✍ بقلم فرزانه شفیع پورخسته ام از شب بیداری هایبی حاصل که حاصلی جز رنگ گرفتن بالش زیر سرم ندارد...!خسته ام از دغدغه های پر تکرار روزها و شب های روتین وار...تیغ تیزی فرورفته در گلویم...نه نفس بالا می آید و نه بغض پایین...درد دارد مرور تلخی ها...من تنم پر از زخم هایخاطره ست...!!!می کشم در آغوش تنلهیده ام.چشم می دوزم به رد اشک روی بالش...نفسم که بالا می آید...عق می زنم تمام تلخی ها...شب که ...

شعر زیبای جوجه رنگی

شعر✨  جوجه رنگی? ژانر عاشقانه✍ بقلم فرزانه شفیع پوررنج جوجه رنگی ها را دیده ای تا حال...!!!؟؟؟در میان رنگها می شوندبی حال ...؟صد هزار جوجه را یکراستمی برند در کاسه ی رنگسر راستجوجه ها چرخ می خورنددر همآدم ها می خندند با همرنگ ها که خوب نشستبر تنشانمی برند بیرون شاد و سرمستمی گذارند در میان کوچه هامی چرخانند جوجه های بی گناهکودکی می کشد دست مادرخود ونگ ونگ می زند سر او بیخودمادرم کلافه از دست کودکشمی خرد جوجه ...

شعر زیبای آرامگاه ابدی تو

شعر✨ آرامگاه ابدی تو? ژانر عاشقانه✍ بقلم فرزانه شفیع پورنگاهم میخ طرح لبخند روی لبانشان است...!چه خجسته دلی دارند این جماعت که گمان می کنند با حرف های بی سر و ته وقهقه های سرمستانه شانمی توانند فکرم را منحرف کنند...آمده اند که سرم را باحرفهای شان گرم کنند تا دلمبی تابی نبودنت را نکند...اما من در این شلوغی ها,بی نهایت تنهایم...!!!بیشتر حس می کنم نبودت را جایی در میان سایرین و بیاد می آورم خنده هایت را.انگار همینجایی و ...

شعر زیبای سرطان

شعر زیبای سرطان

شعر✨ سرطان? ژانر عاشقانه✍ بقلم فرزانه شفیع پورروی تخت دراز کشیده بود و با حسرت به تنها پسرش نگاهمی کرد.پسری یک ساله و شیرین که هنوز نمی توانست بابا صدایش کند و او می ترسید آرزوی این کلمه را با خود به گور برد.دستانش را گشود برای در آغوش کشیدنش و اما جانی برای برخواستن نداشت و نه صدایی که محصور بود در پشت ماسک اکسیژن...!!!دستانش به روی سینه جمع شدند و قطره اشکی رویگونه اش چکید و او فرزندش ...

شعر زیبای تنم محتاج اغوشت

شعر✨ تنم محتاج اغوشت? ژانر عاشقانه✍ بقلم فرزانه شفیع پورنیمه شب است و خواب هنوزم میهمان چشمانم نشده.کلافه از این دنده به آن دنده میشوم...صداهایی در سرم می پیچند که هر یک مرا به سمتی هدایتمی کند.روی تخت می نشینم و دست می کشم به جای خالی کنارم...سرم را در میان دستانممی گیرم و می فشارمش.مغزم در مرز انفجار است.برمی خیزم که چشمانم سیاهی می روند و دستم بند دیوارمی شود...به آشپزخانه می روم و در یخچال را باز می ...

شعر بی پناهی یک زن

شعر بی پناهی یک زن

شعر✨ بی پناهی یک زن? ژانر عاشقانه✍ بقلم فرزانه شفیع پوربی پناهی یک زن/چادرش را محکم گرفت و با شتاب دور شد, تا صدای گریه ی کودکانش دیوانه اش نکند...!نمی فهمید چه می کند یا به کجا می رود...ذهنش در چند دقیقه ی قبل چرخ می خورد.همان لحظه ای که بچه ها از چادرش آویزان شدند و او با خشونت چادر را کشید و تقریبا دوید از مرکز نگهداری و آنها هم با گریه دنبالش می دویدند و نامش را ...

شعر زیبای چشمانت

شعر زیبای چشمانت

شعر✨ چشمانت? ژانر عاشقانه✍ بقلم فرزانه شفیع پوردستش را به روی دستانم قرار داد، چشمانم را بستم تا فایق آیم به هیجان وجودم .طرحی از لبخند بر لبانم نشست و قلبم بی تاب دیدنش شد.نگاهم را دوختم به دکتری که بالای سرمان ایستاده و منتظر علامتش بود...سعی کردم نفهمد نگرانی ام را، از لرزش نامحسوس دستانم، که در دست های گرمش بود.سرش را که خم کرد به تایید، دکتر هم جلو آمد.هر باری که باند را می چرخاند، قلبم در ...

شعر زیبای دیوانگی

شعر زیبای دیوانگی

شعر✨ دیوانگی? ژانر عاشقانه✍ بقلم فرزانه شفیع پوراز پنجره ی آشپزخانه، صدای هوهوی باد بهاری که از لابلای درختان می گذرد و خنکای دلچسبی را به روحمان هدیه می کند، می اید.کمی آنطرف تر، بعد از شالیزارها را می گویم،صدای آژیر ماشین های پلیس به گوش می رسد.انگار در تعقیب اتومبیلی هستند.چه تضاد جالبی دارند،صداهای گاه زندگی بخش و گاه نا امیدکننده ی اطرافمان.صداها که درهم می امیزد،صدای تق گوشی هم به آنها اضافه می شود و من امیدوارانه چنگ ...

شعر زیبای زمانی که یک زن می شکند

شعر✨ زمانی که یک زن می شکند? ژانر عاشقانه✍ بقلم فرزانه شفیع پوربه قیچی بی خیال در دستانم پوزخندی می زنم و ادامهمی دهم.کاش می شد که همانند همین شی فلزی سرد، بی احساس بود.قدرت می خواهد!سخت بودن و راحت گذشتن...تارهای بریده شده را روی زمین می ریزم و نگاهم می افتد به جفت گوهای مشکی بی حالت چشمانم در آیینه.او هم امیدش را از دست داده و تهی شده است.همانند من...برمی خیزم و ردمی شوم از همان رشته موهایی ...

شعر زیبای رحمت الهی

شعر زیبای رحمت الهی

شعر✨ رحمت الهی? ژانر عاشقانه✍ بقلم فرزانه شفیع پورتنم خیس از هجوم بی تعلل باران.ایستاده ام در میان باغچه، و سر بر آسمان برده و لبخند می زنم، و نجوا می کنم با خدایم،دوست داشتنش را...خنده ام می گیرد، از پرندگانی که با بالهای خیسشان به دنبالجان پناهی می گردند، و من پیروزمندانه بالهای قدرتمندم را نشان شان می دهم.شدت سیل آسای قطرات،مادرم را کنار پنجرهمی اورد، و تذکر و اخم شیرینشحتی ذره ای تکانم نمیدهد.آمده ام برای دردودل کردن ...

شعر زیبای اندکی محبت

شعر✨ اندکی محبت? ژانر عاشقانه✍ بقلم فرزانه شفیع پورآرامش دریا در سکوت چشمانم معنا می شود .تنها همدم روزهای تنهایی ام...زمانی که رفتی برای ابد،من ماندم و بغضی بزرگ، و یک دنیا حرف،و دریای آرامی که گاهی با نا آرامی ام طغیان می کرد، و اما سکوتش را جولان می داد برای دردهایم...یادت می اید؟نوجوان بودم هنوز!آمدی و با دست هایت مرا از دنیای صورتی هایم بیرون کشیدی.در آن دنیا فقط تو بودی پادشاه قلبم.می پرستیدم چشمان افسونگرت را...اما چه ...

شعر زیبای مدافع جانم باش

شعر✨ مدافع جانم باش? ژانر عاشقانه✍ بقلم فرزانه شفیع پورحال دلم خوب نیست مرد من، بی بهانه بغض می کنم.باورکن تمام سعیم را می کنم که آرامشان کنم،اما بهانه ات را می گیرند.یاد ایام خوش بودنت، چنگ میزند بر قلبم، و امانم را میبرد.مشت می کنم بالش زیر سرم را، و خفه می کنم صدایم را در آن...تا خواب کودک چهارساله مان را ناآرام نکنم.می دانی مرد من؟ ...دیروز که برایش بستنی مورد علاقه اش را خریدم، به من چه ...

شعر زیبای مادر

شعر زیبای مادر

شعر✨ مادر? ژانر عاشقانه✍ بقلم فرزانه شفیع پورمادر نازنینم!صبر را از تو آموخته ام.خنده هایت که دنیایی از درد را قهقه می زد.مادرانه مردانگی کردی برای ایستادنم ، و من مدیون تمام زنانه های سرکوب شده ات هستم.نگاهت دنیایی از حسرت است، و جانم به لب می شود.و کاری نمی توانم بکنم.نمی دانم چه بگویم در وصفت، که زبانم الکن است.همین قدر می گویم که نمی توانم جبران تمام زحماتی را، که با دست های خالی، قلبی پر امید برایم ...

شعر زیبای پسرم

شعر زیبای پسرم

شعر✨ پسرم? ژانر عاشقانه✍ بقلم فرزانه شفیع پورنگاه حسرت بارت را که می بینم، چیزی در درونم فرو می ریزد، و من غرق می شوم در دنیایی از ناشناخته های کودکی ات.می دانم نیازت را...و اما چه کنم که دستانم بند جایی نیست.آرام جان خسته ام، هرشب را به این امید صبحمی کنم که بتوانم روزگار بهتری را برایت بسازم...پسرم!به دستان خالی ام نگاه نکن!من خدایی را دارم، که با همین دستان خالییاری ام می دهد تا یاری ات کنم.کودک ...

شعر زیبای مرد بودن

شعر زیبای مرد بودن

شعر✨ مرد بودن? ژانر عاشقانه✍ بقلم فرزانه شفیع پورمردبودن به زوربازو نیست جانم!به صدای بلندت که بیاندازیش در سرت، و دعوت کنی به تماشایش نیست.می خواهی مرد را برایت تعریف کنم؟اینذکه بنیشینی حتی برای چند دقیقه ا ی ناقابل، به پای دردودلهای شریک زندگی ات!...این که بخوانی تمنای چشمان نازنینش را، بدون برزبان آوردن آنها...مردبودن به غیرت های دم به دقیقه ات، که حتی خودت در دلیلش مانده ای نیست.دست زنت را بگیر و محکم بفشار.به او بفهان بودنت تا ...

شعر زیبای شب های حسرت زده

شعر✨ شب های حسرت زده? ژانر عاشقانه✍ بقلم فرزانه شفیع پورمن دردهایم را واژه می کنم، بر پیکره ی بی جان دفترم.شاید برای تو سرگرمی در کنار قهوه ی عصرگاهیت باشد،و یا شایدم تزهای روشنفکرانه ات در محفل دوستانه!...اما من دردهایم را فریاد می زنم، بر تن سفید کاغذ؛تا شاید اندکی، به تعبیر خوش خیال کودکانه مان به اندازه ی چشمان مورچه،کم شود از بار سنگین نشسته بر شانه هایم...من مشعل دارم.نورش را که دنبال کنی می رسی به جایی ...

شعر زیبای عشق

شعر زیبای عشق

شعر✨ عشق? ژانر عاشقانه✍ بقلم فرزانه شفیع پورعشق را در هیاهوی جوانان ساده دل، جستجو نکن !عشق زمزمه ی گرم ارامش است.صدای غارغار هر کلاغی را لقب عشق نباید داد!عشق را در سکوت چشمان معشوقت بیاب.زمانی که تنت خمار شد و نگاهت خیره ی دستان پر محبتش،و فهمید راز نگاه دردمندت را...عشق دستت را میگیرد و همچو کودکان نوپا رسم راه رفتن را می اموزد.زمانی که چشمانت را میدوزی به نقطه ای، دست گرمش حمایتت میکند.عشق را باید ساخت، نمی ...

شعر زیبای کودکانه هایم

شعر✨ کودکانه هایم? ژانر عاشقانه✍ بقلم فرزانه شفیع پوردر دنیای بزرگترها چه زیبایی را دیدیم،که عاشقانه های کودکیمان را ارزان به آن فروختیم؟کفشهای تنگ شده به پاهایمان را کیسه پیچ می کنیم به یادگار،و اگر شیرین است دلبستگی های بچه گی هایمان، پس چرا می دویم؛با سرعت نور به دنبال سال های بزرگ سالی؟ و اگردل چسبمان نیست،پس چرا نشانه هایش را برای آیندگانمان ارمغان می بریم؟و با لذت شرح می دهیم بازی های پنج سالگی مان را؟خاصیت انسان است...هرچه ...

درباره سایت
رمانکده | دانلود رمان و کتاب
بزرگترین سایت دانلود رمان عاشقانه ، رمان پلیسی ، رمان طنز در خدمت شما عزیزان می باشد . امیدواریم بهترین لحظات رو در کنار هم تجربه کنیم
آخرین نظرات
  • مریممن هنوز دانلود نکردم اسم شخصیت هاش چیه...
  • منم میخام اما نمیشه...
  • جلد دومشو میخوام...
  • زهراعالییی بود...
  • مهناخیلی خیلی قشنگ بود:))...
  • یونسکجا میتونم سیاهی لشکر رو بخونم؟...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمانکده | دانلود رمان و کتاب " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.