رمانکده | دانلود رمان و کتاب
دانلود انواع رمان و دانلود انواع کتاب عاشقانه ، پلیسی ، تخیلی
دانلود رمان زیبای شرقی من از فائزه ف خ

دانلود رمان زیبای شرقی من از فائزه ف خ

بـہ نام خـدایی کہ آرامش دل هاست و یاور غریبان

مقدمه:

این چه رسمی ست که آدمی را خدا از شـهر خاڪ و خون به شهر چهره‌های سنگی و ساختمان های مرمری می‌برد.
هر کشوری با تمام شکوه و جلالش باز هم وطن خودت نمی‌شود. حتـی اگر یک ویرانه باشد

با مامانم نشسته بودم و شام می‌خوردم به یک لقمه نون خشک و پنیر که نمی‌شه گفت شام، ولی این روزا همین هم به زور گیر میاد. اسمم زولماست، 18 سالمه بابام استاد دانشگاهه، زبان های خارجی تدریس میکنه و مامانم خونه داره.

قسمتی از رمان

من یک دورگه ایرانی لبنانی ام، بابام ایرانی و مامانم لبنانی. این جوری که بابام می گفت، اهل مشهد بوده و مامانم زائر حرم امام رضا. بابام مامانم و تو حرم می‌بینه و عاشق مامانم می شه و از باباش خاستگاریش می کنه ولی در کمال ناباوری با جواب (نه) روبه رو می شه.

دانلود رایگان
دانلود رمان زیبای لعنتی

بعد کلی اصرار قرار می شه اگه بابام مامانم و می‌خواد با اونا بیاد لبنان دخترشون و از اونا دور نکنه بابام قبول می کنه و این میشه که من الان
درخدمتتونم.

_کجاییی دختر؟ رفتی دوباره توی فکر؟ شامتو بخور الان باز آژیر خطر و میزنن.

هـــــی !!! خسته شدم از این جنگ خیلی وقته که لب مرز های ما جنگه ما هم که مرز نشینیم. بابام و بقیه مردای شهر رفتن واسه دفاع، ما هم خدمات جبهه ایم. بابام واسه من و مامان یه پناهگاه تو زیر زمین درست کرده تا شب ها و زمانی که حمله هوایی میشه بریم اون جا.

همین جوری که تو رخت خواب بودم فکر می کردم به خودم، به مامانم و به بابام.

قراره فردا من و مامانم و سمیه و بقیه زنا پتو و غذا و لباس ببریم برای مردا. دیشب تا دیر وقت خونه سمیه بودم کلی با هم خشاب تفنگ پر کردیم.

دانلود رایگان
دانلود رمان عالیجناب عشق

سمیه دوست بچگی‌هامه، دختر خوشگلیه موهای قهوه ای با چشمای سبز پوستشم مثل برف سفیده.

خیلی دوسش دارم جای خواهر نداشتمه به مامانشم می گم خاله ، هر موقع خاله منو می‌بینه بهم می گه چطوری عروس گلم یه جوری من از بچه گی به نام فؤادم.

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
این چه رسمی ست که آدمی را خدا از شـهر خاڪ و خون به شهر چهره‌های سنگی و ساختمان های مرمری می‌برد.هر کشوری با تمام شکوه و جلالش باز هم وطن خودت نمی‌شود. حتـی اگر یک ویرانه باشدبا مامانم نشسته بودم و شام می‌خوردم به یک لقمه نون خشک و پنیر که نمی‌شه گفت شام، ولی این روزا همین هم به زور گیر میاد. اسمم زولماست، 18 سالمه بابام استاد دانشگاهه، زبان های خارجی تدریس میکنه و مامانم خونه داره.
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: رمان زیبای شرقی من
  • نویسنده: فائزه ف خ
  • طراح کاور: ریحانه اسفندیاری
  • تعداد صفحات: 700
  • منبع تایپ: رمانکده
https://www.romankade.com/?p=27210
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

درباره سایت
رمانکده | دانلود رمان و کتاب
بزرگترین سایت دانلود رمان عاشقانه ، رمان پلیسی ، رمان طنز در خدمت شما عزیزان می باشد . امیدواریم بهترین لحظات رو در کنار هم تجربه کنیم
آخرین نظرات
  • جلد دومش کی میاد ؟...
  • ننکخنرگس آبادانی...
  • sسلام . وقت بخیر .من الان خرید اینترنتی انجام دادم ، پیام هم فرستادم ,واسه شماره...
  • مرضیهچرا سیاهی لشکر...
  • zaynabخیلیییی عالی بود. رمانی به این خوبی نخونده بودم هرچقدرم بخونم تکراری نمیشه ممنون...
  • zaynabخیلیییی عالی بود. رمانی به این خوبی نخونده بودم هرچقدرم بخونم تکراری نمیشه ممنون...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمانکده | دانلود رمان و کتاب " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.