دکلمه صوتی عاشق خسته

دکلمه صوتی عاشق خسته

اون اوایل که از هم جدا شده بودیم تا اسمش میومد دلمون هُری میریخت دکتر
ولی الان حتی اگه خودشم بیاد آب از آب تکون نمیخوره
میدونی چی میگم؟
میفهمی؟!
نمیفهمی…
دلم برای خودم تنگ شده ، برایِ اون آدمی که قبلا تو آینه میدیدم…
تا حالا دلت برای خودت تنگ شده دکتر؟
میدونستی اوج دلتنگی مالِ وقتیه که دلت برا خودت تنگ شه!؟
خوبما…

فقط دلم یکم پاییز میخواد
دکتر میدونستی چرا همه رفتناشون رو میذارن برای پاییز؟
منم نمیدونم ، ولی یکی بود میگفت آدما توی پاییز میرن تا بتونی صدای قدم ها و دور شدنشون رو روی برگا بشنوی ، تا فاصله رو بفهمی…
بدونی داره میره ، بعد که رفت با بارون پاییزی بباری تا کسی فرق اشک و بارونِ روی صورتت رو نفهمه…
این رفتن آدما رو عاشق میکنه دکتر ،
موندنه که آدمارو از هم دور میکنه ، بی ارزش میکنه…
به قول یارو گفتنی ؛ پاییز بهونس ، برگ از درخت خسته میشه…
دکتر یه قرص بده پاییز شیم ، زرد شیم ، بباریم ، آفتاب نگاهمون سرد شه ، بعد یه دفعه توفان تو دلمون چنگ بزنه…
دلمون برگرده سرجاش…
خسته شدیم از بس بهار بودیم…

دانلود رایگان
دکلمه صوتی فوق العاده ساعت صفر با اجرای پدرام ثانی

#امیرحسین_سرمنگانی

  • توجه:

    این رمان اختصاصی سایت رمانکده میباشد و کپی برداری از این اثر چه با ذکر و چه بدون ذکر منبع حرام می باشد .

  • منبع: www.Romankade.com

نظرتون راجب این رمان چی بود؟

دانلود نرم افزار هزار رمان
موضوعات
رمانکده در شبکه های اجتماعی

رمانکده را در رسانه ها دنبال کنید...

  • telegram
  • instagram