دانلود رمان زندانی در قلب تو

دانلود رمان زندانی در قلب تو

مقدمه

بی گمان چیزی جز تو نمی خواهم…
تو ای زیبای من
با تمام خوبی هایت
با تمام بدی هایت
با تمام غروری که داری
دوستت دارم!
در هوای ابری
چشمانم را می بندم وتنها
آرزویم این است که
با تو باشم…
مثل یک زندانی!
من زندانی هستم…
زندانی که در قلب تو جای دارد!
و من عاشقانه می پرستمت؛
زندانی در قلب تو…

خلاصه:
درسا دختر شیطون و مغرور در عین حال عاشقیه که زندگی آرامی دارد اما یک روز وقتی چشمانش را باز می‌کند متوجه می‌شود در آغوش بزرگترین آرتیست ایران است و از همان لحظه زندگی پر از آرامشش جایش را به زندگی طوفانی و پر ماجرایی می‌دهد و…

قسمتی از رمان

شب بساطش را پهن کرده بود. به تابستان نزدیک می‌شدیم و هوا گرمای خود را به ما هدیه داده بود.
این هوا جان می‌داد برای خوابیدن در فضای باز ؛ برای همین با تینا که از بهترین دوستانم و هم خانه‌ام بود، به پشت بام خانه آمده‌بودیم و بساط رخت خواب را باز کردیم.
کنار هم دراز کشیده بودیم و به آسمانی که ستاره‌هایش چشمک می‌زدند ، نگاه می‌کردیم.
تینا گفت: درسا؛ خیلی خوش حالی نه؟
لبخندی زدم و گفتم: خیلی تینا. بلاخره به آرزوم رسیدم.بورسیه گرفتم!
تینا با لحنی غمگین گفت: خوش حالم برات ولی اگه تو بری دلم برات تنگ میشه.
لبخند شیرینی زدم.
– آی آی تینا خانم…نگران نباش عزیزم. کاری می‌کنم که هیچ وقت دلتنگ نشی.
تینا با کنجکاوری پرسید:
– چه‌کاری؟!
به طرفش خم شدم و دست هایم را زیر سرم گذاشتم.
– مثلا هر روز باهات تماس تصویری می‌گیرم.
تینا سرش را تکان داد و نگاهش را به آسمان دوخت.
– از هیچی بهتره. اما…اگه تو بری نجمه جون هم همراهت میاد؛ منم که خودت می‌دونی نمی‌تونم بیام همراهتون. خیلی تنها می‌شم درسا.
بغض تینا ناراحتم کرد. ناخودآگاه من هم بغض کردم.تحمل ناراحتی تینا را نداشتم.
خودم را به تینا رساندم و او را در آغوش کشیدم.
– تینا. بغض نکن.به خدا گریم می‌گیره و نمی‌رم!
تینا که قطره‌ایی اشک روی گونه‌هایش ریخته بود را پاک کرد و سریع به سمتم برگشت و گفت: تو باید به آرزوت برسی درسا.حرف از نرفتن نزن.
لبخند کوتاهی زدم و گفتم: پس ناراحت نباش.

دانلود رایگان
دکلمه صوتی نگاه عشق
+20
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: زهرا جعفری
  • تعداد صفحه: 96
  • توجه:

    این رمان اختصاصی سایت رمانکده میباشد و کپی برداری از این اثر چه با ذکر و چه بدون ذکر منبع حرام می باشد .

  • منبع: www.Romankade.com

نظرتون راجب این رمان چی بود؟

۱۱ دیدگاه

  1. ناشناس گفت:

    خانم روشن وقتی این رمان رو تو کانالشون منتشر می کردن سریال تو درم را بزن هنوز شروع نشده بود قابل توجه بعضی از عزیزان!
    اما آخر رمان به خاطر دلایل شخصی ایشون که خودشون هم تو کانالشون اعلام کردن از این فیلم بهره گرفتن.
    به هر حال قشنگ بود قلمشون!

    +4
دانلود نرم افزار هزار رمان
موضوعات
...بیشتر

رمانکده را در رسانه ها دنبال کنید...

  • telegram
  • google
  • facebook
  • instagram
خبرنامه

جهت دریافت آخرین مطالب منتشر شده ایمیل خود را وارد نمایید.