رمان های ویژه سایت ما همه رمان ها
دانلود رمان تاسیان

دانلود رمان تاسیان

دانلود رمان تاسیان شخصیت گیسو برداشت آزاد از شخصیت واقعی هست! گیسو که از طرف...

دانلود رمان مردی از جنس پریان

دانلود رمان مردی از جنس…

دانلود رمان مردی از جنس پریان مقدمه: یکی بود، دیگری نابود! زیر این سقف کبود،...

دانلود رمان پشت چراغ قرمز

دانلود رمان پشت چراغ قرمز

دانلود رمان پشت چراغ قرمز نویسنده : حانیا بصیری ژانر طنز /عاشقانه پشت قرمز داستان...

دانلود رمان تومور عشق

دانلود رمان تومور عشق

دانلود رمان تومور عشق شاید دلدادگی هم مانند تمام مرض‌های دنیا، برای هر کسی اول...

دانلود رمان گل شب بو

دانلود رمان گل شب بو

دانلود رمان گل شب بو داستان گل‌شب‌بو قصه‌ی دخترخاله و پسرخاله‌ایست که بی‌نهایت عاشق هم...

دانلود رمان جدال عشق و غیرت

دانلود رمان جدال عشق و…

دانلود رمان جدال عشق و غیرت روایت #واقعی از #استاددانشگاهی به نام #کمیل که #به...

دانلود رمان گناه سفید

دانلود رمان گناه سفید

دانلود رمان گناه سفید «تقدیم به امید و نور چشم شیعیان، آقا صاحب الزمان و...

دانلود رمان زیبادخت مظلوم

دانلود رمان زیبادخت مظلوم

دانلود رمان زیبادخت مظلوم رمان زیبادخت مظلوم... اثری فوق عاشقانه و عاطفی❤️❤️❤️ نویسنده: لیدا صبوری...

شما در مسیر:

صفحه اصلی

رمان عاشقانه

دانلود رمان دنیام باش

هستید.

دانلود رمان دنیام باش

دانلود رمان دنیام باش

تو نیستی و من
در خودم سرگردانم
غیرقابل نفوذ
برای واژه ها
مصون برای سکوت
شبها را ترک میکنم
بدون هیچ مسیر
بی آنکه بدانم
زندگی را
دوباره از کجا شروع کنم…
#دنیام‌باش🌙

با خشم رو به مامان کردم و گفتم:
– مامان!
بهت می گم نیست، چرا نمی فهمی؟
دستش رو توی هوا تکون داد.
– می دونم، عزیزم!
خودت رو عصبی نکن.
کلافه نگاهش کردم.
– مامان تو کمد گذاشته بودم ولی حالا نیست.
– ماهورا جان!
دخترم یه بار دیگه بگرد شاید درست نگشتی…

قسمتی از رمان

پریدم وسط حرفش و گفتم:
– گشتم همه جا رو.
درست هم گشتم.
حتی به چند تا از خدمتکار ها گفتم که کمک کنن، پیدا کنیم هر چی گشتن نبود!
نیست مامان اون همه طلا و پول نیست!
کنارم ایستاد.
– این جوری که تو عصبی هستی، حتما به کسی هم مشکوک شدی.
آره؟
ازش دور شدم.
– ول کن مامان.
– خب بگو باید یه کاری بکنیم دیگه.
سرم رو دور بار تکون دادم.
– آره به یه نفر مشکوکم.
با تعجب گفت:
– کی!
لب برچیدم.
– سمیه.
با چشم های گرد شده نگاهم کرد.
– چی!
سمیه خانوم!
چی می گی تو دختر به اون پیرزن بی چاره مشکوکی!
این چه…
– هیس!
برای همین نمی خواستم بگم.
– اون همچین کاری نمی کنه.
کیفم رو از روی تخت برداشتم.
– حالا می بینیم.
به سمت در رفتم که مامان هم دنبالم اومد.
– کجا می ری؟
اخمی کردم.
– می رم ببینم برداشته یا نه.
با خشم گفت:
– بری دیگه نیم بخشمت.
اصلا به این خونه بر نمی گردی.
پوزخندی زدم.
– باشه نمیام.
جلوی در ایستاد.
– تو هیچ جا نمی ری.
نمی ذارم بری.
از زیر دست هاش بیرون رفتم‌.
– می رم بای.

16+
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: زهرا خرمی فر
  • تعداد صفحه: 462
  • توجه:

    این رمان اختصاصی سایت رمانکده میباشد و کپی برداری از این اثر چه با ذکر و چه بدون ذکر منبع حرام می باشد .

  • منبع: www.Romankade.com

نظرتون راجب این رمان چی بود؟

۵ دیدگاه

  1. ناشناس گفت:

    واسه چی رمان منو تو سایت گذاشتینمن نخام این جا بذارین کیو باید ببینماسم هم اشتباه گذاشتین دنیام باش هست اونایی هم ک نقد کردن اول همش بخون بعد بگو بد و فلانه…بوص

    0
  2. ناشناس گفت:

    خوب

    0
  3. خاننده گفت:

    همه چیز خلاصه شده بود ولی خیلی بهتر میتونست باشه داستانش جالب بود ولی کلا خوب بود

    1+
  4. کتابخوان گفت:

    واقعا خسته کننده و بی معنا بود همان چند صفحه اول بعدش بی محتوا

    0
...بیشتر

رمانکده را در رسانه ها دنبال کنید...

  • telegram
  • google
  • facebook
  • instagram
خبرنامه

جهت دریافت آخرین مطالب منتشر شده ایمیل خود را وارد نمایید.