رمان های ویژه سایت ما همه رمان ها
دانلود رمان تاسیان

دانلود رمان تاسیان

دانلود رمان تاسیان شخصیت گیسو برداشت آزاد از شخصیت واقعی هست! گیسو که از طرف...

دانلود رمان مردی از جنس پریان

دانلود رمان مردی از جنس…

دانلود رمان مردی از جنس پریان مقدمه: یکی بود، دیگری نابود! زیر این سقف کبود،...

دانلود رمان پشت چراغ قرمز

دانلود رمان پشت چراغ قرمز

دانلود رمان پشت چراغ قرمز نویسنده : حانیا بصیری ژانر طنز /عاشقانه پشت قرمز داستان...

دانلود رمان تومور عشق

دانلود رمان تومور عشق

دانلود رمان تومور عشق شاید دلدادگی هم مانند تمام مرض‌های دنیا، برای هر کسی اول...

دانلود رمان گل شب بو

دانلود رمان گل شب بو

دانلود رمان گل شب بو داستان گل‌شب‌بو قصه‌ی دخترخاله و پسرخاله‌ایست که بی‌نهایت عاشق هم...

دانلود رمان جدال عشق و غیرت

دانلود رمان جدال عشق و…

دانلود رمان جدال عشق و غیرت روایت #واقعی از #استاددانشگاهی به نام #کمیل که #به...

دانلود رمان گناه سفید

دانلود رمان گناه سفید

دانلود رمان گناه سفید «تقدیم به امید و نور چشم شیعیان، آقا صاحب الزمان و...

دانلود رمان زیبادخت مظلوم

دانلود رمان زیبادخت مظلوم

دانلود رمان زیبادخت مظلوم رمان زیبادخت مظلوم... اثری فوق عاشقانه و عاطفی❤️❤️❤️ نویسنده: لیدا صبوری...

شما در مسیر:

صفحه اصلی

رمان عاشقانه

دانلود رمان معرفت یک عاشق

هستید.

دانلود رمان معرفت یک عاشق

دانلود رمان معرفت یک عاشق

توی دنیای من پر از غمه. پر از شادی های مبهمه،پر از و دم و باز دمه.
آری من هیچگاه از امید دست نخواهیم کشید و تو بدان که من تا لحظه ی فرا رسیدن مرگم در کنار تو خواهم ماند یار من!
روزی که خبرِ مرگم به گوشِت بخوره
اولش باخودت میگی
این همونی بود که اذیتش کردم
ناراحتش کردم
یاد شوخیام وشیطنت‌هام وخنده هام میوفتی
باخودت میگی حیف شد
کاش بهش گفته بودم که دوسش دارم
کاش انقدر ناراحتش نمی‌کردم
کاش بجای کل کل وشوخی باهاش
بجای تنها گذاشتنش، کنارش می‌موندم
سرِ خاکم بغضت می‌گیره! آخه اون موقع خودم یه لبخند گوشه لبمه
بلاخره تموم شد؛ غصه هام، سختیام، دلتنگیام،استرسام…
هه…
جالبه حتی اشک‌هام تموم شدن بلاخره
دیگه با هر تلنگری تو چشام آشوب نمیکنن واس رها شدن
دیگه دلم تنگ نمیشه واسه ی تو!

مهساست سریع پریدیم بغل هم وااایی چقدر دلم واسش تنگ شده بود دو هفته بود ندیده بودمش وقتی آبجیم
و بی رحمانه ازمون گرفتن و منو امیر تنها شدیم، وقتی پدرم به دنبال رها رفت تا خبر فروخته شدن و
گمنام شدنش رو به پلیس بده ولی کشته شد؛ فقط من موندم و امیر و از همون موقع که ۹۱ سالم بود و
داداش امیر که ۳۲ سالش بود

 

15+
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: آیناز آدین و م.بیرامی( تانیا)
  • تعداد صفحه: 700
  • توجه:

    این رمان اختصاصی سایت رمانکده میباشد و کپی برداری از این اثر چه با ذکر و چه بدون ذکر منبع حرام می باشد .

  • منبع: www.Romankade.com

نظرتون راجب این رمان چی بود؟

...بیشتر

رمانکده را در رسانه ها دنبال کنید...

  • telegram
  • google
  • facebook
  • instagram
خبرنامه

جهت دریافت آخرین مطالب منتشر شده ایمیل خود را وارد نمایید.