رمان های ویژه سایت ما همه رمان ها
دانلود رمان گل شب بو

دانلود رمان گل شب بو

دانلود رمان گل شب بو داستان گل‌شب‌بو قصه‌ی دخترخاله و پسرخاله‌ایست که بی‌نهایت عاشق هم...

دانلود رمان جدال عشق و غیرت

دانلود رمان جدال عشق و…

دانلود رمان جدال عشق و غیرت روایت #واقعی از #استاددانشگاهی به نام #کمیل که #به...

دانلود رمان گناه سفید

دانلود رمان گناه سفید

دانلود رمان گناه سفید «تقدیم به امید و نور چشم شیعیان، آقا صاحب الزمان و...

دانلود رمان زیبادخت مظلوم

دانلود رمان زیبادخت مظلوم

دانلود رمان زیبادخت مظلوم رمان زیبادخت مظلوم... اثری فوق عاشقانه و عاطفی❤️❤️❤️ نویسنده: لیدا صبوری...

دانلود رمان اتهام واهی

دانلود رمان اتهام واهی

دانلود رمان اتهام واهی من دختر مذهبی که پدرم به خاطر آبرویش و نقشه‌ی برادروهمخونم،...

رمان تنفر دوار

دانلود رمان تنفر دوار

دانلود رمان تنفر دوار دختر #شیطونی که تو #جیب‌بری حرفه ای و اینبار برای خالی...

دانلود رمان در غم خود شادم

دانلود رمان در غم خود…

دانلود رمان در غم خود شادم مقدمه: هرگز این قصه ندانست کسی: آن شب آمد...

دانلود رمان اقتدا کن

دانلود رمان اقتدا کن

دانلود رمان اقتدا کن اقتدا کن به " دلت " هر وقت بین دو راهی...

شما در مسیر:

صفحه اصلی

دکلمه های صوتی

دکلمه صوتی دفتر سرنوشت

هستید.

دکلمه صوتی دفتر سرنوشت

دکلمه صوتی دفتر سرنوشت

من فکر می‌کنم بغض‌ها هم مثل ما آدم‌ها هیکل‌های متفاوتی دارن؛ این آدم شیک‌های خاصّ…
آره، همین‌ها که با شاسی‌های از اقبال بلندشون، کنارمون ویراژ میدن و بی‌تفاوت رد میشن…
آره، همین‌ها…
بغض‌های پشمالوی تپل مپلی دارن که زودی می‌ترکه و صدای کش‌دار و نازی ایجاد می‌کنه و ما آدم‌های لُنگ به دست…
بغض‌هامون مثل تیغ ماهی قد علم می‌کنه و هر بار که بی‌محلی دیدن‌هامون رو قورت میدیم، حنجره‌ی صاحاب مرده‌مون رو بی‌صدا خط می‌کشه.
خدا رو شاکریم‌ها…
همین که ماشین‌های زیر لُنگ‌هامون رو بی‌خط و خش تحویل بدیم و دو زار گیرمون بیاد، برا گرمی دَمش هم دعا می‌کنیم…
بی‌خیال خط خطی‌های رو تن و بدنمون…
با نخودهای سیاهی که از بچگی به خوردمون دادن تا قبل سینه خیز و تاتی تاتی، واسه دنیاشون بدوییم…
حل میشه.
خط خطی‌های دفتر سرنوشتمون هم…
خدایا!
می‌بینی منو؟
من این جام…
دفتر سرنوشت…
خط دوازدهم…
بیا و نقطه‌ی پایان این خط خطی‌ها رو بذار و برو!
می‌دونم زوده اما…
به گینسِ دونده‌های پینه بسته‌ای که تموم عمرشون رو، رو تردمین زندگی سوار بودند…
امید دارم!
خدایا!
بیا و نقطه‌ی آخر خط سرنوشتم رو بذار و برو!
تقدیم به کودکان کار
✍️#فاطمه‌اسماعیلی‌(آیه)

 

  • توجه:

    این رمان اختصاصی سایت رمانکده میباشد و کپی برداری از این اثر چه با ذکر و چه بدون ذکر منبع حرام می باشد .

  • منبع: www.Romankade.com

نظرتون راجب این رمان چی بود؟

...بیشتر

رمانکده را در رسانه ها دنبال کنید...

  • telegram
  • google
  • facebook
  • instagram
خبرنامه

جهت دریافت آخرین مطالب منتشر شده ایمیل خود را وارد نمایید.