رمان های ویژه سایت ما همه رمان ها
دانلود رمان گل شب بو

دانلود رمان گل شب بو

دانلود رمان گل شب بو داستان گل‌شب‌بو قصه‌ی دخترخاله و پسرخاله‌ایست که بی‌نهایت عاشق هم...

دانلود رمان جدال عشق و غیرت

دانلود رمان جدال عشق و…

دانلود رمان جدال عشق و غیرت روایت #واقعی از #استاددانشگاهی به نام #کمیل که #به...

دانلود رمان گناه سفید

دانلود رمان گناه سفید

دانلود رمان گناه سفید «تقدیم به امید و نور چشم شیعیان، آقا صاحب الزمان و...

دانلود رمان زیبادخت مظلوم

دانلود رمان زیبادخت مظلوم

دانلود رمان زیبادخت مظلوم رمان زیبادخت مظلوم... اثری فوق عاشقانه و عاطفی❤️❤️❤️ نویسنده: لیدا صبوری...

دانلود رمان اتهام واهی

دانلود رمان اتهام واهی

دانلود رمان اتهام واهی من دختر مذهبی که پدرم به خاطر آبرویش و نقشه‌ی برادروهمخونم،...

رمان تنفر دوار

دانلود رمان تنفر دوار

دانلود رمان تنفر دوار دختر #شیطونی که تو #جیب‌بری حرفه ای و اینبار برای خالی...

دانلود رمان در غم خود شادم

دانلود رمان در غم خود…

دانلود رمان در غم خود شادم مقدمه: هرگز این قصه ندانست کسی: آن شب آمد...

دانلود رمان اقتدا کن

دانلود رمان اقتدا کن

دانلود رمان اقتدا کن اقتدا کن به " دلت " هر وقت بین دو راهی...

شما در مسیر:

صفحه اصلی

رمان عاشقانه رمان های فروشی

دانلود رمان زیبادخت مظلوم

هستید.

دانلود رمان زیبادخت مظلوم

دانلود رمان زیبادخت مظلوم

رمان زیبادخت مظلوم…

اثری فوق عاشقانه و عاطفی❤️❤️❤️

نویسنده: لیدا صبوری

ژانر عاشقانه، اجتماعی

خلاصه ی رمان:

گیسو طلا باز هم شوخی اش گرفته!
لب آن ایوان بلند چوبین مزین شده به شمعدانی های مادر جان؛ قدم به قدم و با احتیاط قصد عبور از حوادث تلخ آینده را دارد!
تن سوخته چه داند عطش لمس مادر را؟!
پس از شعله باران پیشانی نوشت؛ چون پرنده ای بال شکسته و غمین؛ پناه بر عمارت بانو فرهمند آورد!
بال شکسته چه داند؛ ترس لمس دستان شیطان را؟!
آبدیده گشت؛ مردانه ایستاد؛ طوفان در هم شکست!
اما دست شیطان لحظه به لحظه تن نحیفش را قصد غارت داشت!
جنگید و قصد حفظ عصمت داشت!
عاشق گشت و پای در راه وصل نهاد!
آیین فربد، اسطوره ای از جنس ناب عطوفت مرهم زخم عمیق ترسهایش گشت!

اما…‌‌
اما سایه ی شیطان بلند بود و بلاخره تن گلبرگش را به غارت برد!
دیوار استقامت فرو ریخت و رادمهرش بی زیبا شد!
و……
قصه همیشه یک قهرمان از جان گذشته دارد!
سرزمین خدا پر بود از مردانگی..‌‌
پای برهنه؛ کودک در آغوش؛ بر سرزمین غیرت پانهاد!
عماد ستون گشت و پیکره ی ظلم را در هم شکست و ………….
💖💖💖💖

بریده ای از این عاشقانه ی نفسگیر……

تمام خوبی های بی حدّو اندازه ی تو بود که دوباره جان گرفتم!
یاد گرفتم که لوس تو باشم و نازم همیشه خریدار داشته باشد!
کاش..‌‌
کاش تا این حد در خلوت ناز پرورده ام نمی کردی که مدام در ذهن پریشانم مرور نکنم؛ روزی خدای ناکرده نباشی چه
می شود بر حال زارم؟!

چقدر خوب است؛ تو باشی تمام دردهایم را حتی برای دقایقی فراموش کنم!
مقام زن بودنم را چه خوب به رُخم کشیدی در همین مدت کوتاه همسری!
مگر قداست و حرمت یک زن را جز مردش کسی دیگر می تواند تعریف کند؟!
در آغوش عاشقانه ات آنقدر خوب تحلیلم کردی که کیش و ماتم در این زندگی بی سرو ته…..

قسمتی از رمان

راوی رادمهر…

دکمه ی آیفون را که زدم، فوری و بی معطلی قدم تند کردم سمت پنجره ی سالن؛ پرده را کنار زدم و از همان بالا پایین و خیابان را با دقت از نظرگذراندم!

دلنگران و پر استرس در خیابان بدنبال اتومبیل اشرافی پدر چشم چرخاندم…
درست دیدم، با راننده نیامده بود و این یعنی خشم وعصبانیت برای زیبادخت بی نوا!

مشتهایم چنگ شده بروی لبانم ثابت ماندند که چه خواهد شد؟!

زیبادخت داخل حمام داشت پیراهن و شلوار جینم را می شست…

دلم تاب تاب به سینه می کوبید، درب ورودی که چند بار پشت سر هم خورده شد!
با افکاری آشفته و اینکه چه پاسخی باید به پدر بدهم راهی درب واحد شدم…‌

لینک خرید نسخه کامل زیبادخت مظلوم :

 

خرید آسان خرید مطمئن 1نسخه موبایل copy copy - دانلود رمان زیبادخت مظلوم

 روش اول خریداز طریق زرین پال

logo1 - دانلود رمان زیبادخت مظلوم

 

 

روش دوم خریداز طریق درگاه نکست پی



روش سوم خرید از طریق کارت به کارت هزینه

اگه به هر دلیلی با خرید از طریق اینترنت با دو روش بالا مشکل دارید میتوانید مبلغ  ۸ هزار تومن به شماره کارت زیر کارت به کارت کنید و بعد به شماره تلفن (۰۹۰۲۴۰۸۴۸۵۸) نام رمان رو اس ام اس کنید و لینک رمان رو دریافت کنید

۲۶۳۵ ۱۲۷۴ ۱۰۱۲ ۵۸۹۲

بنام علی غلامی بانک سپه

 

16+
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: لیدا صبوری
  • تعداد صفحه: 1583
  • توجه:

    این رمان اختصاصی سایت رمانکده میباشد و کپی برداری از این اثر چه با ذکر و چه بدون ذکر منبع حرام می باشد .

  • منبع: www.Romankade.com

نظرتون راجب این رمان چی بود؟

۹ دیدگاه

  1. هلنا گفت:

    وای که حظ بردم بخدا
    چقدر قصه ی رمانتون بینظیر و عالی بود

    اوج استرس و آدرنالین رو بخوبی تو روند داستانت درک کردم نویسنده ی توانایی هستی
    کاش تو واقعیت هم رادمهرها و آیین‌های بامرام زیادی وجود داشتن تا دنیا گلستان میشد
    قلمت پایدار باشه نویسنده ی خوش ذوق من عاشق قصه ی زیبادختت شدم خلاصه که دستت طلا

    2+
  2. شیما گفت:

    بی نظیر بی نظیر
    عالی بود ❣❣❣

    2+
  3. شاهین گفت:

    تا اینجا که خوندم عالی بود امیدوارم اخرشم همین نظر رو داشته باشم

    1+
  4. شاهین گفت:

    تا اینجایی،که خوندم عالی بود امیدوارم اخرشم همین نظرو داشته باشم

    0
  5. محمد گفت:

    لذت بردم از رمان بی نظیر و جذاب شما
    هزار احسنت به این فکر خلاق و قلم بیست شما
    موفق باشید خانم صبوری

    1+
  6. زهرا گفت:

    عالی بود
    به جرات می تونم ‌بگم
    بهترین قلم و بهترین رمانی بود که به عمرم خوندم
    دستت طلا نویسنده ی توانا
    کیف کردم خدا قوت

    7+
  7. الناز گفت:

    راستش من اصلا خوشم نیومد حیف وقت خیلی هم طولانی بود

    0
  8. ستاره گفت:

    عالی بود

    6+
  9. ترانه گفت:

    بسیار بسیار زیبا و احساسی لذت بردم
    زیبادخت سرگذشت نفسگیری داشت
    آفرین به این قلم جذاب

    6+
...بیشتر

رمانکده را در رسانه ها دنبال کنید...

  • telegram
  • google
  • facebook
  • instagram
خبرنامه

جهت دریافت آخرین مطالب منتشر شده ایمیل خود را وارد نمایید.