رمان های ویژه سایت ما همه رمان ها
دانلود رمان جدال عشق و غیرت

دانلود رمان جدال عشق و…

دانلود رمان جدال عشق و غیرت روایت #واقعی از #استاددانشگاهی به نام #کمیل که #به...

دانلود رمان گناه سفید

دانلود رمان گناه سفید

دانلود رمان گناه سفید «تقدیم به امید و نور چشم شیعیان، آقا صاحب الزمان و...

دانلود رمان زیبادخت مظلوم

دانلود رمان زیبادخت مظلوم

دانلود رمان زیبادخت مظلوم رمان زیبادخت مظلوم... اثری فوق عاشقانه و عاطفی❤️❤️❤️ نویسنده: لیدا صبوری...

دانلود رمان اتهام واهی

دانلود رمان اتهام واهی

دانلود رمان اتهام واهی من دختر مذهبی که پدرم به خاطر آبرویش و نقشه‌ی برادروهمخونم،...

رمان تنفر دوار

دانلود رمان تنفر دوار

دانلود رمان تنفر دوار دختر #شیطونی که تو #جیب‌بری حرفه ای و اینبار برای خالی...

دانلود رمان در غم خود شادم

دانلود رمان در غم خود…

دانلود رمان در غم خود شادم مقدمه: هرگز این قصه ندانست کسی: آن شب آمد...

دانلود رمان اقتدا کن

دانلود رمان اقتدا کن

دانلود رمان اقتدا کن اقتدا کن به " دلت " هر وقت بین دو راهی...

دانلود رمان سوگند به دست هایت

دانلود رمان سوگند به دست…

دانلود رمان سوگند به دست هایت ( جلد دوم رمان آخرین بوسه ) سوگند به...

شما در مسیر:

صفحه اصلی

رمان ترسناک رمان عاشقانه

دانلود رمان عشق به یک آلفا

هستید.

دانلود رمان عشق به یک آلفا

دانلود رمان عشق به یک آلفا

رمان عشق به یک الفا خلاصه
به نام خدا
نام رمان: عشق به یک الفا
به قلم: زھرا .ن
تایپیست:حمید .ن
ژانر: ترسناک. عاشقانه. غمگین .تخیلی.
خلاصه:دختری به زلالی اب …..
به زیبایی خورشید ….
سلن راد دختره مھربون ولی لجباز ….
مردی مرموز ….
دنیایش به تاریکی شب ….
ساتکین اندرا مردی با دلی سنگی ولی مھربان.
خب در ادامه سرنوشت این دوتا رو روبری ھم قرار میده واین دوتا عاشق ھم میشن اما با ورود برادر سلن که ھمه فکر میکردن مرده و توی
رسیدن سلن به ساتکین وقفه میندازه .وایا سلن وساتکین به ھم میرسن چه کسی میدونه اینده چه چیزی براشون رقم زده …..پایان خوش ..
۹۹/۳/ تاریخ شروع: ۲۰
رمان عشق به یک الفا خلاصه
به نام خدا
نام رمان: عشق به یک الفا
به قلم: زھرا .ن
تایپیست:حمید .ن
ژانر: ترسناک. عاشقانه. غمگین .تخیلی.
خلاصه:دختری به زلالی اب …..
به زیبایی خورشید ….
سلن راد دختره مھربون ولی لجباز ….
مردی مرموز ….
دنیایش به تاریکی شب ….
ساتکین اندرا مردی با دلی سنگی ولی مھربان.
خب در ادامه سرنوشت این دوتا رو روبری ھم قرار میده واین دوتا عاشق ھم میشن اما با ورود برادر سلن که ھمه فکر میکردن مرده و توی
رسیدن سلن به ساتکین وقفه میندازه .وایا سلن وساتکین به ھم میرسن چه کسی میدونه اینده چه چیزی براشون رقم زده …..پایان خوش ..
۹۹/۳/ تاریخ شروع: ۲۰

قسمتی از رمان

(سلن)
باصدای الارم گوشیم بیدار شدم یه نگاه به ساعت انداختم ۹بود از تختم بلند شدم وبه سمت سرویس اتاقم رفتم بعد از گرفتن یه دوش به
سمت کمدم رفتم یه دست لباس راحتی برداشتم وپوشیدم جلوی میز ارایشم نشستم وموھای قھوه ایم که تا کمرم میرسید رو خشک کردم
تو اینه به خودم نگاه کردم.
پوست سفید وصاف .چشمای سبز تیره .ابروھای ھشتی .دماغ کوچیک وقلمی .قدمم که ۱۷۵ بود وخدارو شکر لاغر بودم .
دست از انالیز صورتم برداشتم وبه سمت اشپزخونه رفتم …
من:مامان جون کجایی ؟
مامان:بیا دخترم تو اشپزخونه ام .
من:اومدم.
مامان:صبح بخیر دختر خوشگلم.
من:صبح توام بخیر مامان جونم .
مامان:بیا صبحونه بخور .
من:مامانی بابا نیست ؟؟
مامان:نه دخترم امروز بابات قرار داد داشت زود تر رفت.
من:اھان.

14+
  • ژانر: ترسناک. عاشقانه
  • نویسنده: زھرا .ن
  • تعداد صفحه: 178
  • توجه:

    این رمان اختصاصی سایت رمانکده میباشد و کپی برداری از این اثر چه با ذکر و چه بدون ذکر منبع حرام می باشد .

  • منبع: www.Romankade.com

نظرتون راجب این رمان چی بود؟

۳ دیدگاه

  1. m_12132 گفت:

    قشنگ بود. به قول دوست ناشناسمون یکم آبکی بود. بعضی جاهاش خیلی هول هولکی ماجرا رو جلو بردی. منظورم اینه که بعضی جاها باید داستانو بیشتر کش میدادی و بعضی جاها باید بیشتر به عمق داستان میرفتی. با اینحال آخراش بهتر شد. ولی باز هم ممنون که زحمتشو کشیدی چنین رمان قشنگی رو تقدیم ما کردی. خیلی ممنون از زحماتتون.

    0
  2. علیرضا گفت:

    خوب بود خسته نباشی

    0
  3. ناشناس گفت:

    داستان رمانت میتونست خیلییی بهتر از الانش باشه فقط خواستی از سربازکنی و کاملا ابکی نوشتی و کاملا غیر باور بود بعضی از قسمتاش

    1+
دانلود اپلیکیشن رمانکده
...بیشتر

رمانکده را در رسانه ها دنبال کنید...

  • telegram
  • google
  • facebook
  • instagram
خبرنامه

جهت دریافت آخرین مطالب منتشر شده ایمیل خود را وارد نمایید.