رمان های ویژه سایت ما همه رمان ها
دانلود رمان جدال عشق و غیرت

دانلود رمان جدال عشق و…

دانلود رمان جدال عشق و غیرت روایت #واقعی از #استاددانشگاهی به نام #کمیل که #به...

دانلود رمان گناه سفید

دانلود رمان گناه سفید

دانلود رمان گناه سفید «تقدیم به امید و نور چشم شیعیان، آقا صاحب الزمان و...

دانلود رمان زیبادخت مظلوم

دانلود رمان زیبادخت مظلوم

دانلود رمان زیبادخت مظلوم رمان زیبادخت مظلوم... اثری فوق عاشقانه و عاطفی❤️❤️❤️ نویسنده: لیدا صبوری...

دانلود رمان اتهام واهی

دانلود رمان اتهام واهی

دانلود رمان اتهام واهی من دختر مذهبی که پدرم به خاطر آبرویش و نقشه‌ی برادروهمخونم،...

رمان تنفر دوار

دانلود رمان تنفر دوار

دانلود رمان تنفر دوار دختر #شیطونی که تو #جیب‌بری حرفه ای و اینبار برای خالی...

دانلود رمان در غم خود شادم

دانلود رمان در غم خود…

دانلود رمان در غم خود شادم مقدمه: هرگز این قصه ندانست کسی: آن شب آمد...

دانلود رمان اقتدا کن

دانلود رمان اقتدا کن

دانلود رمان اقتدا کن اقتدا کن به " دلت " هر وقت بین دو راهی...

دانلود رمان سوگند به دست هایت

دانلود رمان سوگند به دست…

دانلود رمان سوگند به دست هایت ( جلد دوم رمان آخرین بوسه ) سوگند به...

شما در مسیر:

صفحه اصلی

داستان کوتاه

داستان کوتاه درد و دل

هستید.

داستان کوتاه درد و دل

داستان کوتاه درد و دل

بنـام او

 

-خب زندگی نه به آسانی وقت هایی هست که شاد هستیم و با بی خیالی درد ها رو می گذرونیم و نه به سختیِ روز هایی که دلمون گرفته و هر مسئله ی کوچیکی رو مصیبتی بزرگ تلقی می کنیم!

به قول قدیمی ها پستی و بلندی رسمِ زندگیِ و باید باهاش کنار اومد.. هیچ کس، تاکید می کنم هیچ کسِ هیچ کس توی این دنیا بی درد نیست.. نه من، نه شما، نه دیگران!

آشوب بودن دل گاهی انقدر بد هست که از ته ته دلت آرزو می کنی کاش همون جا تموم بشی!

مشکلات کوچیک گاهی می تونه ازت یه انسان بزرگ بسازه، خیلی بزرگ..

دل معقوله ی کوچیکی نیست، دل همه چیزِ یک آدم هست و درد هم جزئی از یک زندگی!

دیدی بعضی اوقات بی هوا، بی دلیل بغض می کنی.. من اون لحظه رو خیلی دوس دارم، مطمعنم، یقین دارم اون لحظه خدا با لبخند نگاهم می کنه وقتی با چشم هایی اشکی و دلی پر صداش می کنم، وقتی تنها اسم اون توی دلم روشن خاموش می شه و پناهی جز خودش ندارم!

نمیگم از زندگیم راضیِ راضی ام و هیچ مشکلی ندارم، نمیگم خدا منو بی نقص آفریده و همه چیز تمام ام.. نه!‌ اما ناشکر هم نیستم، واقع بینم، به قول خودم نیمه ی پرِ لیوان رو می بینم.

خدا با منه، کنارمه و کی امن تر از وجودش!.

می دونم خیلیا نگرانمن، اما نباشن، من می تونم، می تونم خودم از پس خودم و زندگیم بر بیام.. بچه نیستم و حالا یکی چشمش به منه، یه کوچولو که تنها امید زندگی کردنمه، که نباشه با تمام نفس کشیدنم، مرده ام!

نفسی می کشم، دکتر با لبخند نگاه ام می کند و آرامشِ درون چشم هایش را دوست دارم!‌

با همان لبخند می گوید.

-برای خودت یه پا روان شناس شدی.. آفرین!‌ از ته ته دلم خوش حالم که این حرفارو از زبونت می شنوم و حالت خوب شده!

متقابلا لبخند می زنم و ای دل غافل دکتر جان، کجا سیر می کنی، من کجا و حالِ خوب کجا!

“سراغم را نگیرید، از من تا حال خوب فاصله ی زیادی هست، برسم اطلاع می دهم!”

آری یک پا روان شناس شده ام از بس به خودم دل داری داده ام.. باید مطبی بزنم و به درد های مردم گوش بسپارم بلکه کمی، فقط کمی خود و غصه هایم را فراموش بکنم!‌

باز هم لبخند دکتر و منی که آخرین جلسه ی مشاوره ام را به سخنرانی گذراندم!

بر می خیزم و بالاخره توانسته ام و از این بابت واقعا برای خودم خوش حالم.

با خداحافظی مطب را ترک می کنم‌، دخترکم منتظرم هست و او فقط یک سال دارد!

پیاده تا سر خیابان می روم، ایستگاه اتوبوس شلوغ است و باز هم تأخیر.. موبایل ام زنگ می خورد، دخترکم بی تابی می کند و تنها هم دم اش را می خواهد.

چشم ام روی عکس گوشی ام ثابت می ماند و لعنت به قطره اشکی که بی اجازه سر می خورد پایین.

زود بود.. رفتن اش زود بود، تنها شدنم زود بود، یتیم شدن دخترکم زود بود، زود بود.. همه چیز زود بود، خیلی زود!

پا در خانه می گذارم و مامان سر پا در حال آرام کردن دردانه ام است.

با دیدنم گریه اش شدت می یابد و آغوشم را طلب می کند.. دریغ اش نمی کنم، تنهاست، عینِ خودم و ما جز هم کسی را نداریم.

#پایان

  • توجه:

    این رمان اختصاصی سایت رمانکده میباشد و کپی برداری از این اثر چه با ذکر و چه بدون ذکر منبع حرام می باشد .

  • منبع: www.Romankade.com

نظرتون راجب این رمان چی بود؟

یک دیدگاه

دانلود اپلیکیشن رمانکده
...بیشتر

رمانکده را در رسانه ها دنبال کنید...

  • telegram
  • google
  • facebook
  • instagram
خبرنامه

جهت دریافت آخرین مطالب منتشر شده ایمیل خود را وارد نمایید.