رمان های ویژه سایت ما همه رمان ها
دانلود رمان تاسیان

دانلود رمان تاسیان

دانلود رمان تاسیان شخصیت گیسو برداشت آزاد از شخصیت واقعی هست! گیسو که از طرف...

دانلود رمان مردی از جنس پریان

دانلود رمان مردی از جنس…

دانلود رمان مردی از جنس پریان مقدمه: یکی بود، دیگری نابود! زیر این سقف کبود،...

دانلود رمان پشت چراغ قرمز

دانلود رمان پشت چراغ قرمز

دانلود رمان پشت چراغ قرمز نویسنده : حانیا بصیری ژانر طنز /عاشقانه پشت قرمز داستان...

دانلود رمان تومور عشق

دانلود رمان تومور عشق

دانلود رمان تومور عشق شاید دلدادگی هم مانند تمام مرض‌های دنیا، برای هر کسی اول...

دانلود رمان گل شب بو

دانلود رمان گل شب بو

دانلود رمان گل شب بو داستان گل‌شب‌بو قصه‌ی دخترخاله و پسرخاله‌ایست که بی‌نهایت عاشق هم...

دانلود رمان جدال عشق و غیرت

دانلود رمان جدال عشق و…

دانلود رمان جدال عشق و غیرت روایت #واقعی از #استاددانشگاهی به نام #کمیل که #به...

دانلود رمان گناه سفید

دانلود رمان گناه سفید

دانلود رمان گناه سفید «تقدیم به امید و نور چشم شیعیان، آقا صاحب الزمان و...

دانلود رمان زیبادخت مظلوم

دانلود رمان زیبادخت مظلوم

دانلود رمان زیبادخت مظلوم رمان زیبادخت مظلوم... اثری فوق عاشقانه و عاطفی❤️❤️❤️ نویسنده: لیدا صبوری...

شما در مسیر:

صفحه اصلی

رمان عاشقانه

دانلود رمان انتقام زیبا

هستید.

دانلود رمان انتقام زیبا

دانلود رمان انتقام زیبا

به نام خالق عشق
نام رمان:انتقام زیبا
نویسنده:معصومه ملک محمودی.
کاربر انجمن رمان های عاشقانه علی غلامی

خلاصه:《پدر هونیا یک شغل کاملا متفاوت داره،یه شغلی که در نهایت ختم میشه به قاچاق،کلاهبرداری و… اما تصمیم میگیره از اون شغل بیاد بیرون اما رئیسش یه شرطی میزاره که باعث تغیر زندگی هونیا میشه و این شرط با یک انتقام همراه است…با پایانی غمگین》.

(همراه باشید باهام،یه رمان جدید دارم براتون…انرژی بدین بهم.قربون همتون)
مقدمه:
آدمای ضعیف انتقام می گیرن
.
آدمای قوی می بخشن
.
و آدمای باهوش بی توجهی می کنن.

 

جلد دوم این رمان بزودی ارائه خواهد گشت

قسمتی از رمان

در خونه توسط آقا رضا نگهبان خونه، باز شد و اشکان،راننده شخصیم رفت داخل حیاط و مستقیم رفت سمت پارکینگ وقتی ایستاد منم پیاده شدم و بعد از یه تشکر از اشکان رفتم سمت در و بازش کردم و رفتم داخل خونه.
به محض ورودم به خونه هاوش با ذوق دوید سمتم و با دیدنش کم مونده بود بال در بیارم.سریع رفتم سمتش و بغلش کردم و یه دور چرخیدم.
هاوش:آبجی جونمممم
-آخ قربونت بشه آبجی.
همین جوری که هاوش بغلم بود رفتم سمت پذیرایی و دیدم بابا با لباس بیرونی نشسته و ۲ تا بادیگارد هاش کنارش ایستادن.
من:سلام بابا
-سلام.هاوش نیم ساعت میشه که اومده.مامانتون گفت:تا شب بمونه چون مثل اینکه خیلی دلش تنگ شده برامون.
بغض گلوم رو فشار داد و کلمه مامانتون تو سرم اکو شد..
از وقتی که جدا شدن یه بار هم اسم مامان رو نیاورد همش گفت:«مامانتون».
سعی کردم وانمود نکنم که از کلمه مامانتون طبق معمول ناراحت شدم و برای همین گفتم:باشه.آقا هاوش تاج سر ماست.
بعدش به هاوش نگاه کردم و گفتم:مگه نه مرد کوچک؟
هاوش هم لبخند شیرینی زد و گفت:اوهوم
بابا:خوبه.برین تو اتاقتون،برای ناهار بیاین پایین.
من:چشم.
هاوش:بابا میشه من پیشت بمونم؟
بابا:الان برو پیش آبجی هات.غروب میبرمت شهر بازی!

12+
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: معصومه ملک محمودی
  • تعداد صفحه: 138
  • توجه:

    این رمان اختصاصی سایت رمانکده میباشد و کپی برداری از این اثر چه با ذکر و چه بدون ذکر منبع حرام می باشد .

  • منبع: www.Romankade.com

نظرتون راجب این رمان چی بود؟

۲۰ دیدگاه

  1. معصومه ملک محمودی گفت:

    مرسی عزیزم

    2+
  2. هاجر گفت:

    واقعن‌رمان‌خیلی‌خوبیبود

    3+
  3. معصومه ملک محمودی گفت:

    عزیزم زود اماده میشه.
    حتما برای اسفند ماه یا یکم زودتر

    1+
  4. معصومه ملک محمودی گفت:

    حتما سعی میکنم زود تر رمان به دستتون برسه دوست عزیز.
    مطمئن باشین که من رمان رو رها نکردم و در پی کامل کردنش هستم

    2+
  5. ..... گفت:

    جلد دوم کیه اماده میشع؟

    0
...بیشتر

رمانکده را در رسانه ها دنبال کنید...

  • telegram
  • google
  • facebook
  • instagram
خبرنامه

جهت دریافت آخرین مطالب منتشر شده ایمیل خود را وارد نمایید.