رمان های ویژه سایت ما همه رمان ها
دانلود رمان جدال عشق و غیرت

دانلود رمان جدال عشق و…

دانلود رمان جدال عشق و غیرت روایت #واقعی از #استاددانشگاهی به نام #کمیل که #به...

دانلود رمان گناه سفید

دانلود رمان گناه سفید

دانلود رمان گناه سفید «تقدیم به امید و نور چشم شیعیان، آقا صاحب الزمان و...

دانلود رمان زیبادخت مظلوم

دانلود رمان زیبادخت مظلوم

دانلود رمان زیبادخت مظلوم رمان زیبادخت مظلوم... اثری فوق عاشقانه و عاطفی❤️❤️❤️ نویسنده: لیدا صبوری...

دانلود رمان اتهام واهی

دانلود رمان اتهام واهی

دانلود رمان اتهام واهی من دختر مذهبی که پدرم به خاطر آبرویش و نقشه‌ی برادروهمخونم،...

رمان تنفر دوار

دانلود رمان تنفر دوار

دانلود رمان تنفر دوار دختر #شیطونی که تو #جیب‌بری حرفه ای و اینبار برای خالی...

دانلود رمان در غم خود شادم

دانلود رمان در غم خود…

دانلود رمان در غم خود شادم مقدمه: هرگز این قصه ندانست کسی: آن شب آمد...

دانلود رمان اقتدا کن

دانلود رمان اقتدا کن

دانلود رمان اقتدا کن اقتدا کن به " دلت " هر وقت بین دو راهی...

دانلود رمان سوگند به دست هایت

دانلود رمان سوگند به دست…

دانلود رمان سوگند به دست هایت ( جلد دوم رمان آخرین بوسه ) سوگند به...

شما در مسیر:

صفحه اصلی

داستان کوتاه

داستان کوتاه سلخ روح

هستید.

داستان کوتاه سلخ روح

داستان کوتاه سلخ روح

آواز گوش خراش رادیو، به یاریِ شلاق های وحشیانه ی قطره های باران به پنجره ها شتافته و سکوت مخوف اتاق را در هم می شکنند.

بارانا، دوان دوان و خندان، سکوت راهرو را به هم می زند و پس از وارد شدن به اتاق، خودش را از فاصله ی نه چندان دوری، روی تشک سفت و سخت تخت آهنی اش پرت می کند و بلافاصله، صدای آخ او و خنده ی زن هایی که در اتاق و نزدیک به او هستند، بلند می شود.

بی توجه به اطراف و به کمر، روی یکی از ده تخت چیده شده ی درون اتاق خوابیده است و همان طور که سرش روی کف یکی از دست های روی بالشتش، جا خوش کرده، انگشت های دست دیگرش نیز همراه با موزیکی که از رادیو در اتاق طنین انداخته است، روی شکم پوشیده به آن لباس های مشمئز کننده، ضرب گرفته اند.

زهرا که گویا فقط و فقط به لطف صدای زجر آور آن رادیوی نیم وجبی، خوابش به او زهر شده است و انگار نه انگار که بقیه ی زن های حاضر در اتاق نیز سر و صدای خودشان را دارند، خشمگین، پتویش را که برای جلوگیری از تابش شدید نور لامپ به چشم هایش، تا بالای سرش را با آن پوشانده، با حرص آشکاری کنارش زد و رو به او می توپد: خفه کن اون بی صاحاب و!

نسخه کامل این داستان رو میتوانید از pdf زیر دانلود و مطالعه فرمائید

 

داستان کوتاه سلخ روح

5+
  • توجه:

    این رمان اختصاصی سایت رمانکده میباشد و کپی برداری از این اثر چه با ذکر و چه بدون ذکر منبع حرام می باشد .

  • منبع: www.Romankade.com

نظرتون راجب این رمان چی بود؟

یک دیدگاه

  1. ARMY گفت:

    عالییییییی بود خیلی قشنگ بود

    1+
دانلود اپلیکیشن رمانکده
...بیشتر

رمانکده را در رسانه ها دنبال کنید...

  • telegram
  • google
  • facebook
  • instagram
خبرنامه

جهت دریافت آخرین مطالب منتشر شده ایمیل خود را وارد نمایید.