رمان های ویژه سایت ما همه رمان ها
دانلود رمان جدال عشق و غیرت

دانلود رمان جدال عشق و…

دانلود رمان جدال عشق و غیرت روایت #واقعی از #استاددانشگاهی به نام #کمیل که #به...

دانلود رمان گناه سفید

دانلود رمان گناه سفید

دانلود رمان گناه سفید «تقدیم به امید و نور چشم شیعیان، آقا صاحب الزمان و...

دانلود رمان زیبادخت مظلوم

دانلود رمان زیبادخت مظلوم

دانلود رمان زیبادخت مظلوم رمان زیبادخت مظلوم... اثری فوق عاشقانه و عاطفی❤️❤️❤️ نویسنده: لیدا صبوری...

دانلود رمان اتهام واهی

دانلود رمان اتهام واهی

دانلود رمان اتهام واهی من دختر مذهبی که پدرم به خاطر آبرویش و نقشه‌ی برادروهمخونم،...

رمان تنفر دوار

دانلود رمان تنفر دوار

دانلود رمان تنفر دوار دختر #شیطونی که تو #جیب‌بری حرفه ای و اینبار برای خالی...

دانلود رمان در غم خود شادم

دانلود رمان در غم خود…

دانلود رمان در غم خود شادم مقدمه: هرگز این قصه ندانست کسی: آن شب آمد...

دانلود رمان اقتدا کن

دانلود رمان اقتدا کن

دانلود رمان اقتدا کن اقتدا کن به " دلت " هر وقت بین دو راهی...

دانلود رمان سوگند به دست هایت

دانلود رمان سوگند به دست…

دانلود رمان سوگند به دست هایت ( جلد دوم رمان آخرین بوسه ) سوگند به...

شما در مسیر:

صفحه اصلی

رمان طنز رمان عاشقانه رمان پلیسی

دانلود رمان ساده نیست

هستید.

دانلود رمان ساده نیست

دانلود رمان ساده نیست

نام رمان: ساده نیست
نویسنده: مرضیه علیشاهی کاربر انجمن رمان‌های عاشقانه
ژانر: عاشقانه، پلیسی، طنز
خلاصه:
پسری که زندگی اش را در ماموریت خلاصه کرده. از آن طرف دختری که تمام زندگی اش را پای نویسندگی گذاشته است.
چطور به هم می رسند؟ آنها که دنیایشان فرسنگ ها از هم دور است!
اصلا بهم می رسند؟ زندگی پستی بلندی دارد، چطور مقابل یکدیگر در می آیند؟
مقدمه: نوری در تاریکی!
چراغی در دل شب های بی ستاره.
تو برای من، همان نور، همان چراغ هستی.
لیکن کور سوی امیدی برای شهر خاموش دلم.
شهری که امید دارد به روشنایی فردا.
کور سوی امیدی که به رسیدن نور در دلم ختم می‌شود.
آه که اگر چراغی نباشد چه؟
چه بلایی سر ویرانه های قلبم می آید؟
سخت است بدون چراغ دلم را روشن نگه دارم و نگذارم به تاریکی محض فرو رود.
چو سختی به دست آوردن قلبی با دیواره های پولادین.
چو شکست دادن لشگری از جنس عشق، بی سلاح و دفاع. یک تنه!
اما می‌دانی؟ حاضرم به خاطر داشتن پرتویی از آن روشنایی دست به سختی های بیشتری زنم.

قسمتی از رمان

(کارن)
با سرعت به سمتش برگشتم و تقریبا داد زدم: چی؟
سرهنگ با اخم دستش رو روی گوشش گذاشت و گفت: چته پسر؟ تو که ماموریت زیاد رفتی! حالا این یه ذره سخت تره! تو از پسش بر میای.
نالیدم: تنها برم آخه؟ اون هم وسط اون همه خلافکار؟ اون هم به عنوان یکی از آدم های خودشون؟ جا و مکان هم که بهم نمی دین. واقعا دستتون درد نکنه!
لبخندی روی لب هاش نشست و آروم گفت: من بهت اعتماد کامل دارم، خودت هم باید اعتماد کنی، به خدا توکل کن.
چنگی به موهام زدم و از جام بلند شدم. بعد از اینکه احترام گذاشتم با چشمی از اتاق خارج شدم.
مثل اینکه راه دیگه ای نمی مونه! باید برم مشهد و وسط یه مشت خلافکار جزوی از آدم هاشون بشم. خدا خودش رحم کنه. تا حالا همچین ماموریتی به پستم نخورده بود.
با خستگی و آشفتگی ذهنی وارد خونه شدم. خودم رو روی مبل پیدا کردم و به دو روز آینده که قرار بود سفری متفاوت داشته باشم فکر کردم. سفر ساده ای نیست!
***

24+
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: مرضیه علیشاهی
  • تعداد صفحه: 333
  • توجه:

    این رمان اختصاصی سایت رمانکده میباشد و کپی برداری از این اثر چه با ذکر و چه بدون ذکر منبع حرام می باشد .

  • منبع: www.Romankade.com

نظرتون راجب این رمان چی بود؟

۳ دیدگاه

  1. ۰۹۳۰۵۲۹۱۱۱۸ گفت:

    سلام من جلددوچشمان ابی سارای پیدانمیکنم میشه راهنمیای کنید

    0
  2. ناشناس گفت:

    سلام من این رمان رو نتونستم کامل بخونم
    کاش نویسنده هامون به جای پرداختن به محتوای نادرست وغیر اخلاقی ونسبتاتکراری با شخصیت های فراخوشگل، رمان های هدفمندتر بامحتواتر ونوآورانه مینوشتن.

    7+
  3. بهار گفت:

    چرا دان نمیشه ارور میزنه کلا

    1+
دانلود اپلیکیشن رمانکده
...بیشتر

رمانکده را در رسانه ها دنبال کنید...

  • telegram
  • google
  • facebook
  • instagram
خبرنامه

جهت دریافت آخرین مطالب منتشر شده ایمیل خود را وارد نمایید.