رمان های ویژه سایت ما همه رمان ها
دانلود رمان تردیدی به رنگ دل

دانلود رمان تردیدی به رنگ…

دانلود رمان تردیدی به رنگ دل رمان تردیدی به رنگ دل دل آشوبم از زندگی...

رمان او خودش باران بود

دانلود رمان او خودش باران…

دانلود رمان او خودش باران بود حامد به اجبار ماه منیر را راضی کرد تا...

دانلود رمان دختران مثبت در همسایگی پسران منفی

دانلود رمان دختران مثبت در…

دانلود رمان دختران مثبت در همسایگی پسران منفی "این رمان اختصاصی انجمن رمان‌های عاشقانه‌ است...

دانلود رمان ساقه ترد تپش

دانلود رمان ساقه ترد تپش

دانلود رمان ساقه ترد تپش دینا به دنبال یافتن آرامشی که گم کرده به خانه...

دانلود رمان فریاد بی صدا

دانلود رمان فریاد بی صدا

دانلود رمان فریاد بی صدا فریاد بی‌صدا فریاد مردیست که با تمام احساس و روحیه‌ی...

دانلود رمان ماریتا

دانلود رمان ماریتا

دانلود رمان ماریتا دلنواز دختری محکم و مستقل است که در پی آسیب های روانی...

دانلود رمان چیره دل

دانلود رمان چیره دل

دانلود رمان چیره دل به قلم: کلثوم حسینی نوع قلم: ادبی با دیالوگ محاوره. شخصیت‌ها:...

دانلود رمان آوازه

دانلود رمان آوازه

دانلود رمان آواز برهان خسته از کشمکش های موجود در خانواده راهی تهران میشه تا...

شما در مسیر:

صفحه اصلی

رمان عاشقانه رمان پلیسی

دانلود رمان فرار از واقعیت

هستید.

دانلود رمان فرار از واقعیت

دانلود رمان فرار از واقعیت

همه ما در زندگی مان دائم در حال فراریم، فقط هر کدام از چیز های مختلفی فرار می کنیم؛ یکی از آدم ها، دیگری از تنهایی، یکی از خودش و دیگری از واقعیت!
و داستان تازه از جایی شروع می شود که با واقعیت رو به رو شوی! آن گاه این تصمیم توست که بمانی یا فرار کنی.
از دور برگردان این جاده برگرد و خودت را در آغوش واقعیت بکش و بدان هرگز کسی نمی تواند تکرار تو باشد؛ پس بمان و از واقعیت فرار نکن.
__
خلاصه:
سرگذشت دختری که می خواد زندگی جدیدی رو شروع کنه اما طی یه اتفاقی می فهمه که واقعیتی ازش پنهان شده و باید کشفش کنه.
اما اون واقعیت چیه؟ واقعیتی که این دختر رو دگرگون می کنه…

قسمتی از رمان

صدای دویدنم سکوت اون خیابون لعنتی رو می شکوند. صدای خنده وحشتناکی همه جا رو پر کرده بود و یک لحظه هم قطع نمی شد. اون قدر تاریک بود که نمی تونستم جایی رو ببینم. هراسون و آشفته دور خودم می چرخیدم تا منبع صدا رو پیدا کنم ولی نمی فهمیدم صدا از کجا میاد.
یهو باریکه نوری جلوی چشمم رو روشن کرد. مردی که چشم هاش رو پشت عینک دودی پنهان کرده بود جلوم سبز شد. سر جام میخ شدم و با وحشت نگاش کردم. یه طرف صورتش سوخته بود.
لبخندی کجی زد و گفت:
-تا کی می خوای فرار کنی؟
نفس نفس می زدم و قلبم داشت از جا کنده می شد. یه قدم بهم نزدیک شد. پاهام شروع به لرزیدن کرد.
دست هاش رو توی جیب کتش فرو برد و گفت:
-تبریک می گم! تو خوب فرار کردی اما اون بدبخت نتونست!

  • ژانر: پلیسی عاشقانه
  • نویسنده: شمینا قهرمانی
  • تعداد صفحه: 330
  • توجه:

    این رمان اختصاصی سایت رمانکده میباشد و کپی برداری از این اثر چه با ذکر و چه بدون ذکر منبع حرام می باشد .

  • منبع: www.Romankade.com

نظرتون راجب این رمان چی بود؟

۳ دیدگاه

  1. کوثر گفت:

    خیلی جالب بود اصلا قابل حدس زدن نبود اخرش
    مثل بقیه رمانا

    0
  2. نسیم گفت:

    دانلود کردم امیدوارم خوب باشه

    0
  3. nznin. گفت:

    وای این رمان خیلی قشنگه.

    0
...بیشتر

رمانکده را در رسانه ها دنبال کنید...

  • telegram
  • google
  • facebook
  • instagram
خبرنامه

جهت دریافت آخرین مطالب منتشر شده ایمیل خود را وارد نمایید.