رمان های ویژه سایت ما همه رمان ها
دانلود رمان تردیدی به رنگ دل

دانلود رمان تردیدی به رنگ…

دانلود رمان تردیدی به رنگ دل رمان تردیدی به رنگ دل دل آشوبم از زندگی...

رمان او خودش باران بود

دانلود رمان او خودش باران…

دانلود رمان او خودش باران بود حامد به اجبار ماه منیر را راضی کرد تا...

دانلود رمان دختران مثبت در همسایگی پسران منفی

دانلود رمان دختران مثبت در…

دانلود رمان دختران مثبت در همسایگی پسران منفی "این رمان اختصاصی انجمن رمان‌های عاشقانه‌ است...

دانلود رمان ساقه ترد تپش

دانلود رمان ساقه ترد تپش

دانلود رمان ساقه ترد تپش دینا به دنبال یافتن آرامشی که گم کرده به خانه...

دانلود رمان فریاد بی صدا

دانلود رمان فریاد بی صدا

دانلود رمان فریاد بی صدا فریاد بی‌صدا فریاد مردیست که با تمام احساس و روحیه‌ی...

دانلود رمان ماریتا

دانلود رمان ماریتا

دانلود رمان ماریتا دلنواز دختری محکم و مستقل است که در پی آسیب های روانی...

دانلود رمان چیره دل

دانلود رمان چیره دل

دانلود رمان چیره دل به قلم: کلثوم حسینی نوع قلم: ادبی با دیالوگ محاوره. شخصیت‌ها:...

دانلود رمان آوازه

دانلود رمان آوازه

دانلود رمان آواز برهان خسته از کشمکش های موجود در خانواده راهی تهران میشه تا...

شما در مسیر:

صفحه اصلی

رمان عاشقانه

دانلود رمان سولمیت

هستید.

دانلود رمان سولمیت

دانلود رمان سولمیت

نام اثر:سولمیت،تقدیم به توی واقعیت(soulmate,to the real you)
نویسنده:فاطمه بایرام زاده
خلاصه:سولمیت،روح دو انسانی که در بهشت به هم گره خورده.این دو روح جدانشدنی ولی با دو شخصیت کاملا متضاد طی حوادث ناخوشایندی با هم آشنا میشوند ولی علاقه ای به هم ندارند.حسی که بین این دو نفر است فقط عشق نیست .احساسی است که باید لحظه لحظه ی زندگیشان را با هم زندگی کنند و هر احساسی که یکی تجربه میکند به ناچار باید دیگری هم تجربه کند چه شیرین و..چه تلخ.
هشدار:هرگونه شخصیت و مکانی(من جمله شخصیت های دانشگاه )و اتفاقاتی که در ان میفتد صرفا ساخته ی ذهن نویسنده هست و واقعی نمی باشد.
++دوستان اگه میخونین لطفا حمایتم کنین :(( من تازه واردم اشنایی زیاد ندارم

قسمتی از رمان

– بابا می خوای گوشی رو بدم زنگ بزن ببین آنتن درست شده یا نه؟! اینطوری صدا میکنی عمرا اگه بشنوه!!
از روی لبه ی انتهایی پشت بوم بلند می شم و روی لبه به سمت بابام حرکت می کنم. با انتظار اینکه از پشت بوم سه طبقه بالاتر صداشو بشنوه کج لبخندی می زنم و گوشی رو سمتش می گیرم.
– بابا یه لحظه گوشی رو بده یادم رفته بود شارژ بخرم.
.
.
با شنیدن صدایی چشمام به اندازه ی دو برابر حالت عادی گشاد می شن. همزمان با بالا رفتن ابروهام از حس همزمان تعجب و ترس گوشی شارژ شده رو سمت بابام می گیرم. انقدر، درگیر آنتن بود که به نظر صدا رو نشنیده بود. بی هیچ دلیلی، لب هام به پرسیدن سوال اینکه” بابا تو صدا نشنیدی” باز نشد. صدا از لبه ای که روش نشسته بودم اومد.
– آنتن درست شد تو نمی خوای بیای؟

9+
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: فاطمه بایرام زاده
  • تعداد صفحه: 220
  • توجه:

    این رمان اختصاصی سایت رمانکده میباشد و کپی برداری از این اثر چه با ذکر و چه بدون ذکر منبع حرام می باشد .

  • منبع: www.Romankade.com

نظرتون راجب این رمان چی بود؟

یک دیدگاه

  1. Farnoosh گفت:

    واقعا رمان خیلی خوب و قشنگی بود ممنون

    4+
...بیشتر

رمانکده را در رسانه ها دنبال کنید...

  • telegram
  • google
  • facebook
  • instagram
خبرنامه

جهت دریافت آخرین مطالب منتشر شده ایمیل خود را وارد نمایید.