رمان های ویژه سایت ما همه رمان ها
دانلود رمان ساقه ترد تپش

دانلود رمان ساقه ترد تپش

دانلود رمان ساقه ترد تپش دینا به دنبال یافتن آرامشی که گم کرده به خانه...

دانلود رمان فریاد بی صدا

دانلود رمان فریاد بی صدا

دانلود رمان فریاد بی صدا فریاد بی‌صدا فریاد مردیست که با تمام احساس و روحیه‌ی...

دانلود رمان ماریتا

دانلود رمان ماریتا

دانلود رمان ماریتا دلنواز دختری محکم و مستقل است که در پی آسیب های روانی...

دانلود رمان چیره دل

دانلود رمان چیره دل

دانلود رمان چیره دل به قلم: کلثوم حسینی نوع قلم: ادبی با دیالوگ محاوره. شخصیت‌ها:...

دانلود رمان آوازه

دانلود رمان آوازه

دانلود رمان آواز برهان خسته از کشمکش های موجود در خانواده راهی تهران میشه تا...

دانلود رمان چه خوبه عاشقی

دانلود رمان چه خوبه عاشقی

دانلود رمان چه خوبه عاشقی تاریخ:  به وقت سوم مرداد ماه نود و هشت. توضیح:...

دانلود رمان چتر خیس باران

دانلود رمان چتر خیس باران

دانلود رمان چتر خیس باران رمان: چترخیس باران. ژانر: عاشقانه. خلاصه: باران دختری که درگیر...

دانلود رمان دختر یا دردسر

دانلود رمان دختر یا دردسر

دانلود رمان دختر یا دردسر خلاصه: نفس دختری که دوست داره مستقل باشه و تلاش...

شما در مسیر:

صفحه اصلی

رمان ترسناک رمان عاشقانه

دانلود رمان حوالی وهم

هستید.

دانلود رمان حوالی وهم

دانلود رمان حوالی وهم

یه عاشقانه‌ی ترسناک!
این داستان روایت‌گر زندگی دختریه که زندگیش خیلی عادی داره پیش میره تا این که یه سری صدای مشکوک از پشت بوم خونه‌شون می‌شنوه و دنبالش میره و می‌فهمه که یه موجود ناشناخته اون‌جا وجود داره، یه موجود که فقط دختر قصه‌مون و اذیت می‌کنه و با بقیه اهالی خونه کاری نداره…
دختر قصه‌مون برای حل کردن این مشکل چی‌کار می‌کنه؟
اون طی داستان به یه پسر برخورد می‌کنه که می‌تونه برای مشکلش بهش کمک کنه؛ اما این پسر کیه؟ چرا می‌خواد به دخترمون کمک کنه؟
همه‌ی این‌ها، توی رمان مشخص میشه.
توی این رمان اتفاقات هیجان انگیزی می‌افته که خوندنش خالی از لطف نیست.

«به نام آفرینندهٔ جن و انس»
نام رمان: حوالیِ وَهم
ژانر: ترسناک، تخیلی، عاشقانه
به قلم: الناز شاه ملکی کاربر انجمن رمان های عاشقانه (با مدیریت علی غلامی)

مقدمه:

ترس و وحشت وجودم را فرا گرفته،
ناامید از کل دنیا، در گوشه‌ای خود را به آغوش کشیده‌ام و انتظار می‌کشم؛ بالاخره یا مرگ فرا می‌رسد، یا معجزه!
در تاریک ترین نقطه‌ی زندگی‌ام ناگهان کورسوی نوری جلب توجه می‌کند، آن کورسوی نور شاید همان معجزه‌ایست که انتظارش را می‌کشم.
هنگامی که حس می‌کنم پشتم خالیست، تو می‌آیی و تکیه‌گاهم می‌شوی، تو برای من همان معجزه‌ای!
تو آمده ای تا به من ثابت کنی، این‌جا، حوالی وهم و وحشت، چیز دیگری هم وجود دارد؛ چیزی به نام عشق!
***

قسمتی از رمان

سینی چایی رو جلوی میلاد گرفتم و وقتی یه فنجون برداشت، کنارش نشستم.
میلاد عموم بود؛ عموی بیست و دو ساله‌ام، یعنی فقط دو سال اختلاف سنی داشتیم؛ خدا می‌دونست که من میلاد رو از خواهر و برادرم هم بیشتر دوست داشتم و باهاش راحت تر بودم، مادربزرگ و پدربزرگم فوت شده بودند و به همین دلیل میلاد زیاد خونهٔ ما می اومد، اما به خاطر علاقه شدیدم نسبت بهش، اصلا از این موضوع ناراحت یا عصبی نمی شدم، مامان هم که میلاد رو از بچه هاش بیشتر دوست داشت از اومدنش خیلی خوشحال می شد.
دایان و دیانا مثل همیشه در حال بحث و جدال باهم دیگه بودند، خواهرم بیست و یک ساله و دایان همسن میلاد بود، ولی هنوز به بلوغ عقلی و فکری نرسیده بودند!
 

18+
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: الناز شاهملکی
  • تعداد صفحه: 238
  • توجه:

    این رمان اختصاصی سایت رمانکده میباشد و کپی برداری از این اثر چه با ذکر و چه بدون ذکر منبع حرام می باشد .

  • منبع: www.Romankade.com

نظرتون راجب این رمان چی بود؟

۲ دیدگاه

  1. Homeyra گفت:

    خسته نباشیییی عزیزم❤
    رمان زیبا با ایده ی نابی بود .

    3+
  2. Maryam گفت:

    خیلی قشنگه و داستانش متفاوت تر از بقیه رماناس

    9+
...بیشتر

رمانکده را در رسانه ها دنبال کنید...

  • telegram
  • google
  • facebook
  • instagram
خبرنامه

جهت دریافت آخرین مطالب منتشر شده ایمیل خود را وارد نمایید.