دانلود رمان ماریتا

دانلود رمان ماریتا

دلنواز دختری محکم و مستقل است که در پی آسیب های روانی متعدد در گذشته از جانب پدر معتاد و زن باره اش، سرپرستی مادر و خواهر کوچکترش را بر عهده می گیرد. شبی که به درخواست پدرش به دیدار و گفتگوی با او می رود، مشاجره بین او و پدرش، منجر به آسیب به سر پدرش می شود و دلنواز که می بیند پدرش نفس نمی کشد. او را ترک می کند اما شب بعد به خانه پدرش برمی گردد تا جنازه او را دفن یا گم و گور کند. وقتی به خانه می رسد، اثری از پدرش نیست و کسی هم خبر از او ندارد. دلنواز می ماند و راز گم شدن پدرش …

قسمتی از رمان

در را بسته نبسته از خانه بیرون زد و به کوچه‌ی تنگ، تاریک و باریک محله‌های همیشه پر سر و صدای مولوی هجوم برد. بی‌نفس سمت شاسی بلند مشکی‌اش می‌دوید. حتی برنمی‌گشت به پشت سرش نگاه کند. انگار می‌ترسید بلند شود و دنبالش بیاید.
کف دستش را روی شیشه‌ی سمت راننده گذاشت و دست به جیبش برد و وقتی سوئیچ را لمس نکرد، آه از نهادش بلند شد. صدای حرف زدن دو مرد، باعث پریدنش و پناه گرفتن پشت ماشین شد. نفسش را در سینه حبس کرد تا دو مرد که صدای لخ‌لخ کفش‌شان شبیه پاکشیدن تیمور بود، دور شدند. بعد آهسته از پشت ماشین بیرون آمد و دزدکی سرکی به سر کوچه‌ی منتهی به کوچه مرغی کشید. هنوز دستش روی ماشین بود که سایه‌ای از پشت دید. ترسید، اما مثل همیشه وحشت را ته قلبش، همان سیاه چاله‌ای که تیمور را در آن دفن کرده بود، دفن کرد. خوب که نگاه کرد، چیزی ندید.
مطالب پیشنهادی ما

+9
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: ساناز زینعلی
  • تعداد صفحه: 180
  • توجه:

    این رمان اختصاصی سایت رمانکده میباشد و کپی برداری از این اثر چه با ذکر و چه بدون ذکر منبع حرام می باشد .

  • منبع: www.Romankade.com

نظرتون راجب این رمان چی بود؟

یک دیدگاه

  1. سمیره گفت:

    چه خبره برای رمان دانلودی،هفت هزار تومان

    +4
دانلود نرم افزار هزار رمان
موضوعات
...بیشتر

رمانکده را در رسانه ها دنبال کنید...

  • telegram
  • google
  • facebook
  • instagram
خبرنامه

جهت دریافت آخرین مطالب منتشر شده ایمیل خود را وارد نمایید.