رمان های ویژه سایت ما همه رمان ها
دانلود رمان ساقه ترد تپش

دانلود رمان ساقه ترد تپش

دانلود رمان ساقه ترد تپش دینا به دنبال یافتن آرامشی که گم کرده به خانه...

دانلود رمان فریاد بی صدا

دانلود رمان فریاد بی صدا

دانلود رمان فریاد بی صدا فریاد بی‌صدا فریاد مردیست که با تمام احساس و روحیه‌ی...

دانلود رمان ماریتا

دانلود رمان ماریتا

دانلود رمان ماریتا دلنواز دختری محکم و مستقل است که در پی آسیب های روانی...

دانلود رمان چیره دل

دانلود رمان چیره دل

دانلود رمان چیره دل به قلم: کلثوم حسینی نوع قلم: ادبی با دیالوگ محاوره. شخصیت‌ها:...

دانلود رمان آوازه

دانلود رمان آوازه

دانلود رمان آواز برهان خسته از کشمکش های موجود در خانواده راهی تهران میشه تا...

دانلود رمان چه خوبه عاشقی

دانلود رمان چه خوبه عاشقی

دانلود رمان چه خوبه عاشقی تاریخ:  به وقت سوم مرداد ماه نود و هشت. توضیح:...

دانلود رمان چتر خیس باران

دانلود رمان چتر خیس باران

دانلود رمان چتر خیس باران رمان: چترخیس باران. ژانر: عاشقانه. خلاصه: باران دختری که درگیر...

دانلود رمان دختر یا دردسر

دانلود رمان دختر یا دردسر

دانلود رمان دختر یا دردسر خلاصه: نفس دختری که دوست داره مستقل باشه و تلاش...

شما در مسیر:

صفحه اصلی

رمان عاشقانه

دانلود رمان شاه مهره

هستید.

دانلود رمان شاه مهره

دانلود رمان شاه مهره

مقدمه
برای زندگیم تصمیم گرفتند همان هایی که از زندگی هیچ نمیدانستند.
قضاوتم کردند. قضاوتی که تمام آینده ام را به آتش کشید.
اگر این من،من نیستم،تقصیر تمام کسانی بود که تغییرم دادند.
تغییرم دادند و من دنیایشان را در آتش این تغییر که بی تقصیر در تقدریم جای دادند میسوزانم…

قسمتی از رمان

با ناخنام رو میز ضرب گرفته بودم و به حالت عصبی چشامو باز و بسته کردم. این سومین بار بود که تو این چند ساعت آورده بودنم اینجا. انگشتامو رو خطای نا منظم میز فلزی امتداد دادم که در باز شد. بازم همون آدم،بازم همون هیبت،بازم همون پرونده قرمز که تو دستاش بود و میخواستم بگیرم پاره پارش کنم. نفس عمیقی کشیدم و منتظر شدم که گفت:خب؟؟
چشمامو روی هم فشار دادم،یهو بار کردم و گفتم–این برای هزارمین بار. من هیچی از کلیدی که گفتین نمیدونم.
مرد اعصاب خورد کن رو به روم چشماشو ریز کرد و گفت–شما میدونید تو ماشینتون چی پیدا شده؟
–متوجه میشید من چی میگم؟ تو اظهاراتم نوشتم اون ماشین من نیست.
مرد–اون آقاییم که گفتین دنبالشیم. خب از اول شروع میکنیم. اون کلیدو چه کسی و کی به شما داد؟
–اون کلیدو من حتی ندیدم.
مرد–ما برای به حرف آوردن شما وقت داریم.
–وقتی من هیچ حرفی برای گفتن ندارم دقیقا چیو باید توضیح بدم؟
دوباره سوالی که صد بار تا الان پرسیده بودو پرسید–صندق اون کلید کجاست؟

12+
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: رانا
  • تعداد صفحه: 220
  • توجه:

    این رمان اختصاصی سایت رمانکده میباشد و کپی برداری از این اثر چه با ذکر و چه بدون ذکر منبع حرام می باشد .

  • منبع: www.Romankade.com

نظرتون راجب این رمان چی بود؟

۲ دیدگاه

  1. محمد گفت:

    خیلی عالی

    0
  2. نرگس گفت:

    ممنون از نویسنده عزیز

    0
...بیشتر

رمانکده را در رسانه ها دنبال کنید...

  • telegram
  • google
  • facebook
  • instagram
خبرنامه

جهت دریافت آخرین مطالب منتشر شده ایمیل خود را وارد نمایید.