رمان های ویژه سایت ما همه رمان ها
دانلود رمان ساقه ترد تپش

دانلود رمان ساقه ترد تپش

دانلود رمان ساقه ترد تپش دینا به دنبال یافتن آرامشی که گم کرده به خانه...

دانلود رمان فریاد بی صدا

دانلود رمان فریاد بی صدا

دانلود رمان فریاد بی صدا فریاد بی‌صدا فریاد مردیست که با تمام احساس و روحیه‌ی...

دانلود رمان ماریتا

دانلود رمان ماریتا

دانلود رمان ماریتا دلنواز دختری محکم و مستقل است که در پی آسیب های روانی...

دانلود رمان چیره دل

دانلود رمان چیره دل

دانلود رمان چیره دل به قلم: کلثوم حسینی نوع قلم: ادبی با دیالوگ محاوره. شخصیت‌ها:...

دانلود رمان آوازه

دانلود رمان آوازه

دانلود رمان آواز برهان خسته از کشمکش های موجود در خانواده راهی تهران میشه تا...

دانلود رمان چه خوبه عاشقی

دانلود رمان چه خوبه عاشقی

دانلود رمان چه خوبه عاشقی تاریخ:  به وقت سوم مرداد ماه نود و هشت. توضیح:...

دانلود رمان چتر خیس باران

دانلود رمان چتر خیس باران

دانلود رمان چتر خیس باران رمان: چترخیس باران. ژانر: عاشقانه. خلاصه: باران دختری که درگیر...

دانلود رمان دختر یا دردسر

دانلود رمان دختر یا دردسر

دانلود رمان دختر یا دردسر خلاصه: نفس دختری که دوست داره مستقل باشه و تلاش...

شما در مسیر:

صفحه اصلی

دکلمه های صوتی

دکلمه صوتی عجب صبری خدا دارد

هستید.

دکلمه صوتی عجب صبری خدا دارد

دکلمه صوتی عجب صبری خدا دارد

عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم .
همان یک لحظه ی اول ،
که اول ظلم را می دیدم از مخلوق بی وجدان ،
جهان را با همه زیبایی و زشتی ،
به روی یکدگر ، ویرانه می کردم .

عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم .
که در همسایه ی صد ها گرسنه ، چند بزمی گرم عیش و نوش می دیدم ،
نخستین نعره ی مستانه را خاموش آن دم ،
بر لبِ ، پیمانه می کردم .

عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم .
که می دیدم یکی عریان و لرزان ، دیگری پوشیده از صد جامه ی رنگین ،
زمین و آسمان را
واژگون ، مستانه می کردم .

عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم .
نه طاعت می پذیرفتم ،
نه گوش از بهر این بیداد گر ها تیز کرده ،
پاره پاره در کف زاهد نمایان ،
سبحه ی ، صد دانه می کردم .

عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم .
برای خاطر تنها یکی مجنون صحرا گرد بی سامان ،
هزاران لیلی ناز آفرین را کو به کو ،
آواره و دیوانه می کردم .

عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم .
بگرد شمع سوزان ِ دل عشاق سرگردان ،
سراپای وجود بی وفا معشوق را ،
پروانه می کردم .

عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم .
به عرش کبریایی ، با همه صبر خدایی ،
تا که می دیدم عزیز نابجایی ، ناز بر یک ناروا گردیده خواری می فروشد ،
گردش این چرخ را
وارونه ، بی صبرانه می کردم .

عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم .
که می دیدم مشوش عارف و عامی ، ز برق فتنه ی این علم ِ عالم سوز مردم کش ،
به جز اندیشه ی عشق و وفا ، معدوم هر فکری ،
در این دنیای ، پر افسانه می کردم .

عجب صبری خدا دارد !
چرا من جای او باشم .
همین بهتر که او خود جای خود بنشسته و ، تاب تماشای تمام زشتکاری های این مخلوق را دارد
وگرنه من به جای او چو بودم ،
یک نفس کی عادلانه سازشی ،
با جاهل و فرزانه می کردم .
عجب صبری خدا دارد ! عجب صبری خدا دارد !
شعراز:معینی کرمانشاهی

 

  • توجه:

    این رمان اختصاصی سایت رمانکده میباشد و کپی برداری از این اثر چه با ذکر و چه بدون ذکر منبع حرام می باشد .

  • منبع: www.Romankade.com

نظرتون راجب این رمان چی بود؟

...بیشتر

رمانکده را در رسانه ها دنبال کنید...

  • telegram
  • google
  • facebook
  • instagram
خبرنامه

جهت دریافت آخرین مطالب منتشر شده ایمیل خود را وارد نمایید.