رمان های ویژه سایت ما همه رمان ها
دانلود رمان تردیدی به رنگ دل

دانلود رمان تردیدی به رنگ…

دانلود رمان تردیدی به رنگ دل رمان تردیدی به رنگ دل دل آشوبم از زندگی...

رمان او خودش باران بود

دانلود رمان او خودش باران…

دانلود رمان او خودش باران بود حامد به اجبار ماه منیر را راضی کرد تا...

دانلود رمان دختران مثبت در همسایگی پسران منفی

دانلود رمان دختران مثبت در…

دانلود رمان دختران مثبت در همسایگی پسران منفی "این رمان اختصاصی انجمن رمان‌های عاشقانه‌ است...

دانلود رمان ساقه ترد تپش

دانلود رمان ساقه ترد تپش

دانلود رمان ساقه ترد تپش دینا به دنبال یافتن آرامشی که گم کرده به خانه...

دانلود رمان فریاد بی صدا

دانلود رمان فریاد بی صدا

دانلود رمان فریاد بی صدا فریاد بی‌صدا فریاد مردیست که با تمام احساس و روحیه‌ی...

دانلود رمان ماریتا

دانلود رمان ماریتا

دانلود رمان ماریتا دلنواز دختری محکم و مستقل است که در پی آسیب های روانی...

دانلود رمان چیره دل

دانلود رمان چیره دل

دانلود رمان چیره دل به قلم: کلثوم حسینی نوع قلم: ادبی با دیالوگ محاوره. شخصیت‌ها:...

دانلود رمان آوازه

دانلود رمان آوازه

دانلود رمان آواز برهان خسته از کشمکش های موجود در خانواده راهی تهران میشه تا...

شما در مسیر:

صفحه اصلی

رمان عاشقانه رمان های فروشی

دانلود رمان آوازه

هستید.

دانلود رمان آوازه

دانلود رمان آواز

برهان خسته از کشمکش های موجود در خانواده راهی تهران میشه تا سر نوشت جدیدی رو برای خودش رقم بزنه. مردی عاقل و توانمند که به سرعت پیشرفت میکنه و جایگاه خودش بین رقبا پیدا می کنه. ولی این وسط سر و کله ی زن جوانی پیدا میشه که به کلی مسیر زندگی برهان رو تغییر میده. زنی که پشت حضورش معمای بزرگی خوابیده و برهان باید این معما رو حل کنه.
# روایتی عاشقانه از جریان چند همسری ، عشقی ناکام، حسادت، دروغ و بی پناهی!

 

الهی به امید تو
آوازه***

مقابل آینه ایستاد و شانه به موهایش کشید، کمی بلند و نامنظم شده بودند ، در اولین فرصت حتما باید سرو سامانی به اوضاعشان میداد و به قولی ردیفشان میکرد
فرامرز کماکان حرف میزد و بدون خستگی روی مغزش پیاده روی میکرد
از داخل آینه نگاهی به چهره ی خونسرد و فک بدون خستگی اش انداخت

قسمتی از رمان

_ خب حالا حرفاتو زدی؟ بازم میگم نعه! برو به خاله جونتم بگو ، بگو برهان گفت تا تکلیف خودم با این زندگی معلوم‌نشه عمرا یکی رو بیارم اسیر خودم کنم که وسط بلاتکلیفی های من گم شه و دو روز نشده از کرده اش پشیمون شه
فرامرز کلافه از دیوار پشت سر کند و صاف ایستاد ، نگاهش را از داخل آینه به او داد و گفت:
_ بی خیال بابا خستمون کردی، چهل سالته یعنی هنوز بلاتکلیفی؟ جمع کن تورو خدا، همسن خدا شدی خجالت بکش!
اخم های برهان درهم شد ،اگر روزی موفق میشد این مدل حرف زدن را از اوبگیرد لطف بزرگی در حق بشریت کرده بود ، البته که این کار عزمی راسخ میخواست وهمتی بلند!
فرامرز فاصله ی بینشان را پر کرد و با دست روی شانه اش زد
مطالب پیشنهادی ما

 

لینک خرید نسخه کامل آوازه   :

 

 

 


 

  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: مریم السادات نیکنام
  • تعداد صفحه: 460
  • توجه:

    این رمان اختصاصی سایت رمانکده میباشد و کپی برداری از این اثر چه با ذکر و چه بدون ذکر منبع حرام می باشد .

  • منبع: www.Romankade.com

نظرتون راجب این رمان چی بود؟

۳ دیدگاه

  1. Fatem گفت:

    بقیه رمانو میشه بزارید .

    0
  2. رجا .ا گفت:

    سلام رمان جذابی است بدون حاشیه پردازی غیر ضروری

    0
  3. گیتی گفت:

    خیلی رمان زیبای و جذابی بود مثل بقیه آثار خانم نیک نام

    1+
...بیشتر

رمانکده را در رسانه ها دنبال کنید...

  • telegram
  • google
  • facebook
  • instagram
خبرنامه

جهت دریافت آخرین مطالب منتشر شده ایمیل خود را وارد نمایید.