رمان های ویژه سایت ما همه رمان ها
دانلود رمان تردیدی به رنگ دل

دانلود رمان تردیدی به رنگ…

دانلود رمان تردیدی به رنگ دل رمان تردیدی به رنگ دل دل آشوبم از زندگی...

رمان او خودش باران بود

دانلود رمان او خودش باران…

دانلود رمان او خودش باران بود حامد به اجبار ماه منیر را راضی کرد تا...

دانلود رمان دختران مثبت در همسایگی پسران منفی

دانلود رمان دختران مثبت در…

دانلود رمان دختران مثبت در همسایگی پسران منفی "این رمان اختصاصی انجمن رمان‌های عاشقانه‌ است...

دانلود رمان ساقه ترد تپش

دانلود رمان ساقه ترد تپش

دانلود رمان ساقه ترد تپش دینا به دنبال یافتن آرامشی که گم کرده به خانه...

دانلود رمان فریاد بی صدا

دانلود رمان فریاد بی صدا

دانلود رمان فریاد بی صدا فریاد بی‌صدا فریاد مردیست که با تمام احساس و روحیه‌ی...

دانلود رمان ماریتا

دانلود رمان ماریتا

دانلود رمان ماریتا دلنواز دختری محکم و مستقل است که در پی آسیب های روانی...

دانلود رمان چیره دل

دانلود رمان چیره دل

دانلود رمان چیره دل به قلم: کلثوم حسینی نوع قلم: ادبی با دیالوگ محاوره. شخصیت‌ها:...

دانلود رمان آوازه

دانلود رمان آوازه

دانلود رمان آواز برهان خسته از کشمکش های موجود در خانواده راهی تهران میشه تا...

شما در مسیر:

صفحه اصلی

رمان عاشقانه

دانلود رمان شکسته بال

هستید.

دانلود رمان شکسته بال

دانلود رمان شکسته بال

ﻣﻘﺪﻣﻪ ﮔﺎﻫﯽ اﻓﺮادی در زﻧﺪﮔﯽ ﻣﺎن ﭘﯿﺪاﻣﯿﺸﻮﻧﺪ ﮐﻪ ﻣﯿﺘﻮاﻧﻨﺪ ﻣﺎ راﻓﺮﺳﺦ ﻫﺎازﺧﻮدﻣﺎن ﻓﺎﺻﻠﻪ دﻫﻨﺪ ﮔﺎﻫﯽ اﯾﻦ اﻓﺮادﺧﻮب ﻫﺴﺘﻨﺪوﺟﻠﺪﺑﺪی ﻫﺎﯾﻤﺎن را از وﺟﻮدﻣﺎن ﺟﺪاﻣﯿﮑﻨﻨﺪ وﮔﺎﻫﯽ
ﺑﺮﻋﮑﺲ،اﻓﺮادی ﭘﯿﺪاﻣﯿﺸﻮﻧﺪ ﮐﻪ ﻣﺎراﺑﻪ ﻧﺎﺑﻮدی ﻣﯿﮑﺸﺎﻧﻨﺪ؛
اﻧﺘﺨﺎﺑﺸﺎن ﻣﯿﺘﻮاﻧﺪ ﺑﻪ دﺳﺖ ﺧﻮدﻣﺎن ﺑﺎﺷﺪ.
)ﺗﻘﺪﯾﻢ ﺑﻪ دﺧﺘﺮان ﺳﺮزﻣﯿﻨﻢ( رﻣﺎن#ﺷﮑﺴﺘﻪ_ﺑﺎل#ﻗﺴﻤﺖ_ﯾﮏ

قسمتی از رمان

ﺟﻠﻮی آﯾﻨﻪ درﺣﺎل ﻣﺮﺗﺐ ﮐﺮدن ﺷﺎل ﺳﺮﻣﻪ ای رﻧﮕﻢ ﺑﻮدم اﻣﺮوز ﺑﺎدوﺳﺖ ﻗﺪﯾﻤﯽ ام ﻗﺮار دارم دوﺳﺖ دوران راﻫﻨﻤﺎﯾﯽ ام ﺷﻤﺎره اش را اﺗﻔﺎﻗﯽ در دﻓﺘﺮﭼﻪ ﯾﺎداﺷﺖ ﻗﺪﯾﻤﻢ ﭘﯿﺪاﮐﺮدم ﯾﺎدش اﻓﺘﺎدم وﺗﻤﺎس ﮔﺮﻓﺘﻢ وﻗﺮارﮔﺬاﺷﺘﯿﻢ واﺳﻪ اﻣﺮوز ﮐﻪ
ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ را درﯾﮏ ﮐﺎﻓﻪ ﻣﻼﻗﺎت ﮐﻨﯿﻢ ﺧﯿﺎﻟﻢ راﺣﺖ ﺑﻮد ﮐﻪ دﯾﮕﺮ ﻣﺪرﺳﻪ ﻫﺎﺗﻌﻄﯿﻞ ﺷﺪن وﻣﯿﺘﻮاﻧﻢ ﺑﺎﺧﯿﺎل راﺣﺖ ﺑﻪ ﺗﻔﺮﯾﺢ ﺑﭙﺮدازم اﻟﺒﺘﻪ اﻣﺴﺎل ﺑﺮاﯾﻢ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﺳﺎز اﺳﺖ وﺑﺎﯾﺪ ازﻫﻤﯿﻦ ﺗﺎﺑﺴﺘﺎن ﺑﺮای ﮐﻨﮑﻮر ﺷﺮوع ﺑﻪ ﺧﻮاﻧﺪن ﮐﻨﻢ اﻣﺎ ﺑﺎﺧﻮد ﮔﻔﺘﻢ ﯾﮑﯽ دوﻫﻔﺘﻪ ای را ﺑﻪ اﺳﺘﺮاﺣﺖ ﻣﯿﭙﺮدازم ﺗﺎﺧﺴﺘﮕﯽ اﻣﺘﺤﺎﻧﺎت
ازﺗﻨﻢ ﺧﺎرج ﺷﻮﻧﺪ وﺑﻌﺪ ﺑﺎز ﺷﺮوع ﺑﻪ ﺧﻮاﻧﺪن ﻣﯿﮑﻨﻢ.

ﺻﺪای ﭘﺪرم را ﺷﻨﯿﺪم ﮐﻪ ﻣﯿﮕﻔﺖ:ﭘﺮواﻧﻪ دﺧﺘﺮم آﻣﺎده ای؟ﻣﮕﻪ
ﻧﻤﯿﺨﻮای ﺑﺮی دوﺳﺘﺖ رو ﺑﺒﯿﻨﯽ؟
_آﻣﺎده ام ﺑﺎﺑﺎﺟﻮن ﺑﺮﯾﻢ. ﻧﯿﻢ ﺳﺎﻋﺖ ﺑﻌﺪ ﺟﻠﻮی ﻫﻤﺎن ﮐﺎﻓﻪ ای ﮐﻪ راﺣﻠﻪ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮد ﭘﯿﺎده ﺷﺪم وازﭘﺪرم ﺧﺪاﺣﺎﻓﻈﯽ ﮐﺮدم وﮔﻔﺘﻢ:ﻫﺮوﻗﺖ ﺧﻮاﺳﺘﻢ ﺑﺮم
ﺧﻮﻧﻪ ﺗﻤﺎس ﻣﯿﮕﯿﺮم ﺑﯿﺎی دﻧﺒﺎﻟﻢ. وارد ﮐﺎﻓﻪ ﺷﺪم و ﺑﻮی ﻗﻬﻮه ﺗﻠﺨﯽ ﻣﺸﺎﻣﻢ را ﻧﻮازش ﮐﺮد،ﻓﻀﺎی ﻟﻮﮐﺲ وزﯾﺒﺎﯾﯽ داﺷﺖ ﭼﺸﻤﻢ ﺑﻪ راﺣﻠﻪ اﻓﺘﺎد دﯾﺪم از دور
دﺳﺘﺎﻧﺶ را ﺑﺎز ﮐﺮده ﺑﺮای در آﻏﻮش ﮐﺸﯿﺪﻧﻢ ﺑﯽ درﻧﮓ ﺑﻪ ﺳﻤﺘﺶ رﻓﺘﻢ و او را درآﻏﻮش ﮔﺮﻓﺘﻢ وﺑﻌﺪ از اﺣﻮال ﭘﺮﺳﯽ
ﮔﺮﻣﯽ ﺳﺮﻣﯿﺰی ﻧﺸﺴﺘﯿﻢ.

22+
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: نرگس برزن
  • تعداد صفحه: 185
  • توجه:

    این رمان اختصاصی سایت رمانکده میباشد و کپی برداری از این اثر چه با ذکر و چه بدون ذکر منبع حرام می باشد .

  • منبع: www.Romankade.com

نظرتون راجب این رمان چی بود؟

یک دیدگاه

  1. ساناز گفت:

    من که هنوز این رمان رو نخوندم،،خدا کنه خوب باشه

    1+
...بیشتر

رمانکده را در رسانه ها دنبال کنید...

  • telegram
  • google
  • facebook
  • instagram
خبرنامه

جهت دریافت آخرین مطالب منتشر شده ایمیل خود را وارد نمایید.