رمان های ویژه سایت ما همه رمان ها
دانلود رمان تردیدی به رنگ دل

دانلود رمان تردیدی به رنگ…

دانلود رمان تردیدی به رنگ دل رمان تردیدی به رنگ دل دل آشوبم از زندگی...

رمان او خودش باران بود

دانلود رمان او خودش باران…

دانلود رمان او خودش باران بود حامد به اجبار ماه منیر را راضی کرد تا...

دانلود رمان دختران مثبت در همسایگی پسران منفی

دانلود رمان دختران مثبت در…

دانلود رمان دختران مثبت در همسایگی پسران منفی "این رمان اختصاصی انجمن رمان‌های عاشقانه‌ است...

دانلود رمان ساقه ترد تپش

دانلود رمان ساقه ترد تپش

دانلود رمان ساقه ترد تپش دینا به دنبال یافتن آرامشی که گم کرده به خانه...

دانلود رمان فریاد بی صدا

دانلود رمان فریاد بی صدا

دانلود رمان فریاد بی صدا فریاد بی‌صدا فریاد مردیست که با تمام احساس و روحیه‌ی...

دانلود رمان ماریتا

دانلود رمان ماریتا

دانلود رمان ماریتا دلنواز دختری محکم و مستقل است که در پی آسیب های روانی...

دانلود رمان چیره دل

دانلود رمان چیره دل

دانلود رمان چیره دل به قلم: کلثوم حسینی نوع قلم: ادبی با دیالوگ محاوره. شخصیت‌ها:...

دانلود رمان آوازه

دانلود رمان آوازه

دانلود رمان آواز برهان خسته از کشمکش های موجود در خانواده راهی تهران میشه تا...

شما در مسیر:

صفحه اصلی

رمان عاشقانه

دانلود رمان تهی قلبان

هستید.

دانلود رمان تهی قلبان

دانلود رمان تهی قلبان

این رمان یه عالمه ژانر متفاوت داره که از بقیه ی رمان ها متمایزش کرده از معمایی_جنایی گرفته تا عاشقانه!😍

خلاصه: ماهان سالاری دکتر موفقی که همکارش خودش رو تو پارکینگ خونه ی اون حلق آویز می کنه و اون متهم ردیف اول پرونده ی قتل میشه و از طرفی به خیانت همسر و دوستش پی میبره و پا تو راه انتقام سختی میذاره غافل از این که…

❌یه پایان خاص و غیر قابل پیش بینی در انتظارتونه❌

قسمتی از رمان

ژانر: علمی، عاشقانه، معمایی_جنایی، درام، اجتماعی

نویسنده: زهرا حشم‌فیروز

نگاهم به ساعت رو به روی میزم افتاد و با استیصال از روی صندلی ام بلند شدم. با یک دست بارانی ام را از روی جا لباسی برداشتم و با دست دیگرم گوشی ام را جواب دادم.

– سلام، جانم؟

صدای هق هق پرنسسم تمام حس های بد جهان را به قلب بی قرارم واریز کرد.

– بابایی؟

دلم برای صدایش پر کشید.

– جون دلم رازان بابا، چرا گریه می کنی؟

به سکسکه افتاد و بریده بریده جوابم را داد: ماما…نی…رفته…بی…رون…من…خیلی…می…می‌تر…سم!

دوباره افکار ضد و نقیضم با هم سر جنگ گذاشتند و در آن میان من سعی در آرام کردن دوردانه ام داشتم.

– دختر شجاع بابا کیه؟

صدای نفس عمیقش لالایی به خواب رفتن عصبانیتم شد.

– من…م دیگه.

حواسش را پرت کرده و از این بابت راضی بودم.

– پس رازان بابا خیلی شجاعانه الان می ره توی اتاقش و درش رو قفل می کنه تا بابایی برسه، باشه؟

کشوی میزم را باز کردم و سوئیچ و کیف پولم را برداشتم.

 

این رمان به درخواست نویسنده و بدلیل چاپ شدن از داخل سایتمون حذف شد برای نویسنده عزیز آرزوی موفقیت داریم

8+
  • ژانر: علمی، عاشقانه، معمایی
  • نویسنده: زهرا حشم فیروز
  • تعداد صفحه: 450
  • توجه:

    این رمان اختصاصی سایت رمانکده میباشد و کپی برداری از این اثر چه با ذکر و چه بدون ذکر منبع حرام می باشد .

  • منبع: www.Romankade.com

نظرتون راجب این رمان چی بود؟

۲ دیدگاه

  1. .. گفت:

    وقتی یه رمان میزارین همون اول پولیش کنید همون اولشم باز نشه دیگه عجباااا

    0
  2. .. گفت:

    وقتی یه رمان میزارین همون اول پولیش کنید همون اولشم باز نشه دیگه عجباااا

    0
دانلود اپلیکیشن رمانکده
...بیشتر

رمانکده را در رسانه ها دنبال کنید...

  • telegram
  • google
  • facebook
  • instagram
خبرنامه

جهت دریافت آخرین مطالب منتشر شده ایمیل خود را وارد نمایید.