رمان های ویژه سایت ما همه رمان ها
دانلود رمان دختران مثبت در همسایگی پسران منفی

دانلود رمان دختران مثبت در…

دانلود رمان دختران مثبت در همسایگی پسران منفی "این رمان اختصاصی انجمن رمان‌های عاشقانه‌ است...

دانلود رمان ساقه ترد تپش

دانلود رمان ساقه ترد تپش

دانلود رمان ساقه ترد تپش دینا به دنبال یافتن آرامشی که گم کرده به خانه...

دانلود رمان فریاد بی صدا

دانلود رمان فریاد بی صدا

دانلود رمان فریاد بی صدا فریاد بی‌صدا فریاد مردیست که با تمام احساس و روحیه‌ی...

دانلود رمان ماریتا

دانلود رمان ماریتا

دانلود رمان ماریتا دلنواز دختری محکم و مستقل است که در پی آسیب های روانی...

دانلود رمان چیره دل

دانلود رمان چیره دل

دانلود رمان چیره دل به قلم: کلثوم حسینی نوع قلم: ادبی با دیالوگ محاوره. شخصیت‌ها:...

دانلود رمان آوازه

دانلود رمان آوازه

دانلود رمان آواز برهان خسته از کشمکش های موجود در خانواده راهی تهران میشه تا...

دانلود رمان چه خوبه عاشقی

دانلود رمان چه خوبه عاشقی

دانلود رمان چه خوبه عاشقی تاریخ:  به وقت سوم مرداد ماه نود و هشت. توضیح:...

دانلود رمان چتر خیس باران

دانلود رمان چتر خیس باران

دانلود رمان چتر خیس باران رمان: چترخیس باران. ژانر: عاشقانه. خلاصه: باران دختری که درگیر...

شما در مسیر:

صفحه اصلی

رمان عاشقانه

دانلود رمان یک‌ عمر‌ پریشانی

هستید.

دانلود رمان یک‌ عمر‌ پریشانی

دانلود رمان یک‌ عمر‌ پریشانی

یک عمر پریشانی داستان دختر دانشجویی است که از پس هزینه های درمان برادر سرطانی اش بر نمی آید و در نتیجه مجبور به قبولی درخواست مردی پنجاه و پنج ساله به نام جهانگیر فراهانی می شود. او آرزوهایش را با صیغه نامه ای که خوانده می شود دور می ریزد و وارد زندگی ای جدید می شود، اما با حضور در خانه جدید، متوجه می شود معشوقه قدیمی اش که حالا مدت هاست او را ندیده پسر شوهر صیغه ای اش است. همین مشکلاتی را برای دل آویز به وجود می آورد.
یک عمر پریشانی روایتی اجتماعی و عاشقانه است با طعم گس نرسیدن ها و خواستن های ممنوعه.

قسمتی از رمان

سرفه ای کرد و کمی خودش را بالا کشید.
-سلام. چقدر دیر کردی! فکر کردم نمیای.
جلو رفتم و لیوان بزرگ ذرت مکزیکی را به دستانش سپردم.
-به خاطر اینا دیر کردم. کل راه رو با خودم کشوندمشون. می دونستم دوست داری. هر چند الان سرد شده.
قاشق را داخل دهانش گذاشت و با لذت شروع به جویدن کرد. تشکرش دلم را لرزاند. بغضم را قورت دادم و با خنده گفتم:
-وای! بوش توی تاکسی پیچیده بود. خیلی خجالت کشیدم.
تنها لبخندی زد. صدای زنگ کوفتی موبایلم خلوتمان را به هم ریخت. با دیدن نام روی صفحه، اخم هایم خود به خود در هم شدند. می دانستم اگر دانیار بفهمد جوابم به او مثبت بوده ، غوغایی به پا می کند. حاضر بود بمیرد اما من تن به چنین کاری ندهم. ولی من هم حاضر بودم بمیرم تا او زنده بماند. مجبور بودم این فداکاری را بکنم تا او آسیبی نبیند. با اینکه می دانستم اگر بفهمد ، تا مدت ها با من صحبت نخواهد کرد. لبخندی به رویش پاشیدم و از اتاق خارج شدم. تماس را برقرار کردم.
-جانم؟
-سلام عشقم!
دلم می خواست بالا بیاورم. مردک پنجاه سال سن دارد! اما جلوی خودم را گرفتم و گفتم:
-سلام آقـــــا! چه خبر؟
قهقهه زد.
-دلم برات تنگ شده خوشگلم. ببینیم همو؟

29+
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: کیمیا هاشمی
  • تعداد صفحه: 360
  • توجه:

    این رمان اختصاصی سایت رمانکده میباشد و کپی برداری از این اثر چه با ذکر و چه بدون ذکر منبع حرام می باشد .

  • منبع: www.Romankade.com

نظرتون راجب این رمان چی بود؟

۶ دیدگاه

  1. سوگند گفت:

    سلام. عالی بود.ممنون.

    0
  2. masoomeh گفت:

    سلام
    این رمان جلد دوم هم داره؟ اگه داره کِی میاد؟

    0
  3. Melika گفت:

    زیبا اما غمگین

    3+
  4. M گفت:

    خیلی عالیهههه

    2+
  5. سهیلام کرمی گفت:

    نظر:رمان عاشقانه؛رمان غمناک؛رمان ترسناک ،اجتماعی،

    0
  6. چرا نمیتدنم رمانی دانلود کنم؟ گفت:

    چرا نمیتونم کتابی دانلود کنم

    0
...بیشتر

رمانکده را در رسانه ها دنبال کنید...

  • telegram
  • google
  • facebook
  • instagram
خبرنامه

جهت دریافت آخرین مطالب منتشر شده ایمیل خود را وارد نمایید.