رمانکده | دانلود رمان و کتاب
دانلود انواع رمان و دانلود انواع کتاب عاشقانه ، پلیسی ، تخیلی

دانلود رمان شاه و دل

دانلود رمان شاه و دل

دانلود رمان شاه و دل

شاهین آزادی یه مرد مجرد و خوشگذرونه. مردی که به نظرش همه ی زنها، دوستش دارن و باید کنارش باشن! حتی منشی چموش و جدیش! همه چیز طبق خواسته ی شاهین پیش میره تا اینکه دختر نوزده سالش، با مادرش دعوا می کنه و برمی گرده ایران. از طرفی یکی داره شاهین رو اذیت می کنه و رقیب خیلی سختی برای شرکت واردات محصولات بهداشتی و ارایشی شده …  اومدن دخترش، پای دل ارا رو هم به سرنوشت شاهین باز می کنه! حالا شاهین می مونه و سرنوشتی که هر روز بازی جدیدی براش رو می کنه و آخر سر

با بی حوصلگی همیشگی ِلحظه های غروب، گوشی را به دست چپم دادم:

مسخره شو در اوردی حامد! این سومین باره که اینو توی این ماه بهم می گی!

حامد هم شده بود همان حامد همیشگی! نچی کرد و نفسش را یک باره فوت کرد تا به اجبار گوشی را کمی دورتر کنم!

دانلود رایگان
دانلود رمان تزویر

دست من نیست که عزیزم! من نماینده ی فروشت هستم! تا جایی که بتونم ، همکاری می کنم!

همکاری؟  پوزخندم را شنید و پر حرص تر از قبل گفت:  آره همکاری! من خودم کار و زندگی دارم بابا! شغلم این نیست!

بی حوصله تر از آنی بودم که بخواهم به این بحث ادامه بدهم، بحثی که در آخر ، مثل تمام این هشت سال، با عقب نشینی هر دویمان تمام می شد! تا حامد همچنان هم برای شرکت من کار کند!

باشه! یه نفر رو پس پیدا کن!

خانم یثربی راضی نشد؟ شنیدن اسم منشی ام، اخم هایم را بیشتر در هم فرو کرد:  نخیر!

قسمتی از رمان

با بی حوصلگی همیشگی ِلحظه های غروب، گوشی را به دست چپم دادم:

– مسخره شو در اوردی حامد! این سومین باره که اینو توی این ماه بهم می گی!

دانلود رایگان
دانلود رمان شیش خلافکار

حامد هم شده بود همان حامد همیشگی! نچی کرد و نفسش را یک باره فوت کرد تا به اجبار گوشی را کمی دورتر کنم!

– دست من نیست که عزیزم! من نماینده ی فروشت هستم! تا جایی که بتونم ، همکاری می کنم!

– همکاری؟

پوزخندم را شنید و پر حرص تر از قبل گفت:

– آره همکاری! من خودم کار و زندگی دارم بابا! شغلم این نیست!

بی حوصله تر از آنی بودم که بخواهم به این بحث ادامه بدهم، بحثی که در آخر ، مثل تمام این هشت سال، با عقب نشینی هر دویمان تمام می شد! تا حامد همچنان هم برای شرکت من کار کند!

– باشه! یه نفر رو پس پیدا کن!

– خانم یثربی راضی نشد؟

شنیدن اسم منشی ام، اخم هایم را بیشتر در هم فرو کرد:

– نخیر!

منبع این رمان سایت یک رمان میباشد

 

  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: سارا هاشمی
  • تعداد صفحات: 650
  • 774 روز پيش
  • علی غلامی
  • 9,012 بازدید
  • 2 نظر
https://www.romankade.com/?p=24847
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب
  • فابن
    چهارشنبه 10 دی 1399 | 22:29

    خیلی قشنگ بود خسته نباشید

  • فاطمه
    سه شنبه 13 خرداد 1399 | 17:12

    صد بارم به نویسندش بگی آفرین بس نیست….دست مریزاد…خوشم اومد …عالی بود…خیلی فوق العاده انشالله که موفق باشن..

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

درباره سایت
رمانکده | دانلود رمان و کتاب
بزرگترین سایت دانلود رمان عاشقانه ، رمان پلیسی ، رمان طنز در خدمت شما عزیزان می باشد . امیدواریم بهترین لحظات رو در کنار هم تجربه کنیم
آخرین نظرات
  • جلد دومش کی میاد ؟...
  • ننکخنرگس آبادانی...
  • sسلام . وقت بخیر .من الان خرید اینترنتی انجام دادم ، پیام هم فرستادم ,واسه شماره...
  • مرضیهچرا سیاهی لشکر...
  • zaynabخیلیییی عالی بود. رمانی به این خوبی نخونده بودم هرچقدرم بخونم تکراری نمیشه ممنون...
  • zaynabخیلیییی عالی بود. رمانی به این خوبی نخونده بودم هرچقدرم بخونم تکراری نمیشه ممنون...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمانکده | دانلود رمان و کتاب " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.