رمان های ویژه سایت ما همه رمان ها
دانلود رمان دختران مثبت در همسایگی پسران منفی

دانلود رمان دختران مثبت در…

دانلود رمان دختران مثبت در همسایگی پسران منفی "این رمان اختصاصی انجمن رمان‌های عاشقانه‌ است...

دانلود رمان ساقه ترد تپش

دانلود رمان ساقه ترد تپش

دانلود رمان ساقه ترد تپش دینا به دنبال یافتن آرامشی که گم کرده به خانه...

دانلود رمان فریاد بی صدا

دانلود رمان فریاد بی صدا

دانلود رمان فریاد بی صدا فریاد بی‌صدا فریاد مردیست که با تمام احساس و روحیه‌ی...

دانلود رمان ماریتا

دانلود رمان ماریتا

دانلود رمان ماریتا دلنواز دختری محکم و مستقل است که در پی آسیب های روانی...

دانلود رمان چیره دل

دانلود رمان چیره دل

دانلود رمان چیره دل به قلم: کلثوم حسینی نوع قلم: ادبی با دیالوگ محاوره. شخصیت‌ها:...

دانلود رمان آوازه

دانلود رمان آوازه

دانلود رمان آواز برهان خسته از کشمکش های موجود در خانواده راهی تهران میشه تا...

دانلود رمان چه خوبه عاشقی

دانلود رمان چه خوبه عاشقی

دانلود رمان چه خوبه عاشقی تاریخ:  به وقت سوم مرداد ماه نود و هشت. توضیح:...

دانلود رمان چتر خیس باران

دانلود رمان چتر خیس باران

دانلود رمان چتر خیس باران رمان: چترخیس باران. ژانر: عاشقانه. خلاصه: باران دختری که درگیر...

شما در مسیر:

صفحه اصلی

رمان عاشقانه رمان پلیسی

دانلود رمان دنیای ما جلد دو

هستید.

دانلود رمان دنیای ما جلد دو

دانلود رمان دنیای ما جلد دو

#حمیراخالدی
عضو انجمن رمان های عاشقانه «علی غلامی»

اسم رمان: دُنیاےِ مـا “جلد دوم”
ژانر: عاشقانه، اجتماعے، پلیسی.

جلد اول این رمان رو میتوانید از لینک زیر دانلود کنید

www.romankade.com/1398/10/04/دانلود-رمان-دنیای-ما/

مقدمه

آن ها کیستند؟
آنهایی که جای خالیشان را هر روز حس می کنم! هر شب مهمان خواب هایم می شوند و لحظه ای نمی توانم یادشان را فراموش کنم؟
بدون آن ها انگار دنیای من خالیست! انگار شب ها تاریک تر است و قلبم تنها تر…
غریبه اند اما برای من از هر آشنایی آشنا ترند. دلتنگشان می شوم هر روز و هر لحظه… اما آنها کیستند؟
آنها کیستند؟ آنهایی که انگار همه دنیا و زندگی من هستند اما از من دورند… آنها کیستند؟…

#حمیرا_خالدے
.
.
.
ما براے طُ
طُ براے ما
چِقَدر قَشَنگ اَست این عِشقِ میانِ مـا…

قسمتی از رمان

بردیا با ترس و نگرانی کنارم ایستاد و گفت: سعید! این بچه رو چرا آوردی این جا؟ می ذاشتی همون جا می مرد خب!
خودمم از دست خودم عصبانی بودم، چرا ولش نکرده بودم همون جا بمیره؟
عصبی به سمت بردیا برگشتم.
– چه می دونم بابا، وقتی با ماشین زیرش گرفتم کمی هول کردم، تازه نمی تونستم ببرمش بیمارستان، گیر می افتادیم.
بردیا پوف کلافه ای کشید و حوله ی خیس رو‌ از سطل آب بیرون آورد و به سمتم گرفت.
– باشه بیا خون روی سر و صورتش رو پاک کن، برم زنگ بزنم دکترمون بیاد.
آروم سرم رو به تأیید تکون دادم و حوله رو از دستش گرفتم. کنار کاناپه ی رنگ و رو رفته زانو زدم و حوله رو روی سر و صورت خونی پسر کشیدم.
موهای قهوه ای تیره اش رو از روی پیشونی کنار زدم حالا که خونی روی صورتش نبود، صورت سفید و بچه گونه اش بهتر دیده می شد. حوله رو روی پارکت های کثیف پرت کردم و از جام بلند شدم.
– بزار بمیره باو.
کنار پنجره ایستادم و به حیاط کثیف و داغون خیره شدم.
– از این جا متنفرم.
با صدای تقه ای که به در خورد از فکر و خیال بیرون اومدم و به سمت در چرخیدم.
– بیا تو.
بردیا همراه با دکتر وارد اتاق شدند. دکتر بدون معطلی به سمت کاناپه رفت و مشغول معاینه ی پسر شد. با کنجکاو ی و نگرانی که از من بعید بود مشغول دید زدن دکتر بودم. یهو دکتر سرش رو بلند کرد و با اخم بدی نگاهمون کرد.
– باید ببرمش بیمارستان وضعش خیلی بده. ممکنه بمیره.
پوزخندی زدم.
– بزار بمیره.

  • ژانر: عاشقانه، اجتماعی، پلیسی
  • نویسنده: حمیرا خالدی
  • تعداد صفحه: 173
  • توجه:

    این رمان اختصاصی سایت رمانکده میباشد و کپی برداری از این اثر چه با ذکر و چه بدون ذکر منبع حرام می باشد .

  • منبع: www.Romankade.com

نظرتون راجب این رمان چی بود؟

۲ دیدگاه

  1. مریسا گفت:

    ببخشید اما جلد اول رو لطفا پیوند کنید که ما بتونیم دان کنیم

    3+
  2. F.r گفت:

    عالیییییی

    5+
...بیشتر

رمانکده را در رسانه ها دنبال کنید...

  • telegram
  • google
  • facebook
  • instagram
خبرنامه

جهت دریافت آخرین مطالب منتشر شده ایمیل خود را وارد نمایید.