رمان های ویژه سایت ما همه رمان ها
دانلود رمان دختران مثبت در همسایگی پسران منفی

دانلود رمان دختران مثبت در…

دانلود رمان دختران مثبت در همسایگی پسران منفی "این رمان اختصاصی انجمن رمان‌های عاشقانه‌ است...

دانلود رمان ساقه ترد تپش

دانلود رمان ساقه ترد تپش

دانلود رمان ساقه ترد تپش دینا به دنبال یافتن آرامشی که گم کرده به خانه...

دانلود رمان فریاد بی صدا

دانلود رمان فریاد بی صدا

دانلود رمان فریاد بی صدا فریاد بی‌صدا فریاد مردیست که با تمام احساس و روحیه‌ی...

دانلود رمان ماریتا

دانلود رمان ماریتا

دانلود رمان ماریتا دلنواز دختری محکم و مستقل است که در پی آسیب های روانی...

دانلود رمان چیره دل

دانلود رمان چیره دل

دانلود رمان چیره دل به قلم: کلثوم حسینی نوع قلم: ادبی با دیالوگ محاوره. شخصیت‌ها:...

دانلود رمان آوازه

دانلود رمان آوازه

دانلود رمان آواز برهان خسته از کشمکش های موجود در خانواده راهی تهران میشه تا...

دانلود رمان چه خوبه عاشقی

دانلود رمان چه خوبه عاشقی

دانلود رمان چه خوبه عاشقی تاریخ:  به وقت سوم مرداد ماه نود و هشت. توضیح:...

دانلود رمان چتر خیس باران

دانلود رمان چتر خیس باران

دانلود رمان چتر خیس باران رمان: چترخیس باران. ژانر: عاشقانه. خلاصه: باران دختری که درگیر...

شما در مسیر:

صفحه اصلی

رمان تخیلی رمان ترسناک رمان عاشقانه

دانلود رمان جنون جن عاشق

هستید.

دانلود رمان جنون جن عاشق

دانلود رمان جنون جن عاشق

بسم الله الرحمن الرحیم

ژانر:ترسناک’تخیلی’عاشقانه
نویسنده:دخترزمستانی(مهنازsm)

و عشق چه زیباست!
بی محدودیت!

عاشق بودن هیچ محدودیتی ندارد.

حتی اگر انسان نباشی میتوانی دیوانه وار عاشق شوی….

و چه زیباست عشق جنی که هیچگاه نتوانسته معشوقه اش را لمس کند!
هیچگاه در آغوش هم نبودند و هیچگاه نتوانسته با او چند کلامی صحبت کند
ولی طفلکی جن عاشق برای او،جان میدهد

او فقط میتواند صبح تا شب غرق تماشای او شود
او سرشار از معشوقه اش است

یک جن سرشار از انسان

او بوی معشوقه اش را گرفته!

و معجزه عشق اینجاست!

او دیگر جن نیست!

او همزاد معشوقه اش است…

پایان_خوش

قسمتی از رمان

به نام آن که جن و انسان را آفرید

نمی دانم از کجا شروع کنم و چطور با نوشته ها بازی کنم ولی دقیق ده سال پیش اتفاقی برایم افتاد که هنوز که هنوزه کمی باورش برام سخت و دشوار است ولی نمی شد با تقدیر جنگید.

‘فلش بک ده سال پیش’

بیست ساله داشتم، و در خانواده‌ای پنج نفره زندگی می کردم، دو برادر به نام های نریمان و نیماداشتم، نریمان و نیما به شدت غیرتی و تعصبی بودند،و خانواده‌ای نیمه مذهبی داشتیم.
آن زمان من کتاب های جنی بسیاری خوانده بودم ولی همیشه فکر می کردم جنی وجود ندارد و تمام قصه ی کتاب ها زاده‌ی فکر یک نویسنده است.

یک روز که از دانشگاه به خانه آمدم.
کسی را درخانه نیافتم،و مثل همیشه بابا و‌نیما و‌نریمان سرکار بوده اند ، ولی مادر کجا بود؟ او که‌ همیشه خانه بود!

وضع مالی متوسطی داشتیم بابام یک سوپرمارکت کوچیکی سر کوچه برای خود بنا کرده بود، نریمان هم در شرکت برق کار می کرد نیما هم درسش تمام شده بود و به رشته مورد علاقه اش که معلمی بود رسیده بود.
خدا را شکر همیشه از داشته هایمان راضی بودیم،دست از افکارم می کشم و به سمت آشپز خانه می روم.

وارد آشپزخانه که شدم چشمم به برگه‌ای که روی میز بود می افتاد، برگه را برمی دارم و شروع به خواندن می کنم:

متن نامه
(نیلوفرم اگه آومدی خونه گرسنت بود غذا تو یخچال هست گرم کن بخور،من باخالت رفتم دکتر)

برگه را روی میز می گذارم.

خاله یک مدت بود که از درد پاهایش نه خواب داشت نه خوراک امانش را بریده بودن،در دل برای شفاعت خاله دعا کردم.
از فکر بیرون می آیم وبه سمت یخچال می روم، غذایی که مامان گذاشته بود را از یخچال بیرون می کشم.

 

لینک دانلود رمان به دلیل چاپ شدن این رمان حذف گردید

 

15+
  • ژانر: ترسناک،تخیلی،عاشقانه
  • نویسنده: دخترزمستانی
  • تعداد صفحه: 233
  • توجه:

    این رمان اختصاصی سایت رمانکده میباشد و کپی برداری از این اثر چه با ذکر و چه بدون ذکر منبع حرام می باشد .

  • منبع: www.Romankade.com

نظرتون راجب این رمان چی بود؟

۲ دیدگاه

  1. ناشناس گفت:

    چرا برداشتینششششش؟؟؟؟

    0
  2. هاوژین گفت:

    ممنون من حالا دانلود کردم هنوز نخوندم امیدوارم خوب باشه

    1+
...بیشتر

رمانکده را در رسانه ها دنبال کنید...

  • telegram
  • google
  • facebook
  • instagram
خبرنامه

جهت دریافت آخرین مطالب منتشر شده ایمیل خود را وارد نمایید.