دکلمه صوتی من یه دخترم

دکلمه صوتی من یه دخترم

می گفتم:
من یه دخترم
مگه می شه احساسات زیبام رو سرکوب کنم؟
مگه می شه تبسم شیرینم رو از دنیا دریغ کنم؟
مگه می شه مو های پریشون شده ام تو باد رو تو معرض دید مردی نذارم تا دلش بلرزه؟
مگه می شه ناخن هام رو از لاکای خوش رنگ و زیبا دریغ کنم؟
مگه می شه طنازی نکنم؟
اصلاً مگه می شه دل نبرم؟
آه من یه دخترم و جلوه تو ذات منه. مگه می شه دل و دین مردی رو نبرم؟
لبخند پاشید؛ از اون هایی که جون دادن براش کم بود.
گفت: شما ریحانه ای! می دونم می دونم طنازی کردن رو دوست داری و خوب هم بلدی! ولی این دل بردن فقط باید برای اهلش باشه و بس! فقط برای کسی که لایق دیدن خنده های شیرینت باشه، فقط برای کسی که قدر آهنگ دلنشین صدات رو بدونه! فقط دل و دین منو ببر باشه؟
و مگه می شد تو جواب “باشه؟” گفتن شیرینت نه بیارم؟!
حالا چادری روی سرم می ندازم تا حتی بعد از اون هم دل و دین مردی رو نبرم…
#ویدا_منصوری

  • توجه:

    این رمان اختصاصی سایت رمانکده میباشد و کپی برداری از این اثر چه با ذکر و چه بدون ذکر منبع حرام می باشد .

  • منبع: www.Romankade.com

نظرتون راجب این رمان چی بود؟

یک دیدگاه

  1. ناشناس گفت:

    فکر میکنم شما لهجه دارید
    چرا کار محلی نمیخونید؟

...بیشتر

رمانکده را در رسانه ها دنبال کنید...

  • telegram
  • google
  • facebook
  • instagram
خبرنامه

جهت دریافت آخرین مطالب منتشر شده ایمیل خود را وارد نمایید.