دکلمه صوتی دورترین غریبه

دکلمه صوتی دورترین غریبه

امروز برایت مینویسم امروز که اوقاتَم گُنگ است
خُلقَم تنگ است
و بساطِ حوصله هایم در ابزارِ زندگی ام پهن هستند.
امروز را برایِ تو مینویسم
که خسته و کلافه ام
گیج و مبهم گوشه ای دنج انتخاب کرده ام و از تو نوشتن را هنرِ کاذِبَم میدانم.
میخواهم این بار را به جای دوستت دارم هایی که نتوانستم در گوشَت زمزمه کنم ولی هر بار با همه یِ توانم با کارهایَم ثابتِشان کردم،
سکوت کنم،
تلخ تر از هر زمانِ دیگری
و شاید دور تر از هر آدمِ غریبه تری.
اینبار میخواهم از تو به قدری فاصله بگیرم که حتی هوایِ شهرمان بویِ نفسهایَت را نداشته باشد.
که انگار هیچ وقت در دنیایِ فانتزی و رنگی ات هیچ وقت نقشِ نارنجیِ پررنگی نداشته ام,
اینبار را به حُرمتِ تمام روزهایی که باید کنارت مینشستم دست رویِ شانه هایت میگذاشتم و تنهایی هایت را میتکاندم و دلتنگی هایت را درآغوش میگرفتم.
و شبهایی که باید کنارِ چشمهایت دانه دانه اشکهایت را لمس میکردم و کنارَم سفت میچپاندم تا بغضت با من فرو بریزد.
سکوت میکنم…
زمانِ رسیدِنمان هیچ وقت نمیرسد و ما دور ترین غریبه یِ همدیگر میمانیم که از فرسنگ ها فاصله زیرِ آسمانِ شهرمان همدیگر را دوست داریم.

دانلود رایگان
دکلمه صوتی عاشقانه با اجرای سمانه کولابادی

#فرگل_مشتاقی

  • توجه:

    این رمان اختصاصی سایت رمانکده میباشد و کپی برداری از این اثر چه با ذکر و چه بدون ذکر منبع حرام می باشد .

  • منبع: www.Romankade.com

نظرتون راجب این رمان چی بود؟

یک دیدگاه

  1. ناشناس گفت:

    درسته که صداتون مناسب گویندگی نیست ولی صدای دلنشینی دارید

...بیشتر

رمانکده را در رسانه ها دنبال کنید...

  • telegram
  • google
  • facebook
  • instagram
خبرنامه

جهت دریافت آخرین مطالب منتشر شده ایمیل خود را وارد نمایید.