رمان های ویژه سایت ما همه رمان ها
دانلود رمان گل شب بو

دانلود رمان گل شب بو

دانلود رمان گل شب بو داستان گل‌شب‌بو قصه‌ی دخترخاله و پسرخاله‌ایست که بی‌نهایت عاشق هم...

دانلود رمان جدال عشق و غیرت

دانلود رمان جدال عشق و…

دانلود رمان جدال عشق و غیرت روایت #واقعی از #استاددانشگاهی به نام #کمیل که #به...

دانلود رمان گناه سفید

دانلود رمان گناه سفید

دانلود رمان گناه سفید «تقدیم به امید و نور چشم شیعیان، آقا صاحب الزمان و...

دانلود رمان زیبادخت مظلوم

دانلود رمان زیبادخت مظلوم

دانلود رمان زیبادخت مظلوم رمان زیبادخت مظلوم... اثری فوق عاشقانه و عاطفی❤️❤️❤️ نویسنده: لیدا صبوری...

دانلود رمان اتهام واهی

دانلود رمان اتهام واهی

دانلود رمان اتهام واهی من دختر مذهبی که پدرم به خاطر آبرویش و نقشه‌ی برادروهمخونم،...

رمان تنفر دوار

دانلود رمان تنفر دوار

دانلود رمان تنفر دوار دختر #شیطونی که تو #جیب‌بری حرفه ای و اینبار برای خالی...

دانلود رمان در غم خود شادم

دانلود رمان در غم خود…

دانلود رمان در غم خود شادم مقدمه: هرگز این قصه ندانست کسی: آن شب آمد...

دانلود رمان اقتدا کن

دانلود رمان اقتدا کن

دانلود رمان اقتدا کن اقتدا کن به " دلت " هر وقت بین دو راهی...

شما در مسیر:

صفحه اصلی

رمان طنز رمان عاشقانه

دانلود رمان سه کله پوک

هستید.

دانلود رمان سه کله پوک

دانلود رمان سه کله پوک

داستان ما راجبه سه تا دختر شروشیطونه لجبازه که باهم یه جا قبول میشن و قرار میزارن خونه بخرن ازشانس خوب یابدشون یه خونه مفتی گیرشون میاد که صاحب اون خونه ازشون میخواد فقط تا یه مدتی اونجا بمونن همه چی ارومه تا وقتی که سروکله ی سه تا پسر جذاب میرسه …..
#پایان‌خوش
#طنز #عاشقانه

قسمتی از رمان

سحر:چخبره!!!مگه سر گردنس…پراید دیگ من ۲۵ بدم به پراید!!!

یارو:خانوم!مث اینکه تو بازار نیستیا…من دارم لطف میکنم میگم۲۵

سحر:لطفتو واسه بابات بکن…من بیشتر از ۲۰نمیدم…ندارم که بدم…

روبه منومریم کرد و گفت بریم…دستگیره در دسم بود کشیدم پایین بریم بیرون یاروع صدامون زد….

یارو:جهنم و ضرر همون ۲۰ بده بردار ببر….

سحر:حله..بیاید سریع قولنامه کنیم…

یع نیم ساعتی طول کشید…قرار شد فردا بیایم ماشینو ببریم…

_سحر دمت گرممم…چقد خوب شد اینجوری ۱۰تومنم دسمون موند…

+چاکریم…مری حرف زدی با بابات!

مری با ذوق روب منو سحر کرد…

مری_اره تازه قرار باباهای شمام راضی کن

جیغ خفه ای از شادی کشیدیم…و با خط واحد به سمت خونه هامون حرکت کردیم…

باکلید در حیاطو باز کردم هرکدوم از کفشامو ی جا شوت کردم و صدامو انداختم رو سرم:

ضیفه کجای…بیا تا سیاه و کبودت نکردم

مامان:صداتو ببر…تا نیومدم قیافتو کج و کوله تر نکردم…

_ینی قیافع من کج و کووولس؟؟؟

 

183+
  • ژانر: #طنز #عاشقانه
  • نویسنده: mhdye_pordln
  • تعداد صفحه: 1252
  • توجه:

    این رمان اختصاصی سایت رمانکده میباشد و کپی برداری از این اثر چه با ذکر و چه بدون ذکر منبع حرام می باشد .

  • منبع: www.Romankade.com

نظرتون راجب این رمان چی بود؟

۱۶ دیدگاه

  1. helia♡♡ گفت:

    بهترین رمان زندگیم♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡

    0
  2. لیلا گفت:

    خیلی عالیه

    2+
  3. آرمینا گفت:

    راستش یه مقدار بی محتوا بود اصلا معلوم نبود چی به چیه همش از این شاخه به اون شاخه پریده بود

    2+
  4. سودا گفت:

    چجوری دانلود میشه یکی بگه

    2+
  5. Sooda گفت:

    چجوری دانلود میشه اخههه

    1+
  6. Samin گفت:

    عالییییی

    2+
...بیشتر

رمانکده را در رسانه ها دنبال کنید...

  • telegram
  • google
  • facebook
  • instagram
خبرنامه

جهت دریافت آخرین مطالب منتشر شده ایمیل خود را وارد نمایید.