دانلود رمان افسانه ایزابلا

دانلود رمان افسانه ایزابلا

درمورد سرزمینی است که هر قسمت‌رو یک پادشاه با قدرت خاص خودش حکومت می‌کنه سرزمین‌هایی که بیشتردراین جلد وجود دارند:
۱- سرزمین آتش (قرمز) «پادشاه استیو وملکه لیندا» ۲- سرزمین خاک (قهوه ای) «ملکه سالی»۳ – سرزمین گیاه (سبز) «پادشاه تدوملکه الیزابلا»۴- سرزمین برف (آبی) «ملکه گلوریا»۵- سرزمین آب (نیلی) «پادشاه بن»۶- سرزمین سیاه «پادشاه الکس»۷- سرزمین باد «پادشاه فردوملکه سارا»در ادامه سرزمین‌های دیگه‌ای هم وجود دارن مثل سرزمین ارواح ودیوها و…

این هفت کشور باهم متحدند و پادشاهان وملکه درشورای اتحاد جمع می‌شوند وگفت‌وگو می‌کنند، در سرزمین گیاه پادشاه تدو ملکه الیزابلا حکومت می‌کنند، شخصیت اول رمان الیزابلا می‌باشد که دچار مشکلاتی با همسر خودمی‌شود، دردوران بارداری مشکلات زیادی روتحمل می‌کنه که تد اصلاً بهش اهمیتی نمی‌ده! اون عاشق زنی به نام کاترین می‌شود.

قسمتی از رمان

– میلی ندارم می‌خوام به عمارتم برم. «پادشاه وملکه سه عمارت دارند یک عمارت شخصی که همون اتاق خواب و دوعمارت دیگه هرکدوم به یکی ازاونا اختصاص داره»
با نگرانی گفت:
– ولی بانوی من شما باید حتماً صبحانه بخورید واسه بچتون خوب نیست!
پوزخندی زدم، مسلماً تد به بچه‌ی خودش اهمیت نمی‌ده! با اصرار سوفی کمی صبحونه خوردم و بعد به سمت عمارت خودم رفتم.این لیست بازرسی از بخش‌های مختلف قصره، اینم تاریخ مراسم بانوان درباره، اقداماتی که تاالان انجام شده…
سوفی داشت نامه‌‌ها و گزارش‌های امروز رو نشونم می‌داد که ندیمه‌ی دیگه‌ای داخل شد، تعظیمی کرد:
– بانوی من مادرتون تشریف آوردن.
– بفرستش داخل.
روبه سوفی کردم.
– بقیه‌‌شو بعداً بیار.
تعظیمی کرد، بقیه‌ی نامه‌ها روهم برد.
چندلحظه بعد مادرم داخل شد، خوشحال شدم:
– خوش اومدی مادر.
لبخندی زد، روبروی من روی صندلی نشست.
– ممنون دخترم.
نگاهش کردم، زیبا بود و درعین سال‌خوردگی زیبایی‌اش روحفظ کرده بود، گفت:
– بهتری؟! درد نداری؟! طبیب معاینت می‌کنه؟!
لبخندم پررنگ شد، حداقل مادرم به فکرم بود و این منوخوشحال می‌کرد!
– بله نگران نباش حالم خوبه.
باچشمای نگران نگاهم کرد.
– ولی چهره‌ات چیزدیگه‌ای می‌گه، رنگت پریده! این‌قدر به خودت فشارنیار!
وقتی دید هیچی نمی‌گم چیزی نگفت، بعد ازچند لحظه انگارچیزی یادش اومده باشه گفت:
– راستی داشت یادم می‌رفت!

  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: سعید 371
  • تعداد صفحه: 306
  • توجه:

    این رمان اختصاصی سایت رمانکده میباشد و کپی برداری از این اثر چه با ذکر و چه بدون ذکر منبع حرام می باشد .

  • منبع: www.Romankade.com

نظرتون راجب این رمان چی بود؟

۵ دیدگاه

  1. ناشناس گفت:

    واقعا زیبا هست ولی ادمه اش چی میشه خواهشا زودتر ادامش رو بزارین من تا نفهمم …
    لطفا زود بزارین اگر هم امکانش هست تو کانال های Book تلگرام هم بزارین
    واقعا خیلی بعدش مهمه
    چون که ادم میخونه تا ببینه بعدش جی میشه واقعا چرا ؟! چرا نباید ادامش رو نذارین !؟!؟

    2+
  2. مریم گفت:

    ادامش پس چی. کی ادامشو میزارین

    2+
  3. آندیا گفت:

    ادامه نداره

    2+
  4. Zahra.Amiri گفت:

    ادامش کو پس؟

    7+
  5. A. گفت:

    In Roman kamel nis

    2+
...بیشتر

رمانکده را در رسانه ها دنبال کنید...

  • telegram
  • google
  • facebook
  • instagram
خبرنامه

جهت دریافت آخرین مطالب منتشر شده ایمیل خود را وارد نمایید.