رمان های ویژه سایت ما همه رمان ها
دانلود رمان تردیدی به رنگ دل

دانلود رمان تردیدی به رنگ…

دانلود رمان تردیدی به رنگ دل رمان تردیدی به رنگ دل دل آشوبم از زندگی...

رمان او خودش باران بود

دانلود رمان او خودش باران…

دانلود رمان او خودش باران بود حامد به اجبار ماه منیر را راضی کرد تا...

دانلود رمان دختران مثبت در همسایگی پسران منفی

دانلود رمان دختران مثبت در…

دانلود رمان دختران مثبت در همسایگی پسران منفی "این رمان اختصاصی انجمن رمان‌های عاشقانه‌ است...

دانلود رمان ساقه ترد تپش

دانلود رمان ساقه ترد تپش

دانلود رمان ساقه ترد تپش دینا به دنبال یافتن آرامشی که گم کرده به خانه...

دانلود رمان فریاد بی صدا

دانلود رمان فریاد بی صدا

دانلود رمان فریاد بی صدا فریاد بی‌صدا فریاد مردیست که با تمام احساس و روحیه‌ی...

دانلود رمان ماریتا

دانلود رمان ماریتا

دانلود رمان ماریتا دلنواز دختری محکم و مستقل است که در پی آسیب های روانی...

دانلود رمان چیره دل

دانلود رمان چیره دل

دانلود رمان چیره دل به قلم: کلثوم حسینی نوع قلم: ادبی با دیالوگ محاوره. شخصیت‌ها:...

دانلود رمان آوازه

دانلود رمان آوازه

دانلود رمان آواز برهان خسته از کشمکش های موجود در خانواده راهی تهران میشه تا...

شما در مسیر:

صفحه اصلی

رمان عاشقانه

دانلود رمان چشم اقیانوسی

هستید.

دانلود رمان چشم اقیانوسی

دانلود رمان چشم اقیانوسی

دریا دختری که مثل فامیلش نمی تونه حرف بزنه. دختری که با وجود سن کمش سختی های زیادی توی زندگیش کشیده. دختری که مجبور شده پیش عموش زندگی کنه. عمویی که مثل بقیه ی عموهای داستانا نیست. اون مهربون نیست. اون فقط از وجود دریا استفاده کرد. پدر و مادرشو کشت و اون و پیش خودش نگه داشت. اما کی میدونه چرا؟ بنیامین پسره پلیسی که فقط و فقط به فکر انتقام بود نزدیک دریا میشه و با اون ازدواج میکنه. اما…اما بنیامین با دختری زندگی میکنه عاشقانه اونو دوست داره و خودش خبر نداره. وقتی دریا با خبر میشه که بنیامین پلیسه……

مقدمه

ای عشق که سرزده وارد قلبم میشوی

تحقیرم میکنی و در اخر سر…..سر افراز

فکری به حال قفل زبانمکن

تا سخن بگویم

از احساساتم بگویم

بگویم که چقدر دوستش دارم

ناامیدم مکن ……

قسمتی از رمان

زدنش که تمام شد کنار رفت همیشه همین کار را می کرد . بدن نحیفم را ارام تکان دادم . ازپلها بالا رفته وارد اتاق شدم .

تمام صدا ها در ذهنم می پیچید اما چیزی گفته نمی شد . حقایق را می دیدم اما چیزی نمی گفتم . سختی هست اما صدا نیست .

لباس هایم را عوض کردم و خود را نزدیک اینه رساندم . اینه ی دروغین . پوستی سفید . لبانی بی رنگ . موهایی سیاه به سیاهی شب .

وچشمانی اقیانوسی . چشمانی که گاه طوفانیست و گاه ارام . اما کیست که ببیند ؟ اما مهم تر وجودم است نه ظاهرم .

ظاهرم نشان میدهد هیچ چیز نمی دانم .

ارام خود را به تخت رسانده . بدنم درد گرفت . اما طبیعی بود .از رنگ رفته ی دیوار تا زدن های هر روزش . کم کم به خواب رفتم و ای کاش این خوابی ابدی بود .

50+
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: مهرناز حسن زاده (ساینا)
  • تعداد صفحه: 177
  • توجه:

    این رمان اختصاصی سایت رمانکده میباشد و کپی برداری از این اثر چه با ذکر و چه بدون ذکر منبع حرام می باشد .

  • منبع: www.Romankade.com

نظرتون راجب این رمان چی بود؟

۱۲ دیدگاه

  1. مهرناز حسن زاده(ساینا) گفت:

    ج برای ناشناس و هستی ش:

    هنوز ننوشتمش. فعلن دارم روی یک رمان دیگه کاتر میکنم. اما دارم جلد دوشم مینویسم

    0
  2. هستی ش گفت:

    جلد دومش کی میاد تایپ شده یا نه؟؟

    1+
دانلود اپلیکیشن رمانکده
...بیشتر

رمانکده را در رسانه ها دنبال کنید...

  • telegram
  • google
  • facebook
  • instagram
خبرنامه

جهت دریافت آخرین مطالب منتشر شده ایمیل خود را وارد نمایید.