رمان های ویژه سایت ما همه رمان ها
دانلود رمان تاسیان

دانلود رمان تاسیان

دانلود رمان تاسیان شخصیت گیسو برداشت آزاد از شخصیت واقعی هست! گیسو که از طرف...

دانلود رمان مردی از جنس پریان

دانلود رمان مردی از جنس…

دانلود رمان مردی از جنس پریان مقدمه: یکی بود، دیگری نابود! زیر این سقف کبود،...

دانلود رمان پشت چراغ قرمز

دانلود رمان پشت چراغ قرمز

دانلود رمان پشت چراغ قرمز نویسنده : حانیا بصیری ژانر طنز /عاشقانه پشت قرمز داستان...

دانلود رمان تومور عشق

دانلود رمان تومور عشق

دانلود رمان تومور عشق شاید دلدادگی هم مانند تمام مرض‌های دنیا، برای هر کسی اول...

دانلود رمان گل شب بو

دانلود رمان گل شب بو

دانلود رمان گل شب بو داستان گل‌شب‌بو قصه‌ی دخترخاله و پسرخاله‌ایست که بی‌نهایت عاشق هم...

دانلود رمان جدال عشق و غیرت

دانلود رمان جدال عشق و…

دانلود رمان جدال عشق و غیرت روایت #واقعی از #استاددانشگاهی به نام #کمیل که #به...

دانلود رمان گناه سفید

دانلود رمان گناه سفید

دانلود رمان گناه سفید «تقدیم به امید و نور چشم شیعیان، آقا صاحب الزمان و...

دانلود رمان زیبادخت مظلوم

دانلود رمان زیبادخت مظلوم

دانلود رمان زیبادخت مظلوم رمان زیبادخت مظلوم... اثری فوق عاشقانه و عاطفی❤️❤️❤️ نویسنده: لیدا صبوری...

شما در مسیر:

صفحه اصلی

رمان عاشقانه

دانلود رمان نفس

هستید.

دانلود رمان نفس

دانلود رمان نفس

نفس می لرزد ، می ترسد …..
چشمان بی قرارش هر روز صحنه ی بی شرمانه ی خیانت مادری را به ذهن می سپارد که ذره ذره جان و تنش ؛روح و قلب پاکش را از درون می خورد و …..

آخ که او کوچک است و طعم تلخ و دردناک تجاوز ؛ تیشه ای بُرنده می شود، بر قلب کوچک هفت ساله اش …..

و تاابد روح رنجیده اش رنگ آرامش بخود نمی بیند و سرکش و لجوج قصد انتقام از روز گار دارد …

و مبین …‌
این عاشق دل خسته و صبور پا در راه عاشقی گذاشته و بازی سخت سرنوشت رابا شانه های مردانه تحمل می آورد و در این راه صدماتی سخت از آنکه فکر می کرد نفسش بود و اما نبود، می خورد ……
مبارزه ی مردی تمام قد فداکار و دلسوز
پدری از خود گذشته و پر غیرت …..
و اما …..

قسمتی از رمان

درب اتاقش رو بست و آروم به سمت پنجره رفت

تو خیابون خلوت بود و بجز چند ماشین و رهگذر کسی نبود

لعنتی باید زودتر از دفترش خارج میشد
بازم برای گرفتن مچش اومده بود

تلفنش زنگ خورد

نگاه کرد یاس بود

رد تماس زد

در صدا خورد

با عصبانیت فریاد زد
بیا تو
منشی که از ترس همون دور ایستاده بود گفت

آقای صامر
برگه های فروش اوراق رو برای امضاء آوردم

نگاهی با غضب به منشی بخت برگشته انداخت و گفت

مگه نگفتم هر وقت وارد دفترم شد بهم خبر بده ……

آروم برگه ها رو بروی میز گذاشت و عقب رفت و گفت ببخشید آقا اما ایشون اصلا توجهی به حرفام نکردن

دستشو تو هوا تکون داد و اشاره کرد که بیرون بره

64+
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: لیدا صبوری
  • تعداد صفحه: 672
  • توجه:

    این رمان اختصاصی سایت رمانکده میباشد و کپی برداری از این اثر چه با ذکر و چه بدون ذکر منبع حرام می باشد .

  • منبع: www.Romankade.com

نظرتون راجب این رمان چی بود؟

۱۰ دیدگاه

  1. ناشناس گفت:

    عالی عالی عالی

    3+
  2. علی گفت:

    متن جذاب بود از اون دسته رمانهایی که دلت می خواد زودتر به آخرش برسی و ببینی چه سر گذشتی در انتظار قهرمان رمانه
    متشکرم …

    11+
  3. سلطان تنهایی گفت:

    سلام هنوزنخوندمش ولی ازمقدمش معلومه که رمان خوبیه

    0
  4. مهناز گفت:

    سلام پس چرامیزنم رواندرویددانلودنمیشه

    1+
  5. محمد گفت:

    فوق العاده جذاب بود خسته نباشید
    ❤❤❤❤

    9+
  6. محمد گفت:

    فوق العاده جذاب بود خسته نباشید

    6+
  7. ناشناس گفت:

    قلم فوق العاده گیرا و جذاب ممنونم

    5+
  8. برزو گفت:

    قلم فوق العاده جذاب و گیرا ممنونم

    8+
  9. ناشناس گفت:

    با کمی ویراستاری و اصلاح غلط های املایی، خیلی خوب میشه. موفق باشید.

    2+
  10. ناشناس گفت:

    ممنون. خیلی خوب و جذاب بود. البته چندتا هم غلط املایی داشت: مثلاً هال به معنای سرسرا و راهرو نه حال و …. . موفق باشید.

    5+
...بیشتر

رمانکده را در رسانه ها دنبال کنید...

  • telegram
  • google
  • facebook
  • instagram
خبرنامه

جهت دریافت آخرین مطالب منتشر شده ایمیل خود را وارد نمایید.