رمان های ویژه سایت ما همه رمان ها
دانلود رمان دختران مثبت در همسایگی پسران منفی

دانلود رمان دختران مثبت در…

دانلود رمان دختران مثبت در همسایگی پسران منفی "این رمان اختصاصی انجمن رمان‌های عاشقانه‌ است...

دانلود رمان ساقه ترد تپش

دانلود رمان ساقه ترد تپش

دانلود رمان ساقه ترد تپش دینا به دنبال یافتن آرامشی که گم کرده به خانه...

دانلود رمان فریاد بی صدا

دانلود رمان فریاد بی صدا

دانلود رمان فریاد بی صدا فریاد بی‌صدا فریاد مردیست که با تمام احساس و روحیه‌ی...

دانلود رمان ماریتا

دانلود رمان ماریتا

دانلود رمان ماریتا دلنواز دختری محکم و مستقل است که در پی آسیب های روانی...

دانلود رمان چیره دل

دانلود رمان چیره دل

دانلود رمان چیره دل به قلم: کلثوم حسینی نوع قلم: ادبی با دیالوگ محاوره. شخصیت‌ها:...

دانلود رمان آوازه

دانلود رمان آوازه

دانلود رمان آواز برهان خسته از کشمکش های موجود در خانواده راهی تهران میشه تا...

دانلود رمان چه خوبه عاشقی

دانلود رمان چه خوبه عاشقی

دانلود رمان چه خوبه عاشقی تاریخ:  به وقت سوم مرداد ماه نود و هشت. توضیح:...

دانلود رمان چتر خیس باران

دانلود رمان چتر خیس باران

دانلود رمان چتر خیس باران رمان: چترخیس باران. ژانر: عاشقانه. خلاصه: باران دختری که درگیر...

شما در مسیر:

صفحه اصلی

داستان کوتاه

داستان کوتاه مجرم بی دفاع

هستید.

داستان کوتاه مجرم بی دفاع

داستان کوتاه مجرم بی دفاع

مجرم بی دفاع
مرا هزار امید است و هر هزار تویی!
– توی دوتا تیله ی خاکی رنگ اش گم شده بودم و هیچکس نبود که من رو از این باتلاق شن زار نجات
بده…
پشت به من بود و خیره به رقص خیره کننده ی گوله هائ پنبه ی نشأت گرفته از ملافه های تاریک و
روشن بالا سرمان بود.
دست های لرزان اش را آرام داخل جیب پالتوی مشکی رنگی که خودش را به زور به نیمه های ران های
باریک و شکننده ی او می رساند کرد و جعبه ای بیرون آورد.
از غم بی انتهای صدایش می توانستم حدس بزنم چیست!
از لرزان بودن دست هایش که نه به خاطر سرمای بی رحم زمستان بود و نه به خاطر خشمی که در
وجود اش رخنه زده بود، می توانستم حدس بزنم آن جعبه ی به قول خودش به اصطلاح آرامش بخش
چه خوابی برایش دیده است!

با صدای فندک طلایی و مکعبی اش به خودم آمدم و خیره به چهره ای که حالا تنها نیمی از آن
خودنمایی می کردشدم.
سیگار را برای دومین بار به لب هایش نزدیک کرد و کامی عمیق گرفت، به گونه ای که انگار می
خواست تمام دود و تلخی آن را به ریه های بخت برگشته اش تحمیل کند.
همان طور که ریه هایش با درماندگی برای نفسی تازه این دود را پس می زدند صدایش به پیشواز
گوش های همیشه در حال انجام وظیفه ی من آمد!

 

ادامه داستان رو از فایل پی دی اف زیر دانلود کنید

 

4+
  • توجه:

    این رمان اختصاصی سایت رمانکده میباشد و کپی برداری از این اثر چه با ذکر و چه بدون ذکر منبع حرام می باشد .

  • منبع: www.Romankade.com

نظرتون راجب این رمان چی بود؟

۲ دیدگاه

  1. میصم گفت:

    عالیه

    0
  2. یگانه گفت:

    خوبه

    1+
...بیشتر

رمانکده را در رسانه ها دنبال کنید...

  • telegram
  • google
  • facebook
  • instagram
خبرنامه

جهت دریافت آخرین مطالب منتشر شده ایمیل خود را وارد نمایید.