رمان های ویژه سایت ما همه رمان ها
دانلود رمان تردیدی به رنگ دل

دانلود رمان تردیدی به رنگ…

دانلود رمان تردیدی به رنگ دل رمان تردیدی به رنگ دل دل آشوبم از زندگی...

رمان او خودش باران بود

دانلود رمان او خودش باران…

دانلود رمان او خودش باران بود حامد به اجبار ماه منیر را راضی کرد تا...

دانلود رمان دختران مثبت در همسایگی پسران منفی

دانلود رمان دختران مثبت در…

دانلود رمان دختران مثبت در همسایگی پسران منفی "این رمان اختصاصی انجمن رمان‌های عاشقانه‌ است...

دانلود رمان ساقه ترد تپش

دانلود رمان ساقه ترد تپش

دانلود رمان ساقه ترد تپش دینا به دنبال یافتن آرامشی که گم کرده به خانه...

دانلود رمان فریاد بی صدا

دانلود رمان فریاد بی صدا

دانلود رمان فریاد بی صدا فریاد بی‌صدا فریاد مردیست که با تمام احساس و روحیه‌ی...

دانلود رمان ماریتا

دانلود رمان ماریتا

دانلود رمان ماریتا دلنواز دختری محکم و مستقل است که در پی آسیب های روانی...

دانلود رمان چیره دل

دانلود رمان چیره دل

دانلود رمان چیره دل به قلم: کلثوم حسینی نوع قلم: ادبی با دیالوگ محاوره. شخصیت‌ها:...

دانلود رمان آوازه

دانلود رمان آوازه

دانلود رمان آواز برهان خسته از کشمکش های موجود در خانواده راهی تهران میشه تا...

شما در مسیر:

صفحه اصلی

رمان عاشقانه

دانلود رمان مگه من دل ندارم

هستید.

دانلود رمان مگه من دل ندارم

دانلود رمان مگه من دل ندارم

رمان در مورد زنیه که در گذشته یه ازدواج ناموفق داشته والان پسری ک یه مدت به عنوان راننده آژانس در جریان زندگیش قرار گرفته عاشقش میشه وادامه ماجرا…….

امروز هم مثل هرروز زودتراز آموزشگاه زدم بیرون واز راه پله های تنگ و طولانی پایین اومدم .مثل بچه ها سر پنجه هامو به دیوار میکشیدم ویاد مهربدم افتادم،بچه معصومم هروقت از کنار خیابون رد میشدم همین کارو میکرد ومنم بهش میگفتم:مهربد مامانی نکن پسرم سیمان رو دیوار سرپنجه هاتو زخم میکنه هااااا؟؟؟

قسمتی از رمان

اونم مطیع و آروم میگفت:چشم
-آفرین پسرم
بعدش دستاشو تو دستام میذاشت و باهم می رفتیم
توهمین فکرا بودم که یهو یکی منو به سرعت از پشت کشید وقتی رومو برگردوندم دیدم زهره نفس نفس زنون نگام میکنه
-جانم زهره جان؟؟چیزی شده؟
زهره-صدف؟؟؟بازکه تو هپروت بودی.گوشیتو جاگذاشتی آخه دختر حواست کجاست؟
بایه تشکر گوشی رو از دستش گرفتم و پله هارو گز کردمو ازدر کوچیک راهرو زدم بیرون.آموزشگاه خیاطی من تویکی از خیابونهای معروف و شلوغ شهربود تو طبقه ی دوم یه ساختمون که زیرش آژانس بود.سرمو پایین انداختم و مثل هرروز راه آموزشگاه تا خونه رو پیاده طی کردم.پیاده روی باعث میشد خوب فکر کنم،به گذشته،به مشکلاتم،به خانوادم وبه عشقم مهرداد وهمه ی زندگیم مهربد و راحت میتونستم برای آرزوهام که به باد رفتن وبه خانوادم که از هم پاشید و درد جداییم از شوهرمو بچم فکر کنم و راحت اشک بریزم.آخه تو خونه مامان با دیدن اشکام و توهم بودنام زجر میکشید و من اینو نمیخواستم.

 

49+
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: شیرین یعقوبی
  • تعداد صفحه: 212
  • توجه:

    این رمان اختصاصی سایت رمانکده میباشد و کپی برداری از این اثر چه با ذکر و چه بدون ذکر منبع حرام می باشد .

  • منبع: www.Romankade.com

نظرتون راجب این رمان چی بود؟

۲ دیدگاه

  1. ناشناس گفت:

    بد نبود

    0
  2. مهتاب گفت:

    بدنبودیه سوال من چجوری اینو دانلودکنم

    0
دانلود اپلیکیشن رمانکده
...بیشتر

رمانکده را در رسانه ها دنبال کنید...

  • telegram
  • google
  • facebook
  • instagram
خبرنامه

جهت دریافت آخرین مطالب منتشر شده ایمیل خود را وارد نمایید.