رمان های ویژه سایت ما همه رمان ها
دانلود رمان تردیدی به رنگ دل

دانلود رمان تردیدی به رنگ…

دانلود رمان تردیدی به رنگ دل رمان تردیدی به رنگ دل دل آشوبم از زندگی...

رمان او خودش باران بود

دانلود رمان او خودش باران…

دانلود رمان او خودش باران بود حامد به اجبار ماه منیر را راضی کرد تا...

دانلود رمان دختران مثبت در همسایگی پسران منفی

دانلود رمان دختران مثبت در…

دانلود رمان دختران مثبت در همسایگی پسران منفی "این رمان اختصاصی انجمن رمان‌های عاشقانه‌ است...

دانلود رمان ساقه ترد تپش

دانلود رمان ساقه ترد تپش

دانلود رمان ساقه ترد تپش دینا به دنبال یافتن آرامشی که گم کرده به خانه...

دانلود رمان فریاد بی صدا

دانلود رمان فریاد بی صدا

دانلود رمان فریاد بی صدا فریاد بی‌صدا فریاد مردیست که با تمام احساس و روحیه‌ی...

دانلود رمان ماریتا

دانلود رمان ماریتا

دانلود رمان ماریتا دلنواز دختری محکم و مستقل است که در پی آسیب های روانی...

دانلود رمان چیره دل

دانلود رمان چیره دل

دانلود رمان چیره دل به قلم: کلثوم حسینی نوع قلم: ادبی با دیالوگ محاوره. شخصیت‌ها:...

دانلود رمان آوازه

دانلود رمان آوازه

دانلود رمان آواز برهان خسته از کشمکش های موجود در خانواده راهی تهران میشه تا...

شما در مسیر:

صفحه اصلی

رمان عاشقانه

دانلود جلد دوم رمان رد پای اشتباه عشق

هستید.

دانلود جلد دوم رمان رد پای اشتباه عشق

دانلود جلد دوم رمان رد پای اشتباه عشق

فصل دوم‌ ردپای اشتباه عشق
داستان دختری گم شده در سرنوشت، و پسری که جنون وار عاشق کسیه که بخاطر انتقامی پوچ باعث مرگش شده.
اما واقعا دخترک داستان مرده!
بعد از پایان فصل اول و مرگ رها رادمان جنون وار دیونه می شه و این امر باعث باز گشت رهایی که می شه که زندس.
رها با اسم خواهر دوقلوش وارد زندگی رادمان میشه اما این برای انتقام.
اما همه خوب می دونیم عشق قوی تر ازین حرف هاس…

جلد اول این رمان رو میتوانید از لینک زیر دانلود کنید

قسمتی از رمان

عرشیا

-داداش، داداشی پاشو، ببین من اومدم.
ناباور به رها خیره شدم که پایین تختم نشسته بود و لبخند می زد.
روی تخت نیم خیز شدم و چند بار چشم هام و باز و بسته کردم.
دستم و روی صورتش گذاشتم و با من و من گفتم:
-رها…رها خودتی آبجی، خواب نمی بینم یعنی…تو…تو زنده ای.
لبخندی زد و گفت:آره زندم می بینی اومدم پیشتون.
یهو چشم هاش قرمز شد که با ترس دستم و کشیدم.
قهقه شیطانی کرد و فریاد زد.
-اومدم انتقام بگیرم.
با تکون های دستی چشم هام و باز کردم و ترسیده روی تخت نیم خیز شدم.
آیلین ترسیده بهم خیره شد و گفت:
-خوبی عرشیا
با نفس نفس زدن بهش خیره شدم.
-چرا داری گریه می کنی؟
حس کردم چیزی توی قلبم ترکید و بعد با صدای بلند کوبیدم روی قلبم و اشک ریختم.
آیلین روی تخت جا به جا شد و اومد روبه روم نشست.
-گریه نکن بگو ببینم چی شده؟
میون گریه گفتم: من مقصر مرگش بودم…من…منِ لعنتی.
آیلین اشک هایی که حالا سرازیر شده بودن و پس زد و گفت:

 

41+
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: بهار کرمی
  • تعداد صفحه: 520
  • توجه:

    این رمان اختصاصی سایت رمانکده میباشد و کپی برداری از این اثر چه با ذکر و چه بدون ذکر منبع حرام می باشد .

  • منبع: www.Romankade.com

نظرتون راجب این رمان چی بود؟

یک دیدگاه

  1. رها گفت:

    عالیی بووود

    5+
...بیشتر

رمانکده را در رسانه ها دنبال کنید...

  • telegram
  • google
  • facebook
  • instagram
خبرنامه

جهت دریافت آخرین مطالب منتشر شده ایمیل خود را وارد نمایید.