رمان های ویژه سایت ما همه رمان ها
دانلود رمان تردیدی به رنگ دل

دانلود رمان تردیدی به رنگ…

دانلود رمان تردیدی به رنگ دل رمان تردیدی به رنگ دل دل آشوبم از زندگی...

رمان او خودش باران بود

دانلود رمان او خودش باران…

دانلود رمان او خودش باران بود حامد به اجبار ماه منیر را راضی کرد تا...

دانلود رمان دختران مثبت در همسایگی پسران منفی

دانلود رمان دختران مثبت در…

دانلود رمان دختران مثبت در همسایگی پسران منفی "این رمان اختصاصی انجمن رمان‌های عاشقانه‌ است...

دانلود رمان ساقه ترد تپش

دانلود رمان ساقه ترد تپش

دانلود رمان ساقه ترد تپش دینا به دنبال یافتن آرامشی که گم کرده به خانه...

دانلود رمان فریاد بی صدا

دانلود رمان فریاد بی صدا

دانلود رمان فریاد بی صدا فریاد بی‌صدا فریاد مردیست که با تمام احساس و روحیه‌ی...

دانلود رمان ماریتا

دانلود رمان ماریتا

دانلود رمان ماریتا دلنواز دختری محکم و مستقل است که در پی آسیب های روانی...

دانلود رمان چیره دل

دانلود رمان چیره دل

دانلود رمان چیره دل به قلم: کلثوم حسینی نوع قلم: ادبی با دیالوگ محاوره. شخصیت‌ها:...

دانلود رمان آوازه

دانلود رمان آوازه

دانلود رمان آواز برهان خسته از کشمکش های موجود در خانواده راهی تهران میشه تا...

شما در مسیر:

صفحه اصلی

رمان عاشقانه

دانلود رمان رویای بودنت

هستید.

دانلود رمان رویای بودنت

دانلود رمان رویای بودنت

داستانی عاشقانه و مذهبی از زندگی زنی است که دلش همیشه شور سفر مرد زندگی‌اش را می‌زند. مردی محجوب که از خوشی‌های زندگی‌اش دست کشیده و به عنوان مدافع حرم حضرت زینب قدم در میدان جنگ گذاشته است. اما در آخر داستان، با وجود بارداری‌اش، بی‌قراری‌ها و دلواپسی‌هاش را کنار گذاشته و از صمیم قلب راضی به این سفر می‌شود.

یکی از سه رمان برگزیده مسابقه بزرگ باغ ملکوت انجمن رمان های عاشقانه که در چارچوب رمان های مذهبی برگزار شد

قسمتی از رمان

به نام خالق عشق
چادر گل دارم را سر کردم؛ نفس عمیقی کشیدم و در آبی و زنگ زده ی خانه
را گشودم. دو سوی کوچه ی باریک و چراغانی را از نظر گذراندم و
گوشه های چادرم را در دست فشردم. اضطراب در وجودم آشوب به پا
کرده بود و قلب دلتنگم از سر بی قراری، دائم در پس سینه می کوبید .
– چادر گلی، منتظر کسی هستی؟
آوای کلامش برای قلب عصیانگرم، حکم لالایی را داشت. سر چرخاندم و
نگاهم در تیله های رنگ شبش گره خورد. حتی به آن ساک سبز رنگ که
اقبال لمس شانه هایش را داشت هم غبطه می خوردم. پا تند کرد و مقابلم
که رسید، قلبم به یک آن فر و ریخت. شرمسار از سرخی گونه های
تب دارم، سر در گریبان فر و بردم و نگاهم را به پوتین هایی دوختم که
خاک میدان ستیز را برایم سوغات آورده بود .
– باز که گونه هات گل انداخته. باور کنم این بار هم از سرماست؟
سر بلند کردم و آه که چه جشنی در ستاره باران چشمانش به پا بود .

 

 

82+
  • ژانر: مذهبی ، عاشقانه
  • نویسنده: سوگند صیادی
  • تعداد صفحه: 107
  • توجه:

    این رمان اختصاصی سایت رمانکده میباشد و کپی برداری از این اثر چه با ذکر و چه بدون ذکر منبع حرام می باشد .

  • منبع: www.Romankade.com

نظرتون راجب این رمان چی بود؟

۱۱ دیدگاه

  1. سارامحمدزاده گفت:

    دست نوشتشون قشنگ بود.فقط ای کاش ادامه دارتربود.

    5+
دانلود اپلیکیشن رمانکده
...بیشتر

رمانکده را در رسانه ها دنبال کنید...

  • telegram
  • google
  • facebook
  • instagram
خبرنامه

جهت دریافت آخرین مطالب منتشر شده ایمیل خود را وارد نمایید.