رمان های ویژه سایت ما همه رمان ها
دانلود رمان دختران مثبت در همسایگی پسران منفی

دانلود رمان دختران مثبت در…

دانلود رمان دختران مثبت در همسایگی پسران منفی "این رمان اختصاصی انجمن رمان‌های عاشقانه‌ است...

دانلود رمان ساقه ترد تپش

دانلود رمان ساقه ترد تپش

دانلود رمان ساقه ترد تپش دینا به دنبال یافتن آرامشی که گم کرده به خانه...

دانلود رمان فریاد بی صدا

دانلود رمان فریاد بی صدا

دانلود رمان فریاد بی صدا فریاد بی‌صدا فریاد مردیست که با تمام احساس و روحیه‌ی...

دانلود رمان ماریتا

دانلود رمان ماریتا

دانلود رمان ماریتا دلنواز دختری محکم و مستقل است که در پی آسیب های روانی...

دانلود رمان چیره دل

دانلود رمان چیره دل

دانلود رمان چیره دل به قلم: کلثوم حسینی نوع قلم: ادبی با دیالوگ محاوره. شخصیت‌ها:...

دانلود رمان آوازه

دانلود رمان آوازه

دانلود رمان آواز برهان خسته از کشمکش های موجود در خانواده راهی تهران میشه تا...

دانلود رمان چه خوبه عاشقی

دانلود رمان چه خوبه عاشقی

دانلود رمان چه خوبه عاشقی تاریخ:  به وقت سوم مرداد ماه نود و هشت. توضیح:...

دانلود رمان چتر خیس باران

دانلود رمان چتر خیس باران

دانلود رمان چتر خیس باران رمان: چترخیس باران. ژانر: عاشقانه. خلاصه: باران دختری که درگیر...

شما در مسیر:

صفحه اصلی

رمان عاشقانه

دانلود رمان چشم به راه

هستید.

دانلود رمان چشم به راه

دانلود رمان چشم به راه

داستان زنی عاشق که مورد بی رحمی مادر شوهر قرار گرفته و در این راه سختی های فراوان کشیده

و طی نقشه ای که توسط مادر شوهر بی رحمش کشیده میشه اون به ناچار سر تسلیم فرود میاره و همراهش میشه تو این ماجرا از
همسردلداده اش جدا میشه و اتفاقات بسیاری براش می افته

قسمتی از رمان

داغ بود و سوزان زمین زیر پایم میخواست تا آخرین ذره ی این گرما را به من بچشاند تند تند قدم برمی داشتم دوتا یکی گاهی اوقات باسرعت فقط آسفالت زیر پایم میدانست که چشم از او برنمی داشتم هر چقدر دور تر میشدم چشمانم بیشتر میسوختنداز درد دوری از غم جدایی شاید از نامردی روزگار و یا از سرنوشت شوم و هر چه بود من داشتم فرار میکردم از عشقم از کسی که هر لحظه ی نفس کشیدن جانم برایش میرفت

خیابان خلوت بود وجز چند راننده تاکسی که منتظر مسافر بودند کسی دیده نمیشد انگار مردم شهر همه ناپدید شده بودند نفسهام دیگه به شماره افتاده بودند وارد ورودی ترمینال شدم یک دست ساک و یک دست کیفم رو محکم بغل گرفته بودم میدونستم باید تا زمان دارم زود یک ماشین پیدا کنم صبح که آریا داشت از خونه میرفت بهم تاکید کرد برای ناهار میاد اگه میومد و منو خونه نمیدید نگران میشد بعد از ده سال زندگی مشترک تا به حال نشده بود ازش دور بشم اگه برای خرید از خونه خارج میشدم حتما بهش خبر میدادم مگه میشه آدم به تیکه ای از قلبش وابسطه نباشه اما این طوری برای اونم بهتر بود نباید دیگه منو میدید زندگی با من براش به جز درد سر چیز دیگه ای نداشت

 

101+
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: لیدا صبوری
  • تعداد صفحه: 336
  • توجه:

    این رمان اختصاصی سایت رمانکده میباشد و کپی برداری از این اثر چه با ذکر و چه بدون ذکر منبع حرام می باشد .

  • منبع: www.Romankade.com

نظرتون راجب این رمان چی بود؟

۳ دیدگاه

  1. تک ستاره گفت:

    بی نظیر بود نویسنده ی دوست داشتنی ام مثل مابقی رمانهای قشنگت لذت بردم
    حقیقتا آریا یه عاشق ثابت قدم بود و گل پونه ی رمانت مهربون و صبور برای انتظار به وصال آریا ی عزیزش❤❤❤❤❤

    2+
  2. علی گفت:

    عالیه قلم این نویسنده رو دوست دارم
    روایت رمانهاش ومتن قصه تکراری نیست
    همین رو می پسندم
    عالی بود ممنون

    15+
  3. ناشناس گفت:

    قصه قوی بود و لذت بردم با تموم زجر انتظاری که گل پونه کشید اما آخرش رو که خوب تموم شد دوست داشتم
    از نویسنده خلاق بخاطر اینکه که رمان تکراری نبود تشکر می کنم

    15+
...بیشتر

رمانکده را در رسانه ها دنبال کنید...

  • telegram
  • google
  • facebook
  • instagram
خبرنامه

جهت دریافت آخرین مطالب منتشر شده ایمیل خود را وارد نمایید.