رمان های ویژه سایت ما همه رمان ها
دانلود رمان تردیدی به رنگ دل

دانلود رمان تردیدی به رنگ…

دانلود رمان تردیدی به رنگ دل رمان تردیدی به رنگ دل دل آشوبم از زندگی...

رمان او خودش باران بود

دانلود رمان او خودش باران…

دانلود رمان او خودش باران بود حامد به اجبار ماه منیر را راضی کرد تا...

دانلود رمان دختران مثبت در همسایگی پسران منفی

دانلود رمان دختران مثبت در…

دانلود رمان دختران مثبت در همسایگی پسران منفی "این رمان اختصاصی انجمن رمان‌های عاشقانه‌ است...

دانلود رمان ساقه ترد تپش

دانلود رمان ساقه ترد تپش

دانلود رمان ساقه ترد تپش دینا به دنبال یافتن آرامشی که گم کرده به خانه...

دانلود رمان فریاد بی صدا

دانلود رمان فریاد بی صدا

دانلود رمان فریاد بی صدا فریاد بی‌صدا فریاد مردیست که با تمام احساس و روحیه‌ی...

دانلود رمان ماریتا

دانلود رمان ماریتا

دانلود رمان ماریتا دلنواز دختری محکم و مستقل است که در پی آسیب های روانی...

دانلود رمان چیره دل

دانلود رمان چیره دل

دانلود رمان چیره دل به قلم: کلثوم حسینی نوع قلم: ادبی با دیالوگ محاوره. شخصیت‌ها:...

دانلود رمان آوازه

دانلود رمان آوازه

دانلود رمان آواز برهان خسته از کشمکش های موجود در خانواده راهی تهران میشه تا...

شما در مسیر:

صفحه اصلی

رمان عاشقانه

دانلود رمان جدید عشق من تنهام نذار

هستید.

دانلود رمان جدید عشق من تنهام نذار

دانلود رمان جدید عشق من تنهام نذار

سلااااااام برمادرعزیز تر از جانم خوبی .

سلام بر دختر گلم خوبی مامانی دانشگاه خوبود

بله….. مامان جونم ناهار چی داریم

برو غذا مرد علاقتو پختم اخجججججون من عاشق قورمه سبزیم رفتم تو اتاقم جلوی اینه وایسادم عادت دارم همین که از دانشگاه میام یه نگاه به خودم تو ایینه میندازم به خودم نگاه کردم قدم به نظر خودم خوبه ۱۷۰موهای خرمایی که تا پشت کمرم میرسه

صورت گندمی چشمهای کامملا درشت که سبز-عسلی اند لب های صورتی و گوشتی دماغی که به صورتم خیلی میاد سال دومه دانشگاه ام رشته حسابداری ۲۱سالمه

بسه دختر خودتو خوردی

صدای مامان بود که منو به خودم اورد

واااااخوب مامان ادم خوشگل باید خودشو نگاه کنه دیگه

خوبه خوبه همبن که خودت از خودت تعریف کنی

خندیدم یه ب*و*س خوشمل مامانمو کردمو اومدم سرمیز که خواهر بزرگترم النا رو دیدم

سلااااااام برخواهر خلو چلم

اخی نازی داشت غذا رو دولپی میخورد که با صدای من ۱۰متر پرید بالا و غذا پرید تو گلوشالناخیلی شبیه منه اما لباش کوچیک تر بود و چشماشم مشکی بودپریدمو با مشتای خیلی نازم سه چهارتا زدم پشتش تا سرفش خوب شد

النا:اخخخخخ دستت بشکنه که کمرمو شکستی ده دفعه نگفتم مثل ادم سلام کن

اه اه اه بداخلاق

یکی از اون چشم غره خوشگلاش بهم رفت که منم بی خیال نشستم غذا مو بخورم

 

107+
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: الهه رضایی
  • تعداد صفحه: 158
  • توجه:

    این رمان اختصاصی سایت رمانکده میباشد و کپی برداری از این اثر چه با ذکر و چه بدون ذکر منبع حرام می باشد .

  • منبع: www.Romankade.com

نظرتون راجب این رمان چی بود؟

۲ دیدگاه

  1. ناشناس گفت:

    خیلی مسخرس ولا این نظر من بود برین خودتونو جمع کنین مسخره ها

    0
  2. راهیل گفت:

    رمان قشنگی بود

    3+
...بیشتر

رمانکده را در رسانه ها دنبال کنید...

  • telegram
  • google
  • facebook
  • instagram
خبرنامه

جهت دریافت آخرین مطالب منتشر شده ایمیل خود را وارد نمایید.