دانلود رمان باران عشق

دانلود رمان باران عشق

آوینا دختر تاجر بزرگ و پولداری بوده که از بچگی نشون کرده ی پسر عموی خود بوده با اینکه علاقه ای بهش نداشته ولی به ناچار قبول می کنه که وصلت کنه و درست چند روز مونده به ازدواجش در شب بارونی تصادف می کنه تصادفی که باعث میشه زندگیش دچار تحول و تغییر بشه…

مقدمه:

باران عشق

سیاهی شب

نم نم باران

هوای گرفته

و دلی که هوس با تو بودن به سرش زده

با اینکه می دونه محاله و نشدنی

اما حرف گوش نمی ده اخه مگه می شه آدم تو عشق خود دار باشه.

چجوری تو رو از یاد ببرم

چجوری تمام خاطراتی که باهم داشتیم فراموش کنم
وقتی این دلم به عشق تو می تپه چطوری اون رو نادیده بگیرم.

کاش از من دور نمی شدی کاش روز های گذشته بر می گشت و تو رو در کنارم داشتم…

قسمتی از رمان :

کلید تو در چرخوندم، وارد خونه شدم یه نگاه به خونه نقلی پنجاه متریم انداختم؛ رو مبل نشستم خسته تر از همیشه بودم و کلاس های که امروز داشتم من از پا در آورده بود؛ با این حال راضی بودم که تونستم تو تهران خونه بگیرم و دور از پدر و مادرم اینجا مشغول به درس بشم. یادمه اون روزا اونارو با چه مصیبتی راضی کردم که دخترشون از تبریز به اینجا بیاد چند سالی اینجا دور از چشمشون زندگی کنه. نفس کلافه ی کشیدم گوشیم از تو کیفم در آوردم، با دیدن ده تا میسکال از مادرم اخمام کشیدم تو هم، همیشه عادتش بود که روزی صد بار بهم زنگ بزنه و به من گوشزد کنه برگردم تبریز، می دونستم برای چه انقدر پا فشاری می کنه چون مجبور بودم به ازدواج اجباری با پسر عموی که از روش شرارت و پستی می بارید؛ ولی انگار مامان و بابام اون صورت به ظاهر خوبش می دیدن از باطنی که داشت خبر نداشتن که دستی دستی می خواستند دخترش بدبخت کنند اونم به خاطر یه رسم رسوم مسخره که دامن گیر من شده بود نشون کرده ی پسر عموی جنابعالی بودم.

64+
  • ژانر:
  • نویسنده: ساحل شعبانی
  • تعداد صفحه: عاشقانه
  • توجه:

    این رمان اختصاصی سایت رمانکده میباشد و کپی برداری از این اثر چه با ذکر و چه بدون ذکر منبع حرام می باشد .

  • منبع: www.Romankade.com

نظرتون راجب این رمان چی بود؟

۱۰ دیدگاه

  1. شهلا گفت:

    عالی بود

    1+
  2. شهلت گفت:

    عالی بود

    1+
  3. الهه گفت:

    عالی بود موفق باشید

    1+
  4. الهه گفت:

    عالی بود، موفق باشید

    1+
  5. رضا گفت:

    قلم روان و وگرمی داره این نویسنده….

    2+
  6. سوگند گفت:

    خیلی خوب بود موفق باید

    3+
  7. سوگند گفت:

    خیلی خوب بود .

    4+
  8. سوگند گفت:

    خیلی خوب بود

    3+
  9. فاطمه گفت:

    خوب، فقط کاش تو اینستا هم بذارید و نویسنده رو هم تگ کنید که بتونیم رمان های بعدی نویسنده رو هم بخونیم

    5+
  10. مریم گفت:

    عالی

    4+
...بیشتر

رمانکده را در رسانه ها دنبال کنید...

  • telegram
  • google
  • facebook
  • instagram
خبرنامه

جهت دریافت آخرین مطالب منتشر شده ایمیل خود را وارد نمایید.