رمان های ویژه سایت ما همه رمان ها
دانلود رمان دختران مثبت در همسایگی پسران منفی

دانلود رمان دختران مثبت در…

دانلود رمان دختران مثبت در همسایگی پسران منفی "این رمان اختصاصی انجمن رمان‌های عاشقانه‌ است...

دانلود رمان ساقه ترد تپش

دانلود رمان ساقه ترد تپش

دانلود رمان ساقه ترد تپش دینا به دنبال یافتن آرامشی که گم کرده به خانه...

دانلود رمان فریاد بی صدا

دانلود رمان فریاد بی صدا

دانلود رمان فریاد بی صدا فریاد بی‌صدا فریاد مردیست که با تمام احساس و روحیه‌ی...

دانلود رمان ماریتا

دانلود رمان ماریتا

دانلود رمان ماریتا دلنواز دختری محکم و مستقل است که در پی آسیب های روانی...

دانلود رمان چیره دل

دانلود رمان چیره دل

دانلود رمان چیره دل به قلم: کلثوم حسینی نوع قلم: ادبی با دیالوگ محاوره. شخصیت‌ها:...

دانلود رمان آوازه

دانلود رمان آوازه

دانلود رمان آواز برهان خسته از کشمکش های موجود در خانواده راهی تهران میشه تا...

دانلود رمان چه خوبه عاشقی

دانلود رمان چه خوبه عاشقی

دانلود رمان چه خوبه عاشقی تاریخ:  به وقت سوم مرداد ماه نود و هشت. توضیح:...

دانلود رمان چتر خیس باران

دانلود رمان چتر خیس باران

دانلود رمان چتر خیس باران رمان: چترخیس باران. ژانر: عاشقانه. خلاصه: باران دختری که درگیر...

شما در مسیر:

صفحه اصلی

رمان عاشقانه

دانلود رمان نیلوفرانه

هستید.

دانلود رمان نیلوفرانه

دانلود رمان نیلوفرانه

عماد ……
مردی از جنس همه مردهای اطرافش !
مردی با اشتباهات ریز درشت !
ولی با این تفاوت که قلبی پر از فداکاری داره !
قلبی که بین دو عشق از دو جنس متفاوت گیر افتاده است !
گذشته اش را فراموش کند و به آینده ای پر تشویش پا بگذارد یا همچنان با همان گذشته مجهولش سر کند ؟

دکتر عماد فتحی پزشک مورد تایید از طرف دانشگاه به عنوان استاد جایگزین انتخاب شده است هیچ کدام از نزدیکان او از گذشته‌اش و ماجراهایی که از سر گذرانده خبر ندارد در این بین خواسته و ناخواسته وارد مشکلات زندگی نیلوفر و نامزدش می‌شود و اینگونه نیلوفرانه رقم میخورد …..

 

رمان های دیگر ما:

صدای خش خش برگ ها زیر پاهایش صدای مرگ میداد گوشی را به
گوشش محکمتر چسباند و گفت : فرزاد دلم برات تنگ شده
قطره اشکی لجوج که گوشه چشمش جمع شده بود را با حرص پس زد
و گوشی را پایین آورد دلش گرفته بود بیشتر از دو ماه بود که نامزدش
را ندیده بود مژگان از پشت صدایش می کرد قدم هایش را آهسته کرد تا
به او برسد ولی برنگشت مژگان هن هن کنان کنارش ایستاد بازوی او
را گرفت و گفت :وایستا دختر نفسم گرفت
کمی دو لا شد تا نفسش جا بیاید نیلوفر کلافه چشمهایش را در کاسه
چرخاند و گفت : حوصله ندارم میخوام برم خونه

_چی می گی یعنی کلاس استاد مهابادی رو نمیمونی ؟
اشک در چشمش حلقه زد مژگان با ناراحتی گفت : چت شده تو ؟
دستش را گرفت و روی نیمکت نشستند زمزمه کنان گفت : فرزاد
زنگ زده بود
کمی مکث کرد سرش را پایین انداخت و ادامه داد : میگه سفرش یه
ماه دیگه طول میکشه خسته شدم از چشم انتظاری
_ حالش چطور بود ؟
: خودش که میگه خوبه ولی صداش نا امیده
_ توکل کن به خدا ، اونم نرفته که تفریح کنه ایشالاه که خوب میشه بر
میگرده

مطالب پیشنهادی ما

9+
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: عطیه.س
  • تعداد صفحه: 660
  • توجه:

    این رمان اختصاصی سایت رمانکده میباشد و کپی برداری از این اثر چه با ذکر و چه بدون ذکر منبع حرام می باشد .

  • منبع: www.Romankade.com

نظرتون راجب این رمان چی بود؟

۵ دیدگاه

  1. ناشناس گفت:

    رمان خیلی عالی بود توصیه می‌کنم بخونینش

    0
  2. ناشناس گفت:

    خیلی خیلی خوب بود

    0
  3. گل گلی گفت:

    خیلی خیلی خیلی خوب بود توصیه میکنم بخونیدش

    0
  4. fatemeh81z گفت:

    قشنگ بود

    0
  5. ناشناس گفت:

    بسیار رمان زیبایی بود

    0
...بیشتر

رمانکده را در رسانه ها دنبال کنید...

  • telegram
  • google
  • facebook
  • instagram
خبرنامه

جهت دریافت آخرین مطالب منتشر شده ایمیل خود را وارد نمایید.