رمان های ویژه سایت ما همه رمان ها
دانلود رمان گل شب بو

دانلود رمان گل شب بو

دانلود رمان گل شب بو داستان گل‌شب‌بو قصه‌ی دخترخاله و پسرخاله‌ایست که بی‌نهایت عاشق هم...

دانلود رمان جدال عشق و غیرت

دانلود رمان جدال عشق و…

دانلود رمان جدال عشق و غیرت روایت #واقعی از #استاددانشگاهی به نام #کمیل که #به...

دانلود رمان گناه سفید

دانلود رمان گناه سفید

دانلود رمان گناه سفید «تقدیم به امید و نور چشم شیعیان، آقا صاحب الزمان و...

دانلود رمان زیبادخت مظلوم

دانلود رمان زیبادخت مظلوم

دانلود رمان زیبادخت مظلوم رمان زیبادخت مظلوم... اثری فوق عاشقانه و عاطفی❤️❤️❤️ نویسنده: لیدا صبوری...

دانلود رمان اتهام واهی

دانلود رمان اتهام واهی

دانلود رمان اتهام واهی من دختر مذهبی که پدرم به خاطر آبرویش و نقشه‌ی برادروهمخونم،...

رمان تنفر دوار

دانلود رمان تنفر دوار

دانلود رمان تنفر دوار دختر #شیطونی که تو #جیب‌بری حرفه ای و اینبار برای خالی...

دانلود رمان در غم خود شادم

دانلود رمان در غم خود…

دانلود رمان در غم خود شادم مقدمه: هرگز این قصه ندانست کسی: آن شب آمد...

دانلود رمان اقتدا کن

دانلود رمان اقتدا کن

دانلود رمان اقتدا کن اقتدا کن به " دلت " هر وقت بین دو راهی...

شما در مسیر:

صفحه اصلی

رمان عاشقانه

دانلود رمان گریه میکنم برایت

هستید.

دانلود رمان گریه میکنم برایت

دانلود رمان گریه میکنم برایت

سوران پسری خوش استایل،شیطونہ کہ تو خانواده ای در سطح متوسط بزرگ شده و هیچ اعتقادی به عشق و عاشقے نداره ،به دنبال یک تماس تلفنی اشتباه با آرام آشنا میشه. آرام دختری زیباست و با اینکه در یک خوانواده با سطح بالا بزرگ شده اما کاملا خجالتی ، سربه زیر و پاکہ.پایانی خوش

رمان های دیگر ما:

 

 

سوران به قصد تفریح رابطه ش با آرام رو ادامه میده و برای سرکار گذاشتن آرام کلی دروغ و

دغل بهم بافته ،اما شخصیت پاک و ساده ی آرام مجذوبش میکنہ ودراین بین میفهمه که عاشق شده و…

عاشقانه ی بین آرام و سوران روایتگر تاوانـِ یک دلبستگےست.
عشقے کہ دختری را بر مرز جنون میکشاند و اتفاقاتی کہ پسری شوخ طبع را به کوه غرور مبدل میکند…

کلی دخترارو دست انداختیم کلا با دختر عموهام و دختر عمه هام راحت بودیم

مثل ناموس بودن برام و من هیچوقت به خودم اجازه نمیدادم که نگاه بد بهشون داشته باشم

طرفای ظهر بود تو رفت و آمد اماده کردن بندوبساط ناهار بودیم که گوشیم زنگ خورد

شماره ناشناس بود باخودم گفتم حتما ازون دختر سیریشاست ک

خرجشون بالا زده بود و پیچونده بودمشون و میخواستم جواب رد بدم

اما پشیمون شدم شماره مال تهران بود شاید ازمون قبول شدم زنگ زدن!!!! دکمه اتصالو زدم

روی تخت دراز کشیده بودم و به

حرفای حسام فکر میکردم’ دیروز رفتن

و قبل از رفتنشون باهام حرف زد.

–سوران تا کی میخوای ول بچرخی داداش؟؟

–چیکار کنم اخه حسام؟چندجا ازمون دادم ولی میدونی که از کار پشت میزی خوشم نمیاد.

–ببین سوران یه قطعه هست تو شرکت ازالمان وارد میشه دونه ای

 

رمان های دیگر ما:

10+
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده:
  • تعداد صفحه: 1125
  • توجه:

    این رمان اختصاصی سایت رمانکده میباشد و کپی برداری از این اثر چه با ذکر و چه بدون ذکر منبع حرام می باشد .

  • منبع: www.Romankade.com

نظرتون راجب این رمان چی بود؟

۵ دیدگاه

  1. لعیا گفت:

    تازه میخوام بخونم ولی تعریفشو شنیدم

    0
  2. Nafas گفت:

    واقعا عالی بود

    2+
  3. ناشناس گفت:

    عاللیی

    2+
  4. حدیث گفت:

    من عاشق این رمانم واقعا عالیه ❤❤

    3+
  5. fatemeh81z گفت:

    خوب بود

    4+
...بیشتر

رمانکده را در رسانه ها دنبال کنید...

  • telegram
  • google
  • facebook
  • instagram
خبرنامه

جهت دریافت آخرین مطالب منتشر شده ایمیل خود را وارد نمایید.